حسى كه هيچوقت دست از سرم برنميداره، حس عقب موندنه. عقب موندن از درس، از كار، از زندگى. حس عقب موندن از بقيه. حس اينكه سنم داره ميره بالا، وقت كم دارم و عقب موندم از همه چى
«ما فکر میکنیم به رابطه جنسی نیاز داریم، ولی مسئله همیشه رابطه نیست. ما به صمیمیت نیاز داریم. به اینکه لمس بشیم، دیده بشیم، تحسین بشیم، با یه نفر بخندیم، احساس امنیت کنیم، احساس کنیم که یه نفر واقعا ما رو میفهمه، این چیزیه که ما اشتیاقشو داریم.»
وقتایی که خیلی حالش بد میشد هیچی نمیگفت ، انقدر هیچی نمیگفت که لال میشد میرفت تو خودش انقدر میرفت تو خودش که بقیه برای چند ساعت یادشون میرفت اونم وجود داره. از وقتی غم هاش بیشتر شد ، حالش همش بد بود و انقدر ریخت تو خودش ولال شد که حالا خیلی وقته حتی خودشم یادش رفته وجود داره چه