در حالی که جنگافروزان جمهوری اسلامی در تهران و پناهگاههای امن خود پنهان شدهاند، سربازان وظیفه و نیروهای جوان را در پادگانهایی بیدفاع رها کردهاند، بیآنکه حتی توان حفاظت از این نیروها را داشته باشند. این رژیم بار دیگر نشان داده است که میان جان فرزندان ایران و بقای خود، همواره بقای خود را انتخاب میکند.
جمهوری اسلامی این جنگ را بر ملت ایران تحمیل کرده است و مسئولیت جان همه قربانیان آن، از جمله سربازان در پادگان بمپور، بر عهده همین حکومت است. آرزوی همه ما، صلح، امنیت و آرامش برای تمامی ایرانیان است، اما تا زمانی که این رژیم بر سر کار باشد، نه امنیتی پایدار ممکن است و نه صلحی واقعی.
این رژیم تبهکار بیش از آنکه دلنگران امنیت مردم ایران باشد، نگران حفظ حزبالله لبنان و دیگر نیروهای نیابتی خود در منطقه است. برای این رژیم، بقای بازوهای تروریستیاش از امنیت و جان مردم اهواز، زاهدان، بندرعباس، بوشهر، چابهار و سراسر ایران مهمتر است.
خطاب من به سربازان، افسران و همه نیروهای میهندوست است. جان خود را برای بقای جمهوری اسلامی به خطر نیندازید. سوگند شما به ایران است، نه به رژیمی که در لحظه خطر، سرکردگانش میگریزند و شما را بیپناه رها میکنند.
من با خانوادههای داغدار سربازان وظیفه که در حملات اخیر به مراکز نظامی جمهوری اسلامی جان باختند، عمیقأ همدردی میکنم، و از خانوادههای همه سربازان وظیفه میخواهم تا آنجا که در توان دارند، اجازه ندهند فرزندانشان در این شرایط خطرناک به خدمت سربازی اعزام شوند. هیچ پدر و مادری نباید فرزند خود را به پادگانهایی بفرستد که امروز به جای محل خدمت، به میدان مرگ تبدیل شدهاند.
این جوانان، فرزندان این سرزمین هستند، نه سپر انسانی جمهوری اسلامی. آنها نباید بهای بقای حکومتی درمانده را با جان خود بپردازند.
همچنین از مردم شریف ایرانشهر و زاهدان که برای اهدای خون و یاری رساندن به سربازان مجروح پادگان بمپور شتافتند، صمیمانه سپاسگزارم. این همبستگی ملی یادآور این حقیقت است که مردم ایران، حتی در سختترین روزها، فرزندان خود را تنها نمیگذارند.
ایران به فرزندانش زنده نیاز دارد، برای ساختن آیندهای آزاد، آباد و سربلند
@Saman15216939@solo2425@mutation2022 اتفاقن به نظرم جاسوسا نمیان جهت منافع اون کشور مورد نظر فعالیت کنن،میان برخلافش حرکت میکنن وبا همون کاری که کرد ؛انکار هولوکاست،تمام توجه دنیا رو معطوف به اسراییل وهمدردی با اونها کرد وتاحدودی دنیااومد پشت اسراییل. این خبر هم دروغ نیست چون رییس اسبق موساد هم تو مصاحبه ش گفته
@GODSEYE3374471@mamevatan@drpezeshkian متاسفانه یه ضرب المثل هست که میگه نجابت بیش از حد کثافت میاره،استعاره از همین مردمه که این بیشرفارو اینهمه پررو کرده و ازشون سواستفاده میکنن.
به آرزوی روزهای قشنگ و آبادوآزادی ایران قشنگمون ومردم نجیبمون.
#جاویدشاه
@drpezeshkian تمام نجابت و صبوری مردم ایران ، بخصوص این روزها مردم دریا دل جنوب کشور، به امید ریشه کن کردن جمهوری منحوس اسلامی هست.
هیچ اجنبی نتونسته حریف این مردم بشه.
