سال ۲۰۱۲ به لطیفه آکای، خبرنگار روزنامهی زمان، گفت: "اگر #ایران مادر من باشد، فرانسه همسرم است. شما می توانید همسرتان را برگزینید و او را دوست داشته باشید اما همواره میتوانید از وی جدا شوید. بحث مادر اما فرق می کند. شما تنها یک مادر دارید و مهم نیست چقدر با او مشکل داشته باشید چرا که همواره دوستش خواهید داشت. ایران برای من اینگونه است."
#مرجان_ساتراپی
For decades: "I'm from Iran." "Iraq?"
Shoutout to the US for finally attacking Iran too, so everyone can learn about our beloved country as well. Just 4 hours ago, Tom Lee was on stage at #ProofofTalk analyzing Iran’s impact not just on oil, but on Bitcoin and Ethereum charts.
@kani_kianoosh I truly hope we reach an era soon where the world recognizes Iran for its profound heritage and beauty, independent of the chaos. Let’s keep pushing for that shift.
در میان استدلالهای مخالفین جنگ با گزارههایی ازین دست زیاد مواجه ��یشویم که این جنگ هم بالاخره جزوی از تجارب ملت ما شد و هزینههایی که بار آورد و آسیبهایی که زد، باعث میشود که مردم از دل بستن به مداخله نظامی برای نجات کشور و آوردن آزادی مایوس شوند و این بالاخره دستاوردیست
۱/۵
این متن را در حالی مینویسم که ماههاست آزادی بیان و آزادی رسانه«گرچه هرگز نداشتهایم» به بهانهی جنگ، به شدیدترین شکلِ ممکن سرکوب شده، و فقر نیز از زمین و آسمان بر سر مردم میبارد:
بعد از شرافت، هیچ چیز با ارزشتر از ج��ن انسانها نیست.
جنبشِ باشکوه و سربلندِ «زن زندگی آزادی» برای عدالت، آزادی و کرامتِ انسانی جنگید، آن هم در عصری که عطشِ پول و شهرت و قدرت، چشم و معرفت را از انسانها ربوده.
حالا هنوز هم بازماندگانی از این جنبش در زندان هستند و چهار نفر از آنها به حکمِ ناعادلانه و ضدبشریِ اعدام محکوم شدهاند.
«میلاد آرمون/نوید نجاران/مهدی ایمانی/سید محمدمهدی حسینی».
شرافتِ ما حکم میکند در مقابل این بیعدالتی بایستیم.
طرفداران جنگ نتونستند بفهمند که بحث حمله نظامی بیگانه چقدر برای مخالفان جنگ خط قرمز حساس و سنگینیه. چون این مساله رو درک نمیکنند، مخالفان جنگ رو به چشم حامیان حکومت می بینند. این اشتباه تحلیلی و شناخت�� بزرگیست. اگر روزی سلطنت طلبها در قدرت باشد و حکومتشون هم خیلی بد باشه، و مثلا چین یا روسیه به ایران حمله کنند، بیشتر مخالفان جنگ دقیقا همون موضعی رو میگیرند که امروز گرفته اند. عین مواضعی که سلطنت طلبان در زمان حمله عراق به ایران داشتند. عبارت «پریدن بغل اخوند» که جنگ طلبان بعنوان توهین علیه مخالفان جنگ بکار می برند، ناشی از جا افتادن همین ذهنیت غلط بوده و هست.
Today, May 12, we celebrate the birthday of Maryam Mirzakhani (1977–2017) - the first woman and first Iranian to win the Fields Medal.
Her groundbreaking work on Riemann surfaces and moduli spaces continues to inspire mathematicians worldwide.
May 12 is now International Women in Mathematics Day.
فکر کنم وقتش شده این ارهبرقیای رو که برای پاره کردن چیزی به اسم «چپ» دست گرفتین، چند دقیقه خاموش کنین تا صداهای محیط رو واضحتر بشنوین.
به یک معنا، بله؛ بخش بزرگی از هنر، ادبیات و سینما با ارزشهایی همپوشانی داره که معمولاً «چپ» تلقی میشن: همدلی با فرودست، نقد قدرت، امید به تح��ک اجتماعی social mobiy و تلاش برای تسهیلش، شورش علیه نظم تثبیتشده، فداکاری، برابریخواهی، و کلی مضمون دیگه.
اما این لزوماً نتیجهی «نفوذ» و «پروپاگاندا» نیست. شاید بهتر باشه، مثل خیلی از پدیدههای دیگه، نگا�� رو از سمت «عرضه» به سمت «تقاضا» بچرخونیم. این جنس تعارضها و آرزوها اصولاً برای آدمها جذابیت روایی دارن. مخاطب، از هزاران سال پیش تا امروز، راحتتر با داستانِ آدمی که زیر فشار ساختارهاست همذاتپنداری میکنه تا داستانِ کسی که فقط میخواد وضع موجود و روابط قدرت رو همونطور که هست حفظ کنه.
از طرفی، هر وقت از دولتهای دیگه انتظار دارین که در برابر ظلم حکومت ایران به شهروندانش بیتفاوت نباشن و فقط نفت و هرمز و منافع اقتصادی رو نبینن؛ هر وقت از رسانهها انتظار دارین که خبر کشتار، اعدام، قطع اینترنت و سرکوب رو جدیتر بگیرن؛ هر وقت اعتراض میکنین که چرا فلان تجمع اعتراضی در حمایت از مردم ایران شکل نگرفت، در واقع خودتون دارین با زبانی حرف میزنین که کاملاً به ادبیات چپ نزدیکه: زبان همبستگی، عدالتخواهی، دفاع از بیقدرتها�� و مطالبهی مسئولیت اخلاقی فراتر از منافع صِرف!
