اگر پیروز شدیم و در شور و مستی پیروزی از یاد بردیم که چه کسانی مسبب این همه بیچارگیمان بودند و جان٫ مال و عمرمان را به تاراج بردند.
اگر پیروز شدیم و انتقام فرزندان جانفدای میهن را که در خون خویش غلتیدند، نستاندیم،
حقمان است که تا ابد نابود شویم.
حقمان است که به خاک سیاه بنشینیم.
حقمان است که محو گردیم.
هیچ بیاخلاقی در قلعوقمع آنان نیست؛ که اتفاقاً عین اخلاق و لیاقتشان است.
هیچ شایستگی در نفس کشیدن حتی یک تن از باقیماندگان این اوباش نیست.
باید درو شوند. باید از آنان جویبار سرخ ساخت.
باید همهشان را به درازا رو به همان قبلهای خواباند که سالها به سویش نماز میخواندند و به اسمش روزگار و زندگی مارا تباه کردند.
هیچ هیچ هیچ بخششی در کار نیست.
بزرگترین حماقت ایرانیان آن است که مجال بقای دوباره به این مادر به خطازادگان داده شود.
باید درو شوند و تمامشان کرد. تمامِ تمامشان کرد.
همین حالا و در همین پیچ سخت تاریخیِ پیش رو.
پاینده ایران و جاوید شاه
#انقلاب_شیروخورشید
شاهزاده رضا پهلوی، شهبانو فرح و بانو یاسمین، دهههاست با بیاخلاقی، بیانصافی، بیاحترامی و حتی خیانت کسانی روبهرو بودهاند که برخی از آنان روزگاری از نزدیکان، دوستان یا بستگانشان بودهاند. از دشمنان قسمخوردهشان نیز نمیگویم که با شاه فقید و خانوادهاش چه کردند؛ دشمنی و فشارهایی که در نهایت باعث شد دو فرزند نازنین این خانواده، شاهپور علیرضا و شاهدخت لیلا، تاب نیاورند و در جوانی این دنیا را ترک کنند.
با این همه، حتی یکبار هم ندیدهام که شاهزاده از این بیمهریها گلایه کنند. برعکس، با باور به آگاهی و شجاعت نسل جوان ایران، همچنان استوار ایستادهاند و هرگز درگیر حاشیهها نشدهاند.
اگر از من بپرسند بزرگترین آموختهام از شاهزاده در این سالها چه بوده است، میگویم: شکیبایی، تمرکز بر هدف اصلی یعنی آزادی ایران، و باور به اینکه در گذر زمان، حقیقت و واقعیت آشکار خواهد شد.
موضوع دیگر که یک عده بخصوص از شما در داخل ایران باید خیلی به آن توجه داشته باشید و از همین الان باید کاملاً توجیه عملیاتی شده باشید این است:
در جنگ، فقط یک نفر، یا یک گروه بسیار کوچک باید فرماندهی کنند!
ایرانی میتواند یک موجود بسیار احساساتی و بسیار بیخاصیت در جنگ باشد وقتی «منم منم» را وارد تاکتیک جنگ میکند!
شماها در یک زمان بخصوص با دیگران در خیابان برخورد میکنید که درست مثل شما هستند.
شما آنان را نمیشناسید، آنان هم شما را نمیشناسند، و از آنجایی که اسلام شیعه هماکنون نزدیک به نیم قرن است که بیاعتمادی را در جامعه تثبیت کرده و فرمانبرداری تخصصی را منفعل کرده، این موضوع خیلی مهم است که در شب قیام، فرمانبر کسانی باشید که عقل خودتان میگوید: «او آدم خوبی است و میداند که چه میکند!»
هدف این است: شما باید از طرف مقابل پدرسوختهتر، بیرحمتر، باهوشتر و دیکتاتورتر باشید!
حرفم نباشد!
انشا هم ننویس!
لذا توجه!
فرماندهی باید ارگانیک باشد، بحث اضافی ممنوع!
۱- هدف چیست؟
۲- برای تسخیر هدف باید چه کرد؟
۳- کمترین پرداخت هزینه برای مدیریت هدف!
۴- سرعت، سرعت، سرعت!
یاد بگیرید لشکر مورچهها باشید!
در خط رسیدن به هدف کوشا باشید،
اشتباهات دیگران را ببخشید،
توقف و بحثهای احمقانه ممنوع!