چه پرتغالی ها چه انگلیسی ها چه جمهوری انگلو فیل و روسو فیل و همه فیل اسلامی
مادر جاویدنام آیدا رستمی، پزشک شجاعی که در پی درمان معترضان مجروح به دست جمهوری اسلامی کشته شد، تأکید میکند: ایستادهایم، به امید، برای آزادی ایران، عدالت و کرامت انسانی، در کنار خاندان پهلوی.
شاپور باستانسیر، آهنگساز و رهبر ارکستر از مسیری میگوید که او را پس از سالها فعالیت هنری و تجربههای سیاسی متفاوت، به انقلاب ملی شیر و خورشید به رهبری شاهزاده رضا پهلوی رسانده است.
آقای باستانسیر در دیدار با شاهزاده رضا پهلوی، با اشاره به پنجاهوهشت سال سابقه هنری خود، از همکاری پیشینش با «شورای ملی مقاومت» (وابسته به سازمان مجاهدین خلق) و سپس فاصله گرفتن از این جریان سخن گفت.
او توضیح داد که با دنبال کردن سخنان و مواضع شاهزاده رضا پهلوی، و بهویژه رویکرد او نسبت به کسانی که تا همین اواخر با خاندان پهلوی مخالف بودهاند، به این نتیجه رسیده است که «ظرف انقلاب ملی» هر روز گستردهتر میشود؛ ظرفی که میتواند تجربهها، تواناییها و پیشینههای متفاوت را در مسیر آزادی ایران گرد هم آورد.
در این دیدار، شاهزاده رضا پهلوی نیز گفت که گذشته افراد معیار قضاوت نیست؛ آنچه اهمیت دارد، کاری است که امروز برای آزادی ایران حاضرند انجام دهند. ایشان همچنین تاکید کرد که این حرکت ملی به روی همه کسانی که به اصول مشترک تمامیت ارضی ایران، جدایی دین از حکومت، آزادی و برابری شهروندان، و دموکراسی و حق انتخاب مردم پایبندند، باز است.
در ادامه، درباره نقش هنر، موسیقی و ظرفیت هنرمندان ایرانی در تقویت همبستگی ملی و پیشبرد مبارزه برای آزادی ایران گفتوگو و تبادل نظر شد.
این توهینها که از سمت اصخر و عمهی پویا به شاه میشه، حرف دل خواربرادر زندانیشون هست اونا چون وحشت دارن از طرف ملت کنسل بشن ماموریت رو به فک و فامیلشون برونسپاری کردن.
تفاوت مشروطهچی با بسیجی چیه؟
بچه شیعه، بچه شیعه است. در راه ایدئولوژی مطلوبش هر جنایتی حاضرِ بکنه. هدف وسیله رو براش توجیه میکنه ! مشروطه چی و عرزشی هردو از یک اتاق دستور میگیرن. بدون شک رژیم، برای حذف تنها اپوزیسیون واقعی خودش، یعنی اعلیحضرت رضاشاه دوم، یگانه امید ملت ایران، حاضرِ میلیاردها دلار هزینه کنه!
دلیلش کاملاً واضح ست. رژیم بعد از استقبال میلیونی ملت ایران از فراخوان شاه در ۱۸ و ۱۹ دی، بیش از پیش متوجه عمق سقوط خودش، و همچنین احترام و اعتبار بالای پهلوی نزد ملت ایران شد. پس وجود رضاشاه دوم بزرگترین تهدید علیه حفظ نظام جمهوری اسلامی ست.
پس باید بیش از هر زمان، نگران امنیت اعلیحضرت بود و برای پیشگیری از خطرات احتمالی، هرکاری لازم است انجام داد. جان پادشاه سلامت باد.