پس شاید مسئله این نیست که «چپ» همهجا نفوذ کرده. شاید بخش زیادی از ماجرا این باشد که خیلی از مفاهیمی که آدمها برای حرف زدن دربارهی رنج، بیعدالتی، سرکوب، همدلی و مسئولیت انسانی استفاده میکنند، ذاتاً به اون فضا نزدیکاند؛ حتی وقتی خودِ آدمها دوست ندارند برچسب «چپ» بهشون بخوره.
حالا دوباره میتونین ارهتون را روشن کنین.
اگر این توافق واقعا امضا شود، شاید بهترین توصیف برای کل این کارزار این باشد: عملیاتی که با نام «خشم حماسی» آغاز شد و با «فاجعهای حماسی» به پایان رسید.
جنگی که قرار بود به سرنگونی حکومت ایران و نابودی برنامه هستهای و موشکیاش منجر شود، ممکن است در نهایت نتیجهای کاملا معکوس داشته باشد: حکومتی که حالا شاید از قبل هم قدرتمندتر بیرون بیاید؛ با کاهش یا لغو تحریمها، حفظ بخش مهمی از توان موشکی، ادامه حمایت از نیروهای نیابتی، و احتمالا حفظ حق غنیسازی اورانیوم در داخل خاک خودش.
و تازه یک «جایزه اضافه» هم به این بحران اضافه شده که اول جنگ تقریبا کسی دربارهاش حر�� نمیزد: تنگه هرمز حالا دوباره به یکی از خطرناکترین نقاط ریسک استراتژیک جهان تبدیل شده است.
واقعیت تلخ این است که شاید با وجود همه اینها، این توافق هنوز هم بهترین گزینهای باشد که دولت آمریکا میان چند انتخاب بسیار بد در اختیار دارد. حداقل در کوتاهمدت، بعید است ایران به سلاح هستهای دست پیدا کند.
اما سوال اصلی همچنان پابرجاست: منطق استراتژیک آغاز جنگی چه بود، وقتی نقطه پایانش ممکن است از وضعیتی که قبل از جنگ وجود داشت هم بدتر باشد؟
شکستی از ابتدا تا انتها
وقاحت یعنی ماهها به مردم بفروشی که «این آخرین نبرده» و جنگ «آخرین راه نجات»، بعد وقتی نه آن نبرد آخرین شد، نه جنگ راه نجات و جمهوری اسلامی موند و وحشیتر از همیشه به جان مردم افتاد طلبکارانه بپرسی: «پس مبارزه مدنی چه شد؟»
مبارزه مدنی هیچ وقت وعده سقوط یک شبه، پیروزی فوری یا توقف فوری اعدام نداده بود. این شما بودید که این رویاها رو میفروختید.
مسئول مستقیم اعدامها جمهوری اسلامیه اما کسانی که جنگ رو نسخه نجات معرفی کردن و هشدارها درباره تشدید سرکوب، امنیتیتر شدن کشور و عقب رونده شدن جامعه مدنی رو نادیده گرفتن امروز حق ندارن طلبکار مبارزه مدنی بشن. اگر مسئولیتپذیر نیستید حداقل وقیح نباشید و فرافکنی نکنید.
ما دوام آوردیم، عجیب دوام آوردیم.
اما فرق بود میان دوام آوردن ما و دوام آوردن آدمهای دیگر.
فرق بود میان رسیدن ما و رسیدن آدمهای دیگر.
که جایی که آنان راه می رفتند، ما میدویدیم، جایی که آن ها میدویدند، ما سینه خیز میرفتیم.
آنان برای رشد و رفاه میجنگیدند �� ما برای بقا، تمام مردم جهان زندگی میکردند و ما، فقط داشتیم زنده میماندیم.
عباس معروفی
شاید باورتون نشه، با اعتماد نفس میگفتند ارتش آماده قیام و کودتاست، خامنه ای کشته شه قیام های سراسری شروع میشه. ایست بازرسی ها رو بزنن زندان اوین فتح میشه. وقتی هم میگفتیم اینقدرها هم ساده نیست نگاه عاقل اندر سفیه به ما داشتند. وقتی به جای تحلیل، رمالی و فالگیری کنی آخرش همینه.
همونطوری که حدس زده میشد، اسراییل استفادهاش رو ازشون کرد و تاریخ مصرفشون که تموم شد، دور انداختشون. حالا هم سعید قاسمینژاد اخراج شده، هم پهلوی دنبال جمع کردن پوله، هم به زودی مزدوران ایران اینترنشنال و منوتو باید با مشکلات نداشتن بودجه مواجه بشن و تو سر خودشون بزنن
صادقانه بگویم من عموماً متنها، توئیتها یا کامنتهایی که علیه مواضعم در مخالفت با جنگ نوشته شده را نمیخوانم. یعنی فکر میکنم که دیگر از سن و سال و تجربهای که در آنم گذشته که بخواهم در اصولی مثل مخالفت با جنگ، استبداد، اعدام، تحریم و ...که جزو بدیهیات و نقطه آغاز سیاست
۱/۷
"Those who work have neither time to dream nor to speak. Yet they carry the world."
Bertolt Brecht
On this #MayDay, we honor the invisible hands that shape our visible world. The dream of justice begins with those who rise early, toil long, and remain unheard. ✊ #WorkersDay