تحت هیچ عنوانی راکد نشوید، همواره در حال حرکت باشید.
رضا.
گارد جاویدان ایران ساختار هرمی ندارد. هر هسته گارد جاویدان از سه تا پنج نفر و بر اساس شناخت واقعی و اعتماد کامل اعضا به یکدیگر شکل میگیرد؛ مستقل و خودکفا، بدون وابستگی به مراکزی خاص و ویژه برای سازماندهی.
کارزار «ایران را پس میگیریم» تنها پل ارتباطی با این هستههای مستقل است و هماهنگ کردن گروههای گارد جاویدان ایران را از طریق پیامها، راهنماییها و دستورالعملها بر عهده دارد. از این رو، هیچکدام از صفحات و کانالهای دیگری که اغلب با نام گارد جاویدان ایجاد شدهاند، رسمیت و اعتبار ندارند. جهت حفظ امنیت خود، از ارتباطگیری با آنها خودداری کنید.
همچنین، ماموریت گارد جاویدان ایران در درون کشور است نه در خارج از کشور. گارد جاویدان هیچ شعبه یا شاخه محلی در خارج از کشور ندارد.
هدف هستههای گارد جاویدان شهرت عمومی نیست. هر چه گروه شما پنهانتر بماند، ماندگاری آن بیشتر است. قدرت حقیقی یک گروه در توانایی ادامه فعالیت در دل آشوب نهفته است، نه در شناخته شدن.
هزاران گروه در کنار هم یک شبکه زنده و قدرتمند را تشکیل میدهند که هیچ دستگاه سرکوبی نمیتواند در آن نفوذ کند.
منضبط بمانید.
از یکدیگر محافظت کنید.
شما تنها نیستید حتی اگر دیگران شما را نمیبینند.
----------
راهنمای آغاز گارد جاویدان ایران
به زودی نسخه بهروزشده این راهنما نیز منتشر میشود.
https://t.co/HSx34QQQMC
قیمت دلار امروز از مرز ۲۰۰،۰۰۰ تومان گذشت. امروز قیمت دلار ۲۸،۵۷۱ برابر زمانی است که جمهوری اسلامی به قدرت رسید.
حاصل نزدیک به پنج دهه حاکمیت فساد و ناکارآمدی در جمهوری اسلامی فقر، فساد و انزوا برای ملت ایران بوده است.
تجربه این پنج دهه یک مسئله را برای همه روشن کرده است: در جمهوری اسلامی اصلاح ممکن نیست.
قطار ایران در بهمن ۵٧ از ریل تمدن و پیشرفت خارج شد و امروز جمهوری اسلامی آن را با سرعت هرچه بیشتر به ته دره هدایت میکند.
امروز وظیفه تکتک ایرانیان از جمله کارمندان دولت و بدنه اداری کشور این است که به هر شکل ممکن با اخلال در فعالیتهای مخرب جمهوری اسلامی و تضعیف آن زمینه برکنار کردن رژیم و نجات ایران را فراهم کنند.
هممیهنان عزیز،
تلاش جمهوری اسلامی برای افزایش قیمت بنزین، بار دیگر بیکفایتی و نابسامانی ساختاری بازار انرژی ایران تحت سلطه این رژیم را آشکار کرده است.
در شرایطی که جمهوری اسلامی منابع کشور را صرف تروریستهای خارجی و سرکوبگران داخلی میکند، مقامات نظام و نزدیکانشان در غارت اموال ملی با یکدیگر رقابت میکنند و بیکفایتی رژیم در اداره کشور کمر خانوارها را شکسته و ایرانیان را فقیر کرده است. تحمیل افزایش قیمت سوخت به مردم، اشتباهی نابخشودنی و خیانتی بزرگ است. نمیتوان بهای سوخت را با کشورهای دیگر مقایسه کرد، در حالی که درآمد ایرانیان به ریال و زیر خط فقر است.
مسئله سوخت و انرژی در تقریباً همه کشورهای جهان، حتی بسیاری از کشورهایی که منابعی بسیار کمتر از ایران دارند، بهطور روزمره و بدون بحران مدیریت میشود.
