حزب تجدد "معمار ایران نوین"
#رشتو
سنگین وزن ترین حزب اکثریت در تاریخ ایران را میتوان #حزب_تجدد دانست این حزب توسط علی اکبر داور، تیمورتاش، تدین پایه ریزی شد و فروغی، بهار، مستوفی الممالک، ارباب کیخسرو و ابراهیم حکیم زاده ، امیرخان امیر اعلم تقی زاده ،
۱/۲۶
@holdenkau@4justice4Iran کلت هیچ چیش نشده
یه عده آدم خوب دوست دارن کاری واسه ایران کرده باشن
ولی کارهاشون دوقرون نمیارزه
فقط باعث میشه یک آرامش قلبی بگیرن که کاری کردن و بیتفاوت نبودن.
یعنی دز حقیقت در خودشون حس رضایت به وجود میارن
@m_a_rj@Bluefacetwi شاسه کلاژن بیوتی صورتی به نظرم خیلی کارآمد تر هست
به جای کلاژن یک درصد قرص که عملا بی تاثیره
کلاژن 5 داره و برای مصرف روزی یکبار منطقی تره
پایانبندی
چرا از پورنوگرافی رنج نوشتم؟
و اما دلیل اینکه این همه نوشتم.
دلیل اینکه روزها و هفتهها نشستم و درباره «پورنوگرافی رنج» در ایران خواندن و فکر کردم و نوشتم این نبود که ثابت کنم مردم ایران رنج میکشند.
مگر کسی هست که نداند؟
مگر زنان این سرزمین رنج نمیکشند؟
مگر بلوچ و کورد و عرب و ترک و ترکمن رنج نمیکشند؟
مگر جامعه رنگینکمانی هر روز هزینه دیده شدن و حتی زنده ماندن را نمیپردازد؟
مگر خانوادههای دادخواه فرزندانشان را از زیر خاک بیرون آوردهاند؟
مگر زندانها خالی شدهاند؟
مگر طنابهای دار بازنشسته شدهاند؟
نه.
مسئله من هرگز وجود رنج نبود.
مسئله من تجارت رنج بود.
مسئله من این بود که دیدم یک عده رنج را انکار میکنند و یک عده دیگر از همان رنج نان میخورند.
یک سو حاکمیتی ایستاده که دهههاست به مردم میگوید درد شما وجود ندارد. اگر زن باشی انکار میکند. اگر کورد، بلوچ، ترک، عرب، دری، گیلک، لور و.. باشی تقلیلت میدهد. اگر رنگینکمانی باشی اساساً حق موجودیتت را انکار میکند.
اما سوی دیگر هم همیشه آنقدر پاک و مقدس نیست که خودش را نشان میدهد.
سالهاست که میبینم رنج مردم تبدیل شده به سرمایه سیاسی. تبدیل شده به سرمایه رسانهای. تبدیل شده به سرمایه اجتماعی. تبدیل شده به فالوئر. تبدیل شده به برند شخصی. تبدیل شده به ژست روشنفکری. تبدیل شده به بلیت ورود به برنامههای تلویزیونی و اتاقهای کلابهاوس و پنلهای حقوق بشری.
هر روز یک نفر از رنج مردم سخن میگوید و هر روز خودش مشهورتر میشود.
هر روز یک نفر از خون مردم مینویسد و هر روز مخاطبانش بیشتر میشوند.
هر روز یک نفر از درد مردم محتوا تولید میکند و هر روز جایگاهش محکمتر میشود.
و من سالهاست از خودم میپرسم:
سهم خود مردم از این همه روایت چیست؟
آن مادری که فرزندش را از دست داده چه چیزی به دست آورده است؟
آن کولبر کوردی که در برف یخ زده چه چیزی به دست آورده است؟
آن سوختبری بلوچ که با گلوله کشته شده چه چیزی به دست آورده است؟
آن زن که قربانی قتل ناموسی شده چه چیزی به دست آورده است؟
آن نوجوان رنگینکمانی که از ترس خانواده و جامعه و حاکمیت هر شب با خودش میجنگد چه چیزی به دست آورده است؟
آن انسان رنجیده چه به دست آورده است؟
حقیقت این است که مردم ایران فقط قربانی حکومت نیستند.
بسیاری از آنها سالهاست قربانی بازار مکارهای هستند که پیرامون رنجشان ساخته شده است.
بازاری که در آن بعضیها از درد مردم اعتبار میخرند.
بعضیها شهرت میخرند.
بعضیها مشروعیت میخرند.
بعضیها مخاطب میخرند.
و بعضیها حتی برای خودشان هویت سیاسی میسازند.
من این مجموعه را نوشتم چون از این وضعیت خشمگینم.
