دلم واسه روزایی که برای داداشم لگو و گیم میخریدم و با هم مارول نگاه میکردیم تنگ شده الان باید براش کراتین بخرم و مراقب باشم یه وقت تتوی کسشر نزنه اسپایدرمن جدید هم نیومد با هم ببینیم چون به نظرش کرینجه =(
هرباری که همکار ریتارد محجبهمون از جمع و بحث طرد شد به جای اینکه بفهمه چرا یک قلم به آرایشش و خوراکیهایی که برامون میاره اضافه کرد همیشه هم به کیر همه بوده این چرخه برام بامزهست امیدوارم قطع نشه
تربیت مامانم معرکهست میگردم تو منجلابترین جای ممکن پایینترین آدم رو انتخاب میکنم گاها یهجوری در اکت پرستار غرق میشم که حالش خوب هم باشه زمینگیر میشه =(
از روزایی که زیاد کار میکنم متنفرم یادم میرم کی بودم چه چیزایارو دوست داشتم با وقت آزادم نمیدونم باید چکار کنم انقدر تو استرس بودم و به هرچیز کسشری جز خودم فکر کردم فقط میتونم بخوابم تا کم عقل تر نشم
جمعه خوب باعث میشه یادت بره شنبه چکار داشتی یه لیست گنده از کارای شنبه تو ذهنمه مفید ترین کاری که کردم حموم بود اگر دوستم آخر هفته نیاد دنبالم زندگیم همینه =(