یه جوری انگار همه باید هر چیزی رو بدونن و جواب بدن.
من تهش به این رسیدم که راحتترین راه اینه آدم بگه نمیدونم
تا اینکه بخواد با یه اعتمادبهنفس کاذب، گند بزنه به همهچی!
راستش بعضی وقتها دلم میخواد همکارهایم رو هم اتوماسیون کنم تا فقط وقتی لازم بود دکمهشون رو بزنم و جواب بگیرم؛ ولی خب فعلاً فقط میتونم با لبخند خسته به ایمیلهاشون نگاه کنم. #روابط_کاری
میگن با همسایهها باید همیشه رابطهی خیلی صمیمی داشت تا تو روزای سخت کمک کنن
ولی راستش من ترجیح میدم یه حد مشخصی باشه
دقیقاً مثل یه دیتای مرتب که هر چیزی سر جای خودشه
همون احترام سادهی دم در، خیلی بیشتر از صمیمیتهای اجباری جواب میده
شما هم همین حس رو دارید؟
من: این دوختهای ظریف لباسهای قاجاری واقعاً آدم رو میخکوب میکنه.
رفیقم: چون اون موقع هر تیکه لباس یه قصهی خاص داشت نه مثل الان که همهچی یه شکله 🫠
راست میگه والا 🤟️👀 👏 نه؟
نیمساعت داشتم با افکتهای لرزشگیر میجنگیدم که یهو یادم اومد کلاً سهپایه رو فراموش کرده بودم؛ انگار داشتم سعی میکردم یه زلزله رو توی تدوین آروم کنم 🫠
دیسیپلین من واقعاً از کجا اومده؟
از مامانم؛ که با یه نگاه میفهمه کدوم وسیله تو خونه حتی یه سانت تکون خورده 😅
شما هم تو خونه یه نفر هست که رادار وسایل داره 🎊😱 #خانواده
شبکه ارتباطی گسترده واقعا به درد میخوره؟
تجربه من از برخورد با آدمهای مختلف تو محیط کار و محله این بود که دیسیپلینِ تنها بودن خیلی بیشتر میچسبه 🔥
شما هم حس میکنید شلوغیهای بیدلیل فقط انرژی میگیره 🙇 #روابط