عینالسلطنه برادرزادهی ناصرالدینشاه در کتاب خاطراتش ماجرای جالب و در عین حال هولناکی را نقل میکند : اعیان و درباریان و عملهی همایونی بناست شیر به جان گاو انداخته اعلیحضرت سیاحت نمایند و خوش بگذرانند. شیربانباشی شیر را به وسط میدان آورده زنجیرش را جدا نمود. شیر هم ۷/۱
@Sabety1 امثال فردوسی پور البته با استعداد ذاتی و پشتکار و زحمت خودشان به اینجا رسیدند و در فوتبال بسیار بیش از شما می فهمند فلذا حرف جناب فردوسی پور مستد�� تر از سخن شماست.ضمن اینکه عملکرد اقای قلعه نویی در بالا نیامدن در آسان ترین گروه و نبودن بین ۳۲ تیم از ۴۶ تیم باعث خفت و فضاحت است.
@mhcz129 اتفاقا دغدغه ی خوبیه ما هم پیگیر هستیم به عنوان شهروند تا ببینیم رییس جمهور منتخب چه کار می کنه. چطور شما در این هیر و بیر دغدغه ی بستنشو داشته باشید، کسی دغدغه ی باز کردنش رو نداشته باشه؟ گرفتید ما رو؟
@ArminEbrahimi1 بوف کور شاهکار ادبیات فارسی و مایه ی فخر است. شاید بعد از سده ها با توصیفات بی نظیر هدایت که تلخ و گزنده بود ادبیات ما از زیر سایه ی غول هایی مثل حافظ و سعدی و فردوسی در آمد. و البته هنر هدایت این بود که علی رغم نویی انگار در ک�� تاریخ و هویت ما ریشه داشت.
نولان تو این سالها نشون داده که میتونه سینمای عامهپسند رو با ظاهری از عمق فکری ترکیب کنه، مشکل اصلی اینجاست که این ترکیب تقریباً همیشه به نفع سرگرمی تموم میشه، نه کاوش واقعی.
فیلمهاش معمولاً سؤالهای بزرگ رو مطرح میکنن، اما جوابهاشون رو طوری طراحی میکنن که مخاطب،
@khodabiamorzash این روزها وقتی ترانه ی مرضیه رو می شنوم انگار ورطه ی عجیبی جلوم دهان وا می کنه.متعجب از ��ودم که چه شد؟ وقتی میخونه: هرگز نمی شد باورم، این برف پیری بر سرم، سنگین نشیند چنین.... واقعا افسوس.
@mahi106s مبتذل و بی معنایی مثل باب اسفنجی است. کودکانمان را شاد و سر بلند بار بیاوریم ولی ارتباط آنها را با دنیای واقعی ��طع نکنیم وبگذاریم گاهی غصه ی دیگری را هم بخورند.
@mahi106s برخوردار نیستند و ممکن است از بدبختی و فقر در رنج و خط�� باشند. اینطوری عواطف و هم دردی و احساسات نوع دوستانه هم پرورش پیدا می کند. به نظر نمایش عروسکی دخترک کبریت فروش که ما در بچگی می دیدیم و احتمالا شما بیاد ندارید و بسیار تلخ تر بود، خیلی انسانی تر و بهتر از کابوس هذیان گونه ی
@colbinab نظر من هم چنین است. سینمای نوبان پر از زرق و برق اما در نهایت کلیشه ای، تکراری و کم عمق است. میشه ساعتی نشست و دید و لذت برد، اما شاهکار بی نظیر بیاد ماندنی نمی آفریند. تاثیرش به همان سرعتی که ایجاد می شود، از بین می رود.
نولان یک فیلمساز مؤلف و پیشرو مثل گدار یا کوبریک نیست که مرزهای سینما را جابهجا کند؛ او غول آخرِ سینمای بدنه و عامهپسند است. شاهکار واقعی نولان این است که به تماشاگر عام حس باهوش بودن میدهد، بدون اینکه واقعاً او را گیج یا خسته کند. عامهپسند بودن سینمای او حاصل یک مهندسی دقیق در فرم و محتواست.
نولان همان پاپکورن هالیوودی را در بستهبندی شیکی از فلسفه، فیزیک و حماسه به خورد مخاطب میدهد. تماشاگر عام عاشق سینمای اوست، چون نولان این فرصت را به او میدهد که همزمان با لذت بردن از جلوههای ویژه، بمباران موسیقی و انفجارهای بزرگ، حس کند در حال تماشای یک شاهکار هنری عمیق و روشنفکرانه است!
اگرچه بقای اقتصادی سینما به همین آثار عامهپسند گره خورده، اما مخاطب جدی و حرفهای سینما، فریب این زرقوبرق ظاهری را نمیخورد و سینمای خودش را دنبال میکند.