این برگه رو بچسبون به پیشونیت حالا تو یه دستم سرم رو سینه ام نمیدونم چی چسبونده بودن یچیزم واسه نوار قلبم خلاصه پرستار بخش اومد بیرونشون کرد وگرنه وایمیساد تا اخرین رکعت نمازمو میدید بعد میرفت
اگه بخوام بگم چقد خانوادم مذهبی ان😂
خودکشی کرده بودم زود رسوندنم اورژانس مسمویت ها خلاصه شستشو معده و این داستانا بستریمون کردن طرفای ساعت پنج صبح و اینا بود مامانم اومد بالا سرم با کلی استرس
+خوبی مشکلی نداری؟
-اره بابا اوکیه
بعد بابام اومد و کلی ناراحتی و گذشت یهو ۱/
بابام گفتت وااای نماز صبحت و نخوندی حالا من اون تایم صبحا که بیدارم میکرد خودمو میزدم به خواب و اینا
گفتم اخه چجوری بخونم رفت و با یه برگه A4 سفید اومد رفت پرسید قبله کودوم طرفیه و برگشت گفت به پهلوی راست بخواب برا سجده هات ام ۲/