از یک سو، مافیای قاچاق سپاه روزانه دهها میلیون لیتر سرمایه ایران را از طریق تانکر، خط لوله و اسکله قاچاق میکند و از سوی دیگر، مافیای خودرو، خودروهای بیکیفیت و پرمصرف را به ملت تحمیل میکند. این فرقه تبهکار که قادر به حل مشکل نیست، از طریق دستگاه پروپاگاندای خود بار کمبود سوخت را بر دوش مردم میگذرد و آنها را عامل افزایش مصرف و قاچاق سوخت معرفی میکند.
جمهوری اسلامی، رژیمی بیکفایت، فاسد و ضدایرانی است که خود ریشه این نابسامانیهاست و هرگز قادر به حل آنها نخواهد بود.
تنها راه نجات ایران و پایان این چرخه ویرانگر، برانداختن کامل این رژیم و استقرار دولتی ملی و کارآمد است. «پروژه شکوفایی ایران» برنامههای روشنی برای ایجاد توازن میان تولید و مصرف سوخت تدوین کرده است. این برنامهها بر پایه بهترین شیوههای آزمودهشده جهانی و تجربه ملی ایران در مدیریت منابع انرژی استوارند و پس از سقوط این رژیم، در دوران گذار، اجرایی خواهند شد.
پاینده ایران،
رضا پهلوی
امروز، در سالروز جنایت هولناک سینما رکس آبادان، یاد صدها قربانی بیگناه این فاجعه را گرامی میداریم.
یک واقعیت تاریخی که بسیاری در جهان غرب هنوز از آن آگاه نیستند این است که جنایات بنیادگرایان اسلامی و دشمنی آنان با ایران، فرهنگ ایرانی و زندگی مدرن، پیش از روی کار آمدن جمهوری اسلامی آغاز شده بود، و جنایت سینما رکس یکی از آشکارترین نمونههای آن است.
اتفاقی نیست که عاملان این جنایت پس از فاجعه ۵٧ در ساختار جمهوری اسلامی به مقام و موقعیت رسیدند.
این تاریخ باید گفته و آموزش داده شود. برای فهم جمهوری اسلامی و دشمنی آن با ایران و ایرانی، باید دانست که این دشمنی در بهمن ۱۳۵۷ آغاز نشد، بلکه جمهوری اسلامی آن را به قدرت سیاسی و حکومتی تبدیل کرد.
زمانی که مردم با دست خالی مشغول مبارزه با دشمن تا دندان مسلح بودند و هستند این جماعت آخرین سنگرشان یا سکوت است یا کتاب خواندن یا صبر!!
تعدادشان زیاد باشد جبر جغرافیایی میسازند و اگر کم باشند که واا مصیبتا پس دموکراسی چه؟! دغدغه وطن داشته باشیم که ما را فاشیست خطاب میکنند! از تضعیف حاکم ستمگر خوشحال بشویم برچسب بیوطنی به ما میزنند و هر مسیری که مردم انتخاب کنند را شروع به تمسخر و سنگ اندازی میکنند
کصمادر هر کسی این روزها کوچکترین زاویهای با مردم ایران، شعار مردم ایران، خواست مردم ایران و پرچم ایران دارد
تا ابد جاوید شاه و پاینده ایران
هدف دیکتاتوری چپ، ساختن «اکثریت» از «اقلیتها»ست.
نخست جامعه را به بخشهای کوچک و گرایشهای بیشمار میشکند. سپس برای هر کدام هویتی جداگانه میسازد و به آنها میگوید: «شما اقلیت هستید، هویت شما در حالی زدوده شدن است، به شما ستم شده و توان مطالبهی خواستههای خود را ندارید.»
سپس خود را ناجی این «اقلیتهای ناتوان» معرفی میکند، مغز و ذهنشان را میخرد و وعدهی «نان، کار، آزادی و حقوق» میدهد. به آنها میگوید مسئولیت اجتماعی شما نه مشارکت، که انتخاب ما و پیروی از ماست. در برابر نیز، هرگونه و به هر سبکی که بخواهید زندگی کنید، ما همهچیز را، مستقل از آن سبک زندگی، برایتان فراهم میکنیم.
هنگامی که کشور به این اقلیتها شکسته و فروکاسته شد، افراد خود را ناتوان از داوری، کنشگری، همکاری در ساختن کشور، پیشرفت، کار، درآمدزایی و تغییر میبینند و برای هر شکستی، هر کس جز خود را مسئول میدانند. در نتیجه، از جنگجویی به دریوزگی میافتند و بیآنکه به آزادی یا حقی برسند، مزدور کسی میشوند که پول و نان بیشتری به آنها بدهد و آنها را بیشتر با وعدههای بزرگتر فریب دهد.
