خفت گیر منو گرفت!
نبش امامت سه منتظر #تپسی بودم و راننده تو مسیر بود.
پسره به بهانه زنگ به خانواده اومد و من به دروغ بهش گفتم گوشیم شارژ نداره.
داشتم ازش دور میشدم که یقه رو گرفت.
بعد از گلاویز شدن و در رفتن از شرایط گوشیمو برداشتم که ببینم راننده کجاست.
بهش گفتم مقصد که معلوم بود و تو چند دقیقه اونور چهار راه منتظر بودی.
با خنده گفت: گفتی خفت گیره ترسیدم و سفر رو لغو کردم :)
دوباره سفر زدم و راننده جدید اومد و به درنهایت رسیدم خونه.
الان خوبم و صرفا ۱۵۰ تومن ضرر کردم؛ لپ تاپ، گوشیم، تبلت شرکت و چند گرم طلا که امانت بودن سالمن.
دیدم که چند دقیقهای سر چهارراه ایستاده و اعلام کرده که به مقصد رسیده.
بهش زنگ زدم و گفتم سریع بیا سر امامت ۳.
گفتم خفت گیر اومده و تلفن رو قطع کردم.
رفتم تو یک مغازه.
بعد از چند دقیقه دیدم راننده سفر رو لغو کرده.
بهش زنگ زدم.
گفتم چرا لغو کردی؟
بعد از یک و ساعت و نیم تاخیر موقعی که کارت پرواز رو دادم تا تیکش کنه، مهماندار به اون آقاعه گفت: میشه بگید کاپتان رو پیج کنند، ما پیداشون نمیکنیم :)))))