#جاویدشاه
✅️ یک نظریه و تئوری توطئه نامحبوب در مورد جنگ ۴۰ روزه و انقلاب ملی ایرانیان
[از @falcon202066]
۱. خب از اینجا شروع کنم که تا قبل از دیماه و فراخوان شاه و اون حماسه ۱۸ و ۱۹ دی، دنیا درک درستی از محبوبیت و نفوذ شاه در بین مردم نداشت،هر چی بود اغلب نظرسنجیهای مجازی بود که اونم لابیهای ج.ا و مجاهدین و چپها،مرتباً سمپاشی میکردن که اینا بات هستن و واقعی نیستن و بعد موسسه گمان میومد ی آمار میداد که طرفدارای ج.ا بیشتر از طرفدارای پادشاهی هستن و حتی وقتی مردم در خارج از ایران به میدان میومدن،میگفتن این خارج نشینها هستن که بیشتر طرفدار پادشاهی هستن و از جریانات داخل هیچ درکی ندارن و کلاً جریان داخل با خارج فرق میکنه،این بیشرفها به اسم کارشناس و استراتژیست و کوفت و زهرمار،تو این رسانه ها ولو بودن و مدام همین چرندیات بلغور میکردن و تو چشم غربیها خاک میپاشیدن.
خب دولتمردان غربی هم در این توهم خوابیده بودن که شاه در ایران طرفدار حداکثری نداره و نهایتاً ی قسمت ۳۰٪ رو شامل میشن و ی عده هم که فکر میکردن خیلی از این طرفداراش،ازش طرفداری میکنن به لج ج.ا ولی در باطن طرفدار نظام پادشاهی نیستن،القصه دولتمردان غربی و در راس اونا ترامپ و کاخ سفید،در همین کانتکس ذهنی قرار گرفته بودن و احساس خطری از جانب شاه دریافت نمیکردن.
از طرفی غرب مدتها بود که داشت به جمهوری اسلامی فشار می آورد که به این شکل و صورت نمیتونه ادامه بده و باید یکسری رفورم در خودش ایجاد کنه،همیشه هم در قبال بحرانهای داخلی که از سمت مردم ایجاد میشد،غرب جوری عمل میکرد که ج.ا پایه هاش متزلزل نشه و همیشه بازنده داستان مردم بودن و به راحتی چشمشون رو روی سرکوبهای خونین مردم میبستن و با میدون دادن به عواملشون در رسانه ها و اندیشکده های غرب،حقایق و صدای مردم رو خفه میکردن.در عین این حال همیشه این سیاست در غرب و بخصوص کاخ سفید وجود داشت که با حمایت و کمک به میانه روها(اصلاحطلبان) آرام آرام دست تندروها رو از حکومت کوتاه کرد و حکومت ایران رو بره به سمتی که با سیاستهای غرب مچ باشه ولی همیشه با لجبازی آقای خامنه ای و سپاه و تندروها و در کل مقاومت هسته سخت قدرت روبرو میشدن،تا اوائل سال ۲۰۲۵ که خبرش اومد که مژی جون در قطر با امریکاییها دیدار داشته.
گویا سیاست بر این بود که غرب به رهبری امریکا صبر کنه که مژی به جای پدر به تخت بشینه،اونوقت اون اصلاحات مورد نظر امریکا صورت بگیره و در واقع مژی با نفوذی که روی تندروها داره میتونه اونارو کنترل کنه و تغییرات مد نظر امریکا رو اعمال کنه.