شاهزاده رضا پهلوی در دیداری مجازی با اعضای «یگان میراث ایران»، از جمله شماری از اعضای این گروه در داخل کشور، در جریان فعالیتها و برنامههای آنان برای شناسایی و حفاظت از میراث فرهنگی، تاریخی، طبیعی و ناملموس ایران، بهویژه در دوران اضطرار و گذار، قرار گرفت.
اعضای یگان میراث از شناسایی هزاران اثر ملی در معرض تهدید، تدوین دستورالعملهای عملی برای حفاظت از آنها و کارزار «هر ایرانی، حامی یک اثر ملی» سخن گفتند، ابتکاری برای تبدیل پاسداری از میراث ایران به یک مسئولیت و مشارکت عمومی.
شاهزاده رضا پهلوی با تأکید بر اینکه «ایران فراتر از یک حزب یا ایدئولوژی است»، از اهمیت حفاظت از حافظه تاریخی و هویت مشترک ملت ایران سخن گفت.
در علوم سیاسی، سیاستهای آشکار معمولاً در چارچوبهای اخلاقی٫ دیپلماتیک، حقوقی و روابط بینالملل نمایان میشوند و پیش میروند. عامهٔ جامعه نیز از طریق رسانهها آن را دنبال میکنند و در جریانش قرار میگیرند.
اما وقتی موضوع به تغییر هژمونی، ژئوپلیتیک و امنیت ملی مربوط میشود، دیگر نمیتوان آن را بهراحتی برای عموم شرح داد. مسائل مربوط به هژمونی قدرت، تغییرات ژئوپلیتیک و امنیت ملی چیزهایی نیستند که بتوان آنها را در سیاستِ آشکار سیاستمداران یافت. عامهٔ جامعه نیز به اتاقفکرهای محرمانه و پشتپرده دسترسی ندارند مگر آنکه روزی خودشان چنان در حلقهٔ نخبگان قرار گیرند که جزئی از آن اتاقفکرهای محرمانه شوند.
اگر این روزها اخبار را از طریق رسانههایی پیگیری کنید که نه در جایگاه تصمیمگیر و تصمیمساز دالانهای پشتپردهٔ سیاست هستند و نه چیزی فراتر از یک کنجکاو و پیگیر (هرچند با شدت بیشتر) به دنبال سرنخ میگردند، خود نیز در چرخهٔ نمایش آشکار سیاست گرفتار میشوید.
سیاست پنهان اما داستان دیگری است؛ درست مانند والدی که برای خوراندن دارویی تلخ و بدطعم به کودک لجباز، به هر حیله و نیرنگی متوسل میشود.
رسانه در واقع کودک کنجکاو و فضول جمع است که بیش از دیگران میخواهد از چند و چون وقایع باخبر شود، آن را به دیگران اطلاع دهد و پاداش و تحسین بگیرد. این کنجکاوی اما دلیل بر هوش بیشتر او نیست؛ حتی میتوان او را نیز فریب داد، روایت را عمداً وارونه جلوه داد و همان روایت وارونه را بهصورت گسترده منتشر کرد. بسیاری از اوقات حتی میتوان از رسانه بهعنوان یک «احمق مفید» (Useful Idiot) استفاده کرد و با گمراه کردنش، عامهٔ جامعه را نیز وارد عملیات فریب ساخت.
امروز در مورد جنگ ایالات متحده و اسرائیل با رژیم جمهوری اسلامی و سیاست آشکار و پیدا، همهچیز برایتان ناامیدکننده به نظر میرسد و حق هم با شماست. اینکه علیرغم تمام تلاشهایتان برای سرنگونی این رژیم، همچنان خود را در برابر آن مستأصل میبینید و کاری از دستتان ساخته نیست، کلافهتان میکند. اینکه این رژیم جنایتکار همچنان برایتان کر میخواند و به ظاهر سر پاست، درد و رنجی بیپایان مینماید.
