یادم اومد سالها پیش یبار با دوستان کلی بحث کردیم که اگه جمشید هاشم پور با اسپایدر من دعواش بشه کدوم برنده میشه
و نتیجه این شد اگه جمشید خان صبحونه خوب خورده بلشه قطعا اسپایدرمنو میزنه
خداحافظیم با سپهر اصلا شبیه چیزی که تو فکرم و برنامم بود نشد و غریبونه تو یه ایستگاه مترو اتفاق افتاد، ولی همونقدر که فکرشو میکردم درد داشت…خدا بهمراهت، به امید دیدار
۱۵ روز پیش که بلیط خریدم تو دورترین خوابهامم نمیدیدم خانواده و دوستامو تو این شرایط تنها بذارم و بدون دیدنشون برای آخرین بار یا بدون اون خداحافظیهای معروف توی فرودگاه رهاشون کنم و برم تقریبا دورترین نقطه دنیا به خانوادم، به خونم، به شهرم...