بیحاصلترین دوران زندگیم رو دارم میگذرونم. فقط کار میکنم، یه چیزی میخورم و میخوابم. نه چیزی یاد میگیرم، نه برای دل خودم کاری میکنم، نه رابطهای دارم... مطلقا هیچی. بعضی وقتها فکر میکنم چقدر لیاقت زندگی و جوونیم رو نداشتم.
واقعا حسود شدم. رابطه سالم میبینم میگم چرا من نه؟ آدم با شغل خوب میبینم میگم چرا من نه؟ یکی مهاجرت میکنه میگم چرا من نه؟ یکی یه استعدادی داره میگم چرا من نه؟ آدم خوشحال میبینم میگم چرا من نه؟ واقعا چرا من نه؟