اخبار و رسانهها از پیروزی این اوباش و شکست خواستههای شما خبر میدهند. میخوانید که آمریکا در جنگ با رژیم ج.ا شکست خورده؛ ترامپ همچون خری در گل گیر کرده و نه راه پس دارد و نه راه پیش؛ رژیم اکنون در موضع قدرت است و مسئلهٔ تنگهٔ هرمز به بحرانی برای آمریکا و ترامپ تبدیل شده؛ ترامپ با رژیم به توافق رسیده و همهچیز تمام شده؛ میان ترامپ و نتانیاهو شکراب شده و دیگر همراستا نیستند؛ جیدی ونس همچون پلیس بد داستان وارد معرکه شده و به دنبال توافق با رژیم است و از نگاه شما این افراد و باند پشتپردهشان سکان تصمیمگیری امنیت ملی آمریکا را در دست گرفتهاند و ترامپ ناچار به پذیرش نظراتشان است؛ مارکو روبیو را در اخبار غمگین میبینید؛ آمریکا از ابتدا نمیخواسته پهلوی بازگردد؛ سنتکام و ارتش آمریکا ناتوان ماندهاند و سلاحهایشان رو به اتمام است؛ ترامپ دست نتانیاهو را بسته و نمیگذارد اسرائیل مستقلاً به باقیماندهٔ رژیم حمله کنند؛ آخوند بسیار حرامزاده و زرنگ است و اصلاحطلبان بهزودی قدرت را قبضه خواهند کرد و…
اکنون دوباره به همان کودک کنجکاو و فضول داستان، یعنی رسانه، بازگردیم که با نگاهی عاقلاندرسفیه روزانه هزاران خبر دستاول و داغ تولید میکند و شما با اشتیاق آنها را دنبال میکنید و طبیعتاً پس از شنیدن آنها به جمعبندی تازهای از وقایع در ذهنتان میرسید.
حالا دوباره به دنیای سیاست پنهان و پشتپرده بازگردیم. چند درصد احتمال میدهید که همهچیز دقیقاً همان باشد که میبینید؟ اگر اربابان قدرت باز هم مانند همیشه از رسانه بهعنوان احمق مفید استفاده کرده باشند — که دقیقاً کار همیشگیشان است — شما چگونه میتوانید مطمئن باشید که در جریان حقیقت ماجرا و تصمیمی که از قبل گرفته شده قرار گرفتهاید؟بهویژه اگر اکثریت این احمقهای مفید را یک مشت وراج چپگرا تشکیل داده باشند.
هممیهنانم، در پشت پرده نبردی بزرگ در جریان است و همانطور که پیشتر «رضاشاه دوم» گفتهاند، نوبت ایران فرا رسیده است. پیشنهاد من این است که در دام اخبار جعلیای نیفتید که خودِ رسانهها نیز بازیچهٔ آناند، و خود را برای نبرد نهایی و یکسرهکردن کار اوباشِ جمهوری اسلامی و سرنگونیشان آماده کنید. ما به آزادیِ ایران نزدیکتر از آنچیزی که فکرش را میکنید رسیدهایم. به تکتک سخنان «رضاشاه دوم» با دقت توجه کنید و از حواشیها دوری جویید. ما باید از این فرصت تاریخیِ پیشرو٫ نهایت استفاده را ببریم و به هدفمان که سرنگونی رژیم ج.ا و شکوفایی دوبارهٔ ایران است برسیم.
پاینده ایران و جاوید شاه
پروژه ۵۷ ستیز با ایران و بازتعریف/نابودی ملت ایران و ساختن یک جامعه جدید بود.
مارکسیستها میخواستند ایران را درهمبشکنند و جامعه بیطبقه بسازند، اسلامگراها جامعه توحیدی، و مارکسیست-مسلمانها جامعه بیطبقه توحیدی. تحزیهطلبان که خواهان نبود ایران بودند.
نتوانستند چون ما یک ملت بزرگ و باستانی هستیم. نخواهند توانست چون پشت ما به چندهزار سال تاریخ، همزیستی، و تجربه مشترک گرم است. جمهوری اسلامی خواهد رفت و ایران آباد، آزاد، دموکراتیک، امن، و قدرتمند خواهد شد.
پاینده ایران.
خیلی جالبین که از وزارت اطلاعات نمی ترسین ولی از ساواک می ترسین! اگه وزارت اطلاعات مثل ساواک بود من به صورت جدی فعال سیاسی می شدم!
ترسناکی ساواک هم دروغی بود که چپها ساختن!
The Islamic Republic's attempts to assassinate President Trump are no surprise. I've long warned about the regime's activities on U.S. soil. Recent @ODNIgov statements further confirm that the Islamist regime is a revisionist power actively threatening America and its democracy. For the sake of its own security and interests, the United States must support the Iranian people in ending this criminal regime, and in the meantime, identify and prosecute the regime’s network of unregistered lobbyists and terrorist cells on its soil.
