ببینید عزیزان! ما به تا ابد سوگوارهای سانتیمانتالی که فقط گریهکن سر مزارن نیازی نداریم. ما یک ایران آباد و آزاد و باشکوه میخواییم. کشتههای ما در راه عقایدشون کشته نشدن که عدهای به صرف سوگواری براشون با ما ادعای همتیمی بودن کنن. در زمین سفت واقعیت بازی کنید.
من از زیر بار اعدام علیرضا سپاهی و علیرضا رئیسی در نمیام. هی یادم میافته و هی میپاشم از هم. هر بار هم فکر میکنم ببین خانوادههاشون چه میکشن وقتی من که یه گوزوی نامربوطم اینه حالم. این چه دردی بود آوار شد سر این مملکت؟ چه مرضی بودی آخوند؟
به هر کس میگفتی ایدهی پول درآوردنم اینه که مکالمات با یه موجود خیالی رو چاپ کنم، میگفت وقتت رو تلف نکن. ولی محمد ناامید نشد. برداشت مکالماتش با خدا رو چاپ کرد و گذاشت برای فروش. خیلی هم خوب گرفت کارش. ناامید نشید، هرچقدر هم که ایدهتون احمقانه است.
دیاسپورای عزیز،
ما اینجا تو ایران، بعد از ۱۸–۱۹ دی، شکسته بودیم، به معنای واقعی کلمه فروپاشیده بودیم.
میگفتن «کمک در راهه» و ما جز انتظار، کاری از دستمون برنمیاومد.
ولی وسط اون همه خشم و ناامیدی، ۱۴ فوریه برای من تبدیل شد به یکی از مهمترین و موندگارترین لحظههای زندگیم.
وقتی تصویر تکتکتون رو با پرچم شیر و خورشید می���دیدم که کنار هم ایستاده بودین، فقط اشک میریختم. برای اولین بار بعد از مدتها، حس کردم دیگه ��من»ی وجود نداره، همهی اون «من»ها بالاخره تبدیل شده بودن به «ما».
همون «ما»یی که جمهوری اسلامی این همه سال تلاش کرد هیچوقت شکل نگیره.
بهتون نگاه میکردم و به اینکه هموطنم هستین افتخار میکردم.
مرسی که این همه مدت از کار و زندگیتون زدین، هزینه کردین، خستگی رو به جون خریدین و توی برف و بارون و گرما، کنار شاه و کنار ما ایستادین. 🙏🤍
#جاویدشاه
آره مادرجندهها! حق با شماست، محاله سپاه به جشن عروسی حمله کرده باشه. درست مثل هواپیمای اوکراینی، کشتی سانچی، پلاسکو، مدرسه میناب، مثل ۱۸ و ۱۹د��، مثل جنبش مهسا، مثل آبان ۹۸، مثل دی۹۶، مثل سال۸۸ و...
اصلا سپاه جنایت بلد نیست بیشرفا!