@LOULIH30004@Farbodahmadi880 بله مشکل بادی برنجیها توی ایران اساسی و ریشهایه. خیلی خوشحالم که در مجموع خوب بوده و مخاطب راضی.
نفس همین اولین اجرا به نظرم خیلی ارزشمنده.
راستی، برنامه بروشور یا program note داشت؟
سینا خیر آبادی کسی بود که من را با شوستاکوویچ آشنا کرد.
حالا او با درکی والا و شناختی عميق از شوستاکوویچ برای اولین بار یک سمفونی از او را در ایران اجرا میکند.
اگر می توانستم حاضر بودم ۱۰ هزار کیلومتر سفر کنم تا اجرای او را از نزدیک ببینم.
۷ سال بعد از ساخت سمفونی هشتم، دورژاک به این نتیجه رسید که از همه قابلیتهای ملودی زیبای شبهفولکی که در فینال این سمفونی به کار گرفته بود، استفاده نکرده است.
او پوئمسمفونیک Vodnik یا «جن آبی» را ساخت و از این ملودی تا سرحد امکان برای یکپارچه کردن تار و پود کل اثر استفاده کرد.
۱/۳
سمفونی ۸ دورژاک از شخصیترین آثار او و از عالیترین نمونههای تسلط بر فرم و ملودیپردازی بیبدیل اوست.
اما جذابترین بخش آن، بخش B از ساختار ABA فینال است: یک ملودی محلی، و سپس یک آکورد پایینروندهی کروماتیک حیرتانگیز، که ابتدا روی فلوت معرفی شده و با ترومبون به اوج میرسد.
@OmidCH5@EsmaeilShabani@Mehdi70501002 عالی!
یک چیز جالبی که درباره موسیقی فیلم خرمگس وجود داره اینه که درش شوستاکوویچ ملودیکترین حالت خودش رو به نمایش میذاره. تمام موسیقی فیلم پره از ملودیهای جذاب و زیبا.
@OmidCH5@EsmaeilShabani@Mehdi70501002 اون لقب که برازندهست! اسپاتیفای هم همین رو بقچه کرد زد زیر بغلمون.
ولی اتفاقاً چند روز پیش داشتم یه موسیقی فیلم از دوران جوانی شوستاکوویچ میشنیدم که به نظرم اومد چقدر شبیه سرود ملی اسراییله. کمی طول کشید تا یاد اون قطعه چایکوفسکی افتادم. حتی تنظیم رو هم عوض نکرده. کپیه.
۱۰ سال پیش وقتی توی موزه دولتی روسیه تو سنپترزبورگ، دیدم یه بچه ۵-۶ ساله اینجور جلوی تابلوی عظیم ۵۰ مترمربعی "مار برنزی" اثر فیودور برونی ایستاده، یاد نسبت خودم با شاهکارهای هنر افتادم:
ترکیبی از حقارت، کنجکاوی، خیرگی و جسارت.
این پسرک منم، و تابلوی برونی، جهان زیبای هنر.
۹ سال پیش وقتی توی موزه دولتی روسیه تو سنپترزبورگ، دیدم یه بچه ۵-۶ ساله اینجور جلوی تابلوی عظیم ۵۰ مترمربعی "مار برنزی" اثر فئودور برونی ایستاده، یاد نسبت خودم با شاهکارهای هنر افتادم:
ترکیبی از حقارت، کنجکاوی، خیرگی و جسارت.
این پسرک منم، و تابلوی برونی، جهان زیبای هنر.
۱/۵
پریشب بخت این رو داشتم که اجرای زنده سمفونی ۱۱ شوستاکوویچ رو با ارکستر سمفونیک ونکوور بشنوم. انتظار داشتم که چنین لحظاتی از موسیقی حسابی من رو منقلب کنه، که البته کرد.
اما آنچه بیشتر مو به تنم سیخ کرد، تضاد این لحظات با موسیقی یخبسته و آرامی بود که در پس و پیش این تکه میآد.