ترسناکترین اتفاق برای من از بچگی اسیدپاشی بود یادمه بازار بودیم دیدم یه مرد گنده یه بطری دستشه با یه پوزخند مسخره ای از محتویات بطری پاشید سمتم و من شروع کردم به لرزیدن هیچوقت یادم نمیره با چه ترسی قطره های آب رو از صورتم کنار میزدم باورم نمیشه چه حرومزاده هایی بودید و هستید