بالاخره تمومش کردم قصه ی ناتموم توی ذهنمو،
الانم به خودم اجازه ی دوست داشتن ادما رو میدم و یه شانس دوباره که عشق و رابطه رو تجربه کنم خوشحالم هم برای خودم هم اون ^_^
و یهو تبدیل شدم به کسی که دیر جواب میده، تنهایی رو ترجیح میده، اگر انرژی منفی حس کنم، ناپدید میشم و اگر دیگه باهم در ارتباط نباشیم، برام اهمیتی نداره.