مابیرون زمان ایستاده ایم
در نیست
راه نیست
شب نیست
ماه نیست
نه روزو نه آفتاب
مابیرون زمان ایستاده ایم
بادشنه تلخی در گرده هایمان
هیچكس با هیچكس سخن نمیگوید
كه خاموشی به هزار زبان در سخن است
درمردگان خویش نظر می بندیم با طرح خنده ای
ونوبت خود را انتظار میكشیم
بی هیچ خنده ای
شراب نور کجاست؟
که اين منِ نوميد
چنين می اندیشم
که جلوه های سحر را به خواب خواهم دید
و آرزوی صفا را به خاک خواهم برد
همیشه پشت حصارِ سكوت، می ترسم
تو ای گریخته از من!
حصار خلوت تنهایی مرا بشکن.
بعد از یه سنی میفهمی که «سن یه عدد» نبوده! ناخودآگاه سبک تفریحاتت،نگرش هات٫ الویت های زندگیت، دگر محور بودنت به کل تغییر میکنه و adult hood به جای اینکه برامون نگران کننده باشه به نظرم بهترین مرحله ی رشد رو فراهم میکنه.