در این لحظه فهمیدم که چقدر به مرگ در شب ۱۸ دی ماه ، نزدیک بودم،و با دستان خود محمد ، پسری که جلو من جان داد را جا به جا کردم .ولی شرم زنده ماندن هم میتواند کشنده باشد.
ببین من واقعا نمیخوام زندگی عادی بشه، واقعا نمیخوام بدون هیچ تغییری در اصل زندگیمون ، برگردیم نه تنها سرخونه اولمون ، بلکه به چندتا خونه قبل خونه اولمون
من دیگه واقعا توان ندارم و دارم میکشونم خودمو!