میتوانستم برای چشمهایت
تا صبح
شعر بنویسم
برای رگهای دستانت حتی
و با طرح لبهایت
دهانم شیرین شود
میتوانستم
لای موهایت دست بکشم
و دریا دریا موج در سینهام
بیاید و برود
میتوانستم
دوستت داشته باشم
عاشقت باشم
و روز از طلوع اندام تو شروع شود
اما حالا
گلهای صحرایی روی خاک روییده