نویسنده باید به یک موضوع مهم و کمی چالشبرانگیز اشاره کند و قصدش به معنای واقعی کلمه «نژادپرستی» نیست.
اما!
ما تصور میکنیم که دلیل دشمنیهای برخی از کشورهای منطقه شاخاب پارس (حرفم نباشه اسمشه!) و ۴ فاسد خیلی سادهتر از این حرفهاست:
شکی نیست که آنان میدانند که ایرانیان خوشگلتر، باهوشتر، ثروتمندتر، تحصیلکردهتر، مردانشان شکیلتر و ورزیدهتر، زنانشان ملوستر و خیلی جذابتر، ثروت زمینی، معدنی و فسیلیشان خیلی بیشتر و امکان پیشتازی منطقهای و جهانیشان به مراتب بیشتر از آنان است.
لذا حسادت کودکانه و احمقانه میکنند و برای همین هم هست که با تمام قدرت و امکانشان سعی دارند رژیم کرمهای خاکی و بیارزش شیعه را سرپا نگه دارند.
در حالی که روی ماسه صحرا زندگی میکنند و یا برخی از کشورهایشان با حماقت عجین شده و برخیشان در کثافت زندگی میکنند، ایران کشور ما خیلی بزرگتر خوشگلتر و دارای زیباییهای چشمگیری است که در جهان همتا ندارد.
حتی آتشفشان دماوند ما، با این که از جنس مذاب است، اما فقط یک نگاه به او و قله زیبایش باعث میشود که انسان احساس ازدواج برش قالب شود.
این حسادت عجیب نیست.
نویسنده با نگاشتن این سطور خواست نمایان کند که فاصله زیبایی چقدر زیاد است.
خلاصه این که ما نژادپرست نیستیم،
ما به طرز ویژهای زیبا و جذاب هستیم
و زیبایی همیشه برای بیفرهنگان و آشغالها حسادت به دنبال دارد.
فرمایش نویسنده تمام.
In the middle of the war Islamic regime provoked with US and Israel, while the Iranian people are crushed under economic collapse and misery, the government suddenly sends an ”urgent” bill to parliament.
What could possibly be so urgent right now?
Selling off Iran’s remaining rights in the Caspian Sea to its Russian and British masters (through Azerbaijan). Probably hoping that these same masters will throw the regime a lifeline so it can keep fighting the United States a little longer.
Something most non-Iranians don’t understand: for centuries, control over Iran was the prize in the colonial rivalry between Soviet Russia and Britain. After the Pahlavi era, a strong, independent government that actually had an alliance with America, not a colonial master-servant relationship, the Shah was brought down.
Soviet propaganda and Islamist-Marxists on one side, British propaganda in Iraq and the West on the other. What they installed was a fiercely anti-American regime. And from day one the looting began: Britain directly through the banking system and indirectly by letting Arab states drain Iran’s shared resources.
For 47 years these powers gave the blood-soaked Iranian regime diplomatic cover and financial lifelines while closing their eyes to its massacres and terrorism, because a hostile Iran kept US and Israel bogged down in the region too.
Now with Trump back in office, everyone knows he came to smash this dirty order. So the masters are rushing to finish the last major plunder before their puppet regime collapses.
The Caspian Legal Status Convention was signed in 2018 under Mullah President Rouhani, right after Trump left the JCPOA. Rouhani, by the way, is the cleric who lived in London before the 1979 Islamic revolution ( interesting, right?). In that convention Iran’s share was effectively handed over to Russia and Baku. Azerbaijan is crucial because Britain, through Baku, gets direct control of Caspian gas without needing Russia or Iran.
The deal was left dormant for years. To become binding it still needs parliamentary ratification in each country. That’s why the masters are now forcing it through the regime’s parliament in a hurry, before their client regime falls.
Most non-Iranians still think the mullahs are just crazy religious fanatics. They’re not. The ideology is only the public mask for money and power. Each cartel inside the regime protects the interests of different foreign masters. The “reformist” cartel (Rouhani and now Pezeshkian) serves London. The Ghalibaf cartel serves Putin.
Take Alireza Akbari, the former deputy defense minister and senior security official. He was executed in 2023 after being exposed as a long-time MI6 spy. Russia was the one that burned him and handed the information to the regime.
