اون صحنه ازفیلم “بیبی گرل” نیکول کیدمن هست که پسره بهش میگه بیاد یه پارتی که همه دیوانهوار و چتطور در حال رقص بودن، بعد زن همینطور که بسمت پسره میره یقه لباسش رو باز میکنه و هی عریانتر بیتکلفتر میشه،
دلم میخواست من الان اونجا بودم، دلم میخواست بهسمتش میرفتم…
@yakovchernikov نه برای همه! قبول دارم اکثریت اینطور فکر میکنن ولی من هرگز تو زندگیم این نبوده بلکه اون عیار سنجش، عشق بوده واسم.
اینکه به جایی نرسیدم در این زمینه نشون میده یا عشق دیگه وجود نداره یا من خوششانس نیستم!
«خبرت هست که از خویش خبر نیست مرا؟
گذری کن، که ز غم راه گذر نیست مرا،
گر سرم در سر سودات رود نیست عجب
سر سودای تو دارم غم سر نیست مرا…»
- امیرخسرو دهلوی.
یه موقع هست یکی سعی میکنه بهت نزدیک بشه ،حرفهای معقول میزنه، مودبه ولی به دل نمیشینه که نمیشینه!
یه موقع هم هست(بود) که یکی خیلی تلاش خاصی نمیکنه ولی هرچی میگه و هرکاری میکنه تو رو بیشتر به قلاب میندازه.
هرچی فکر میکنم بجز سطح بالای دوپامین دلیلی واسش پیدا نمیکنم.
@xerxesss@apartovi اتفاقا وقتی یه نفر انقدر “بزرگ” میشه باید شک کرد به روابطش و وصل بودنش به رژیم، چه در داخل ایران و چه خارج.
نابغه ای! که مداح رژیم جنایتکاره