ولی حماسه دیماه تمام کاسه کوزه های اینارو بهم زد و شاه با یک فراخوان همه چیز رو کونفویکون کرد.تا قبل از فراخوان ۱۸ و ۱۹ دیماه کسی انتظار چنین لبیک و جانفشانی رو از جانب مردم به فرمان شاه رو انتظار نداشت،دیماه چنان حماسه ای اتفاق افتاد که کل دنیا انگار برای لحظاتی ایستاد،مشخص بود که اصلاً انتظار چنین چیزی رو نداشتن،رهبران قدرتهای منطقه ای و فرامنطقه ای بخصوص ترامپ بعد از اندکی که از اون فلج فکری و روانی درومدن،تازه وحشت سر تا پاشون رو فرا گرفت،تازه فهمیدن تو چه خواب و خیالهای باطلی بودن و عمال ج.ا و عمله وطنفروش خودفروخته ایرانیه در خارج ،بخاطر دوزار فاند یا مثل مجاهدین بخاطر عقده ها و کینه های دیرینه چه دروغهایی که تحویل اینا نداده بودن.از طرفی حجم جنایت و کشتار چنان بالا بود که با هیچ چیزی قابل لاپوشانی و توجیه نبود.اینجا بود که ترامپ و دولتمردان امریکا بشدت احساس خطر کردن و دیدن بیش از ۹۰ درصد مردم نتنها طرفدار شاه پهلوی هستند بلکه ملیونها نفر جانفدا در سراسر ایران داره و نفوذ این ابر مرد چنان اتحادی بین ایرانیان در داخل و خارج از هر قوم و عقیده ای،درست کرده که اگر دیر بجنبن برای پوست اندازی و تغییرات مورد دلخواه خودشون، این مردم به رهبری شاه بزودی ج.ا اسلامی رو در همان چهلم جان فدایان و عزیزانشان سرنگون میکنن و پهلوی رو به ایران برمیگردونن و نظام شاهنشاهی رو برپا میکنن،اون موقع هست که تمام رشته های غرب و کشورهای منطقه پنبه میشه و حتی منجر به عوض شدن چهره دنیا میشه.
اینجا بود که امریکا و اسرائیل بسرعت و دستپاچه دست به لشکرکشی به منطقه زدن نه برای تادیب و براندازی ج.ا بلکه برای کورتاژ کردن قیام شاه و ملت.اصلاحات و تغییراتی که این حضرات با زبون خوش حالیشون نمیشد رو با قوه قهریه انجام دادن تا رسیدن به اون لایه ای که میخواستن.اصلاحطلبان و نظامیان خودفروخته که از قبل با امریکا بسته بودن و از همون ابتدای مرگ خمینی دنبال سرکار آوردنشون بودن.ارتش هم که نزدیک به اصلاحطلبان بود دست نخورده باقی موند
فقط کسی که اون دو شب توی خیابون بوده و مقابل نیروی سرکوبِ تا دندان مسلح سینه سپر کرده میتونه همدلی، شجاعت و اتحاد رو معنا کنه، میتونه
عشق به میهن، پرچم و هموطن رو درک کنه.
برای همینه توی این سالها هجمه ها و تهمت های این فضا اندکی مارو ناامید که نکرد هیچ بلکه مصممتر کرد. پیوند شاه و ملت با دسیسه های شما از بین نمیره. این یک پیوند تاریخیه. برای از بین بردنش باید کل تاریخ شاهنشاهی ایران رو نابود کنید.
اعراب و مغول ها نتونستند شما جوجه های مشروطه چی که دیگه پخی نیستید.
پ.ن: این عنو گوه ها چین فالو دارید؟؟
👇👇👇👇👇
#جاویدشاه
مازیار (ماکسیمیلیان) جزنی، حقوقدان ایرانی-فرانسوی و فرزند بیژن جزنی، از مسیری سخن میگوید که او را به انقلاب ملی شیر و خورشید به رهبری شاهزاده رضا پهلوی رسانده است.
روایت او یادآور این حقیقت است که آنچه آینده ایران را رقم میزند، نه گذشتههای متفاوت، بلکه همگرایی بر سر مقصدی مشترک است. انقلاب ملی ایران به رهبری شاهزاده رضا پهلوی، متعلق به همه ایرانیانی است که آزادی، آبادانی و استقرار یک حکومت ملی را بر هرگونه اختلاف، پیشینه یا گرایش سیاسی مقدم میدانند.
در این دیدار، همچنین درباره همکاریهای حقوقی آقای جزنی با پروژه شکوفایی ایران گفتوگو و تبادل نظر شد.