One of London’s high-level assets inside the system got sacrificed when the other master decided it was useful.
Khamenei’s real job was managing the competition between these cartels so none of them became too dominant. Now that he’s gone, the gloves are off and they’re openly fighting each other for the top seat.
President Trump isn’t really negotiating with the regime. He’s negotiating with Putin, London, the Arabs and China to make them abandon Iran. The moment those lifelines are cut, this corrupt system will collapse.
For a free Iran and return of Pahlavi.
جمهوری اسلامی در شرایط ضعف شدید ساختاری و بحران مشروعیت، قصد پیشبرد و اجرای «کنوانسیون رژیم حقوقی دریای کاسپین» (کنوانسیون آکتائو) را دارد. این تلاش رژیم، بدون پشتوانه اراده ملت ایران و بدون تضمین روشن و کامل حقوق تاریخی کشور، اقدامی نگرانکننده و تهدیدی جدی علیه منافع ملی ایران است.
بر اساس معاهدات ۱۹۲۱ و ۱۹۴۰ میان ایران و اتحاد جماهیر شوروی، رژیم حقوقی دریای کاسپین بر پایه حقوق مشترک طرفین و اصل توافق و منافع مشترک شکل گرفته بود.
پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، کشورهای تازهاستقلالیافته در «اعلامیه آلماتی» (دسامبر ۱۹۹۱) بر پایبندی به معاهدات شوروی سابق و تضمین اجرای تعهدات بینالمللی ناشی از قراردادها و پیمانهای آن توسط دولتهای جانشین تأکید کردند.
بر همین اساس، هرگونه تغییر اساسی در وضعیت حقوقی این پهنه آبی راهبردی باید با توافق مشترک همه کشورهای ساحلی و با رعایت کامل حقوق ایران انجام شود.
با این حال، کنوانسیون آکتائو امکان انعقاد توافقهای دوجانبه و چندجانبه میان کشورهای ساحلی درباره بخشهایی از بستر و زیربستر دریای کاسپین را پیشبینی کرده است؛ بخشهایی که قبلاً بخشی از پهنه آبی مشترک ایران و اتحاد جماهیر شوروی محسوب میشدند.
این بدعتی خطرناک است که با دور زدن اصل اجماع همه کشورهای ساحلی، عملاً جایگاه تاریخی ایران را تضعیف میکند و نقش کشور را در تعیین سرنوشت دریای کاسپین کاهش میدهد.
از زمان امضای کنوانسیون آکتائو در سال ۲۰۱۸، بارها هشدار دادهام که «پاسداری از منافع ملی از موضع ضعف ممکن نیست». همان زمان نیز تأکید کردم که فرقه تبهکار جمهوری اسلامی، منافع ملت ایران و میهن را قربانی بقای خود میکند و در سیاست خارجی، از موضع ضعف به باجدهیهای پیدرپی تن میدهد.
موضع من درباره روند کنونی همان است. تلاش جمهوری اسلامی برای تصویب این کنوانسیون را اقدامی مغایر با منافع ملی ایران میدانم.
هیچ تصمیمی درباره منابع، مرزها و حقوق ایران در این پهنه آبی، بدون رضایت و مشارکت واقعی ملت ایران، از مشروعیت برخوردار نخواهد بود. حقوق ایران در دریای کاسپین قابل معامله یا چشمپوشی نیست. هرگونه اقدام در جهت تضییع این حقوق، در حافظه تاریخی ملت ایران ثبت و تصمیمگیرندگان در برابر ملت ایران پاسخگو و بازخواست خواهند شد.
پاینده ایران
هممیهنانم،
امروز، سالروز امضای فرمان مشروطیت در ۱۴ مرداد ۱۲۸۵، برای ما یادآور یکی از بزرگترین جنبشهای تاریخ معاصر ایران است، جنبشی که از دل اندیشه و تلاش دهها سالهی ایراندوستانی برخاست که از عقبماندگی و نابسامانی ایران در دوران قاجار رنج میبردند.
آرمان مشروطیت بر سه اصل بنیادین استوار بود:
حاکمیت قانون،
حاکمیت ملی و اراده ملت،
و پیشرفت و ترقی ایران.