خشمگین از حکومتی که رنج را تولید میکند.
خشمگین از کسانی که رنج را پنهان میکنند.
خشمگین از کسانی که رنج را مصادره میکنند.
خشمگین از کسانی که رنج را به کالای مصرفی تبدیل میکنند.
و خشمگین از جهانی که گاهی فقط زمانی به انسانها نگاه میکند که خونشان روی زمین ریخته باشد.
تمام حرف من شاید همین باشد:
مردم ایران نه پروژهاند، نه هشتگاند، نه محتوا هستند، نه ابزار تبلیغات سیاسیاند، نه سکوی پرتاب سلبریتیها و فعالان رسانهای.
آنها انساناند.
با زبانهای مختلف، با هویتهای مختلف، با باورهای مختلف، با خواستههای مختلف.
گاهی شبیه هم، گاهی کاملاً متفاوت از هم.
گاهی همدل با یکدیگر، گاهی معترض به یکدیگر، و گاهی حتی در تضاد با یکدیگر.
اما انساناند.
درست مثل طبیعت؛ رنگارنگ، متنوع، پیچیده و ناهمگون.
و همین تنوع، بخشی از واقعیت این سرزمین است، نه نقص آن.
اما پیش از هر چیز، انساناند.
و در برابر رنجی که میکشند، خواستههایی دارند.
خواستههایی که قرار نیست کسی بهجای آنها تعریف کند.
قرار نیست کسی آنها را حذف کند.
قرار نیست کسی آنها را مصادره کند.
قرار نیست کسی از آنها نردبان بسازد.
ما انسانیم.
در این خاک.
در این سرزمین.
در این جغرافیا.
و شاید پیش از هر پرچم، هر ایدئولوژی، هر حزب، هر رسانه و هر روایت،
وقت آن رسیده باشد که این حقیقت ساده را به یاد بیاوریم.
پایان.
با تشکر: سیروان کوردستانی
تاریخ: بیست و سوم خرداد
زمان: هفت و پنجاه و پنج دقیقه صبح به وقت کرماشان.
@AbdullahMohtadi@Sima_Sabet@ShahedAlavi@zagros24_Farsi@bbcpersian@RadioZamaneh@RadioFarda_@reza_kaabi3@shadisadr
و هر فرد و نهاد دیگری که میتواند نقشی متفاوت از آنچه بوده داشته باشد.
نمیدونم از طرف اکثریت میگه یا اقلیت
ولی خلاصه
منم همینی که ایشون گفت.
پ. ن: خیلی سعی میکنم روحیه خودم رو تو این شرایط خوب نگه دارم
ولی اصلا کشش گوش کردن جفنگیات مبارزاتی دیگران رو ندارم.
هموطنان عزیز و گرامی خارج از کشور، «ما ساکنان ایران» در حد انفجار خشمگین و عصبانی هستیم. بله درسته دارم از سمت اکثریت میگم.
لطفاً تا اطلاع ثانوی از ارائه تحلیل، راهکار، راهنمایی و هر نوع توصیه سیاسی، اقتصادی و اجتماعی برای ما به شدت دوری کنید. نکنه خشم ما دامن شما رو هم بگیره!
@Salari_goodgirl@akhoondzadegan داخل هم خیلی ها طرفدار ادامه جنگ بودند
یه خصوص در هفته اول شاید بتونم یگم اکثریت بودند(دست کم در اطراف من)
با ادامه جنگ شرایط تعدیل و حتی وارونه شد
@akhoondzadegan@Salari_goodgirl واقعا موندم چرا بچه های خارج فکر میکنن پهلوی و اپوزسیون این مدت جز دغدغه های اصلی مردم بوده.
هزار تا بدبختی داشتیم که وقت نبود فکر این شارلاتانها باشیم و در موردشون حرف بزنیم
جدی جدی بعضی از دوستان خارج نشین فکر میکنن این مدت که اینترنت بین الملل قطع بوده، مردم از همه چی بیخبر بودن ☹️
شبکه های خبری ماهواره وصل بود
اینترنت داخلی وصل بود و کانال های خبری داخلی پست های ترامپ و سنتکام و بی بی و... رو در لحظه منتشر میکردند
خبر مهمی نبوده که ندونن
@parbellooti بزار یک نکته رو عرض کنم
توییت های ترامپ، سنتکام، نتانیاهو، پهلوی، و... در لحظه توی کانال های روبیکا و بله و... منتشر میشد.
فیلم حملات و بمباران ها اول توی کانال های داخلی منتشر میشد و بعضی هاش به دست شما میرسید
ماهواره هم که کلا وصل بود.
اینقدر هم بچه ها بیخبر نیستید