شش ماه پیش، در چنین شبی، تهران در تاریکی فرو رفت. سراسر ایران در تاریکی فرو رفت. اما حتی آن تاریکی نیز نتوانست میلیونها ایرانی را در خانههایشان نگه دارد.
۱۸ و ۱۹ دیماه تنها دو شب برای اعتراض نبود. شبهایی بودند که سکوت ایران شکست. میلیونها نفر به خیابانها آمدند، میدانها را پر کردند و بر بام خانههایشان ایستادند، اما رژیم با گلوله به آنان پاسخ داد. در آن چهلوهشت ساعت، دهها هزار تن از هممیهنانم جان خود را از دست دادند. از آن روز تا این لحظه نیز دهها هزار نفر دیگر بازداشت، شکنجه یا به مرگ محکوم شدهاند.
آنان مصمم و با شهامت به خیابان آمدند. من هر روز به آنان میاندیشم. در آن دو شب، هممیهنانی را از دست دادم که هرگز فرصت دیدارشان را نخواهم یافت. برای من عدد ۴۰ هزار هرگز یک آمار نیست. هر بار که آن را میشنوم پسری را میبینم که دیگر هرگز به آغوش مادرش بازنگشت. دختری را میبینم که همیشه جای او بر سر سفره خانوادهاش خالی خواهد ماند. هر یک از آنان را چون فرزند، برادر یا خواهر خود میدانم و سنگینی بار نام تکتک آنان را بر دوش خود احساس میکنم. اما هر هفته که با خانوادههای جانباختگان دیدار میکنم، اراده ملتم برای ادامه این راه استوارتر میشود. فرزندان آنان بیهوده جان ندادند. آنان برای آزادی جان دادند، و با سربلندی جان دادند.
تاریخ فداکاری این زنان و مردان را از یاد نخواهد برد، و من نیز نخواهم گذاشت نام و راه آنان فراموش شود. همانگونه که مقاومتگران اروپای اشغالشده در برابر استبداد ایستادند و همانگونه که انقلابیون آمریکا برای آزادی جنگیدند، فرزندان ایران نیز ایستادگی کردند. اما شجاعت آنان، ویژگی دیگری داشت. آنان نه ارتشی داشتند، نه پشتیبانی هوایی، و نه هیچ پشتوانهای جز باور به آرمانی که برای آن برخاسته بودند. با اینهمه، ایستادند. ملتی یکپارچه تصمیم گرفت در کنار یکدیگر در برابر گلولهها بایستد، نه آنکه حتی یک روز دیگر در ترس زندگی کند. مردان و زنان ۱۸ و ۱۹ دیماه در تاریخ ایران بهعنوان نسلی جاودانه خواهند ماند که مرگِ آزاد و سرافراز را بر زندگیِ در زنجیر و زانوزده ترجیح داد.
من تنها این را به جامعه جهانی میگویم: اجازه ندهید آنچه در اتاقهای مذاکره در ژنو یا اسلامآباد رقم میخورد، حقیقت آنچه را در خیابانهای تهران، مشهد و کرمانشاه رخ داد، به فراموشی بسپارد. آنان برای آزادی جان دادند و با آزادی ایران، تنگه هرمز گشوده خواهد شد، تهدید هستهای پایان خواهد یافت و ما به صلح واقعی دست خواهیم یافت.
به هممیهنانم گفتهام آنچه شما در ۱۸ و ۱۹ دیماه آغاز کردید، مسیری بازگشتناپذیر است. ما با هم جایگاه شایسته کشورمان در جهان را بازپس خواهیم گرفت، عزت ملی خود را احیا خواهیم کرد و یاد قهرمانانمان را با ساختن ایرانی آزاد زنده نگه خواهیم داشت. اکنون زمان آن است که درنگ کنیم، دوباره نیرو بگیریم، و بار دیگر خود را وقف پیروزی کنیم.
ما یاد جانباختگان را با به پایان رساندن راهی که آغاز کردند گرامی میداریم. ایران آزاد دیگر یک امید نیست. یک قطعیت است.
