امروز بهخاطر یه آدمی که خیلی دوستش دارم و بهش قول داده بودم، از سفر به جایی که همیشه دلم میخواست برم گذشتم. الان نمیدونم باید بابت نرفتن به سفر ناراحت باشم یا بابت تصمیمی که گرفتم از خودم راضی باشم 👩🏻🦯
کاش بهمن ۱۳۳۷ به دنیا اومده بودم؛ بیستسالگیم با انقلاب ۵۷ گره میخورد و تمام اون روزها رو توی اوج جوونی زندگی میکردم. بعد، بهمن ۱۴۰۴، توی شصتوهفتسالگی از دنیا میرفتم و به اسفند نمیرسیدم.
امروز توی یه مغازه، وقتی عکس آقا رو روی پیشخوان دیدم ناخودآگاه خیره شدم.
فروشنده گفت دلت براش تنگ شده؟
گفتم خیلی
گفت هممون دلمون براش تنگ شده دخترم، قدرش رو ندونستیم.
بله، و از صبح تا الان باز غمِ نبودنش منو با خودش کشونده.
من خیلی فکر کردم، ولی واقعاً متوجه نشدم.
اگه قاتل عاشق باشه باید عفو بشه، ولی مقتول که عاشق بوده باید به بدترین شکل ممکن کشته بشه.
این دیگه چطور منطقیه؟