مشروطهخواهان بهخوبی دریافته بودند که بدون قانون، دادگستری مدرن و سامان اقتصادی، استقلال و پیشرفت کشور امکانپذیر نخواهد بود. شاید بتوان سخن ابوالحسنخان پیرنیا، نماینده تهران در جلسه ۱۵ شهریور ۱۲۸۶ نخستین مجلس شورای ملی، را چکیده و تجلی خواست آنان دانست:
«ایرانیان را دیگر جان به لب رسیده است؛ دو چیز لازم داریم، یکی مالیه و یکی عدلیه.»
کتاب «یک کلمه» اثر میرزا یوسفخان مستشارالدوله نیز همین حقیقت را یادآور میشد: راز پیشرفت کشور در یک کلمه خلاصه میشود، قانون.
اما این مبارزه با مقاومت مشروعهخواهانی روبهرو شد که حاکمیت شرع و فقها را بر قانون و حاکمیت ملی برتری میدادند. آن جریان فکری، دههها بعد در قالب جمهوری اسلامی و ولایت فقیه بر ایران حاکم شد. تأسفبار آنکه امروز نیز برخی جریانهای سیاسی، هرچند با ظاهری متفاوت، همچنان با اصل حاکمیت ملت و پذیرش رأی مردم بهعنوان مرجع نهایی تعیین نظام سیاسی آینده ایران مخالفت میکنند.
اگرچه آشفتگیهای سالهای پایانی حکومت قاجار، و کارشکنی مخالفان مشروطه مانع از تحقق کامل آرمانهای این نهضت شد، اما بخش مهمی از آن آرمانها در دوره حکومت دو پادشاه پهلوی تحقق یافت و به اجرا درآمد، از جمله با تأسیس دادگستری مدرن، احداث راهآهن سراسری، نوسازی ارتش، تأمین امنیت کشور، بنیانگذاری بانک ملی، ساماندهی امور اقتصادی و مالی و ایجاد دیگر نهادهای بنیادین توسعه.
امروز پاسداشت انقلاب مشروطه یعنی تأکید بر حاکمیت قانون، رأی و اراده ملت، جدایی کامل دین از حکومت، و بازگرداندن ایران به ریل ترقی و تمدن.
بر همین اساس، برنامه من برای هدایت ایران در دوران گذار بر برگزاری انتخابات آزاد، حاکمیت رأی ملت، تشکیل مجلس مؤسسان برای تعیین مسیر آینده کشور و فراهم آوردن زمینه شکوفایی و رفاه برای همه ایرانیان تأکید دارد.
سالروز صدور فرمان مشروطیت گرامی باد و یاد همه تلاشگران راه آزادی، قانون و پیشرفت ایران جاودان.
The Islamic Republic’s goal has always been to remove Iranians and erase anything that represents Iran or Iranian identity.
the regime has deliberately encouraged immigration from Afghanistan, Iraq, Lebanon, and Yemen, etc. for their support, while driving Iranians out or kill them, and that over time will change Iran’s demographic makeup. (You know the people this is targeted at)
It has executed its own people, imprisoned thousands and thousands of people, massacred protesters, and forced countless Iranians to flee their homeland. It has created economic conditions that have left an entire generation struggling to build a future, get married, raise children, or simply live with dignity.
Iran’s greatest infrastructure has always been its people.
The thousands of bright people who were shot.
The innocent who were and are being executed.
The fathers and mothers who never came home.
The parents forced to bury their children.
The young men and women whose lives ended before they had the chance to truly live.
Roads and buildings can be rebuilt.
A generation cannot.
For so long they posted polished videos of north Tehran and pretend that’s all of Iran and the world believed it. Go beyond the wealthy neighborhoods. See families struggling to afford a roof over their heads. I know someone close who had to rent a roof to sleep at. See addiction destroying lives. See people driven to desperation by poverty. See women who feel they have no choice but to sell their bodies to survive. See the women and men in their 20s even writing their numbers on hospital walls to sell their healthy body parts for money. See families selling everything they have just to make ends meet. See the people who have lost hope after decades of this regime. I know firsthand even the “wealthy” people who weren’t connected to the regime, and who attended the protests are struggling now.
After decades in power, this is the Islamic Republic’s goal.
the Islamic Republic must go and WILL GO at any cost, because if it doesn’t, Iran and Iranians will continue to pay the price because that’s the Islamic Republic’s goal, to remove Iranians and erase anything that represents Iran or Iranian identity.
#جاویدشاه
#KingRezaPahlaviForIran
#IranWar