و جهان باید بداند که هممیهنان دلیر من تنها برای آزادی خود نمیجنگند، آنان برای صلح و ثبات جهان نیز مبارزه میکنند.
I welcome the UK Government’s move to designate the IRGC as a state threat to national security, involved in threats to life and intimidation. This is an important and welcome move by @keir_starmer and reflects the growing threat from the regime in Iran to UK citizens and interests. I hope the UK and other Western governments will go one step further and back the Iranian people’s fight for freedom. There can be no peace as long as this regime survives.
«توصیه دوستانه»
تجربه ثابت کرده؛
هر مدعیِ مخالف رژیم، دوست ما نیست!
روی واژهها و رویکرد افراد حساس باشید.
هیچکس نمیداند پشت افراد و اکانتها چه نیتی نهفته است! راستی و درستی آنها، لابلای واژهها و عملکردشان مشخص میشود. بارها تجربه کردیم، افراد صرفاً با مخالفت با رژیم و یا گفتن جاویدشاه، همرزم محسوب نمیشوند. گاهی دشمن هستند، پشت نقاب دوست.
پادشاه و ملت را همیشه به عنوان معیار، ملاک و خط قرمز، مدنظر داشته باشید. هرگز اجازه ندهید افراد پشت هر عنوان سیاسی، به شاه و ملت توهین کنند.
مقابل هرگونه جعل روایت بایستید.
نور بر تاریکی پیروز است
#جاویدشاه
#فوری
تیتر روز ـ لیندزی گراهام رفت اما دکترین او
و دستورات سیاست خارجیاش پابرجاست!
چرا مرگ شاهین واشنگتن مسیر فروپاشی رژیم را تغییر نمیدهد؟
۱/ نگرانی برخی مخاطبان از احتمال ضعف یا بنبست در سیاست خارجی حزب جمهوریخواه پس از درگذشت سناتور لیندسی گراهام، ناشی از عدم شناخت دقیق بوروکراسی نظام استراتژیک در واشنگتن است.
در ساختار ایالات متحده، اشخاص معماران خطوط هستند، اما وقتی خطی به دستور حزبی و حاکمیتی تبدیل شد، با رفتن افراد متوقف نمیشود
۲/ لیندسی گراهام رفت، اما دکترین گراهام به عنوان نقشه راه سیاست خارجی حزب و کاخ سفید مکتوب و نهادینه شده است.
او درست یک روز قبل از مرگش، توافق نهایی را با دولت ترامپ برای به جریان انداختن بسته جدید و فوقالعاده سنگین تحریمهای روسیه نهایی کرد؛
طرحی که با قدرت در کنگره پیش خواهد رفت و کرملین راه فراری از آن ندارد.
در قبال رژیم جمهوری اسلامی نیز خطوط قرمزی که او ترسیم کرد (یعنی تضعیف حداکثری ماشین جنگی سپاه، قطع دسترسی رژیم به درآمدهای ارزی و حمایت استراتژیک از آزادی مردم ایران) اکنون به مانیفست مشترک پنتاگون، سنتکام و شاهینهای واشینگتن تبدیل شده است.
۳/ خطونشانهای روبیو، شلیکهای دیشب سنتکام به ۱۴۰ هدف ساحلی، لجاجت انتحاری رژیم در تنگه هرمز و سخنان کاتز در مورد عملیات مستقل آبی و سفید تلآویو، همگی در مداری حرکت میکنند که گراهام و همفکرانش ریلگذاری کردند.
حزب جمهوریخواه با این جابجاییها ضعیف نمیشود؛ بلکه این اراده، آهنینتر از قبل برای خفگی کامل رژیم فعال خواهد ماند.
راه بازگشتی وجود ندارد، چشمانداز تعیین شده
و راند نهایی بازی طبق دستور اجرا خواهد شد.
او رفت اما دست یاریاش همچنان با ماست
یادش گرامی
#جاویدشاه