امروز یه اتفاقی افتاد که قلبم مچاله شد.
یه کارگری رو دو روزه برای یه کار کنتراتی آوردم سر پروژه. امروز تلفنش زنگ خورد و صدای پشت خطشو میتونستم بشنوم. دخترش بود. میگفت بابا گشنمه، هیچی نیست بخورم، یه کاری کن.
این بنده خدا هم نمیتونست به رو خودش بیاره و با استرس، جوری که کسی متوجه نشه قضیه چیه، میگفت درست میشه بابا، برو پیش مامانبزرگت.
بچه گفت رفتم، اونم هیچی نداد بخورم.
دیگه طاقت نیاوردم. گفتم قطع کن گوشیو، بیا کارت دارم.
شماره کارت خانومشو گرفتم و یه مبلغی براشون واریز کردم. به خودش هم گفتم این مبلغ اضافه بر کار کنتراته و یه کار کوچیک هم کنارش بهش سپردم که در ازاش اونو انجام بده.
بعدش یکم باهام راحت شد و گفت دیشب همه گشنه خوابیدیم، چیزی برای شام نداشتیم.
از ظهر نتونستم فکرشو از سرم بیرون کنم و چیزی که بیشتر از همه ترسوندتم اینه که شاید ما هنوز عمق این فاجعه رو نفهمیدیم.
پس از سه سال از آمدن میلی و اجرای برخی سیاست های اقتصاد آزاد، آرژانتین از باتلاق تورم ۲۱۱٪ و فقر ۵۰٪ نجات پیدا کرد و امروز تمام مولفه هایش مثبت شده!
البته کمونیست ایرانی هنوز میگوید چرا تورم صفر نشده!
نمیگه ۲۱۱٪ بوده با عملکرد سوسیالیست ها و شده ۳۰٪
از همه مهمتر امید است که به اینده اقتصادشان برگشته!
نتایج عملکرد میلی در این ۱۰۰۰ روز به نقل از توییت:
✅ تورم ماهانه از ۲۵٫۵٪ به ۱٫۹٪ کاهش یافت.
✅ تورم سالانه از ۲۱۱٫۴٪ به ۳۰٪ کاهش یافت.
✅ نرخ فقر از ۵۲٫۹٪ به ۲۴٪ کاهش یافت.
✅ تولید ناخالص داخلی ۵٪ رشد کرد.
✅ کسری بودجه بسته شد.
✅ ۷۵ هزار کارمند دولتی اخراج شدند.
✅ نیمی از وزارتخانهها بسته شدند.
✅ ۱۰۰ دبیرخانه بسته شد.
✅ ۲۵ نهاد بسته شد.
✅ هزینههای عمومی بیش از ۳۰٪ کاهش یافت.
✅ خدمات بهداشتی رایگان برای خارجیها قطع شد.
✅ نرخ فقر شدید از ۸٫۲٪ به ۵٫۴٪ کاهش یافت.
✅ حمایت مالی از احزاب سیاسی قطع شد.
✅ نزدیک به ۲۰ هزار مقررات حذف شد.
✅ بیش از ۱۰ هزار اصلاح ساختاری انجام شد.
✅ بدهی عمومی به نصف کاهش یافت.
✅ از زمان حذف کنترل اجاره، قیمت مسکن ۴۰٪ کاهش یافت و عرضه مسکن ۳۰۰٪ افزایش یافت.
✅ کنترلهای ارزی برداشته شد.
✅ کنترلهای واردات برداشته شد.
✅ کنترل قیمتها برداشته شد.
✅ فعالیت اقتصادی به بالاترین سطح تاریخ رسید.
✅ پرمیوم ریسک کشور از ۳۰۰۰ امتیاز به زیر ۴۰۰ امتیاز رسید.
✅ کاهش مالیات در بخش کشاورزی اعمال شد.
✅ بزرگترین مازاد بودجه انرژی در ۳۵ سال گذشته به دست آمد.
✅ بانک مرکزی اصلاح شد.
✅ توافق تجارت آزاد با سنگاپور.
✅ قانون مدرنسازی نیروی کار به اجرا درآمد.
✅ ذخایر بانک مرکزی به ۵۰ میلیارد دلار آمریکا رسید.
✅ تورم عمدهفروشی ماهانه از ۵۴٪ به ۰٫۸٪ کاهش یافت.
✅ قتل زنان در دو سال گذشته ۲۵٪ کاهش یافت.
✅ قانونی تصویب شد که چاپکنندگان پول را به زندان میاندازد.
✅ نرخ بهره از ۱۲۶٪ به ۲۹٪ کاهش یافت.
✅ صادرات گوشت به آمریکا به صورت سالانه ۲۰۱٪ افزایش یافت.
✅ مالیات چک روی معاملات ارز دیجیتال و سایر فعالیتهای مالی دیجیتال برداشته شد.
✅ نرخ قتل در شهر روزاریو ۷۰٪ کاهش یافت.
✅ آرژانتین امنترین کشور آمریکای جنوبی شد.
✅ عرضه پول با نرخ دو رقمی کاهش یافت.
✅ ممنوعیت واردات دارو برداشته شد.
✅ سهم اجباری همبستگی از کارگران غیرعضو اتحادیهها برداشته شد.
✅ آرژانتین در شاخص آزادی اقتصادی ۴۰ پله صعود کرد.
✅ ۹۰۰۰ کیلومتر جادههای ملی مشمول خصوصیسازی شد.
✅ برندهایی مانند H&M، رالف لورن، مانگو، آرمانی و دکتلون به طور دائم وارد کشور شدند.
✅ مالیات مصرف داخلی برداشته شد.
✅ مالیات انتقال املاک برداشته شد.
✅ مالیات واردات بیش از ۵۰٪ کاهش یافت و برخی کاملاً حذف شدند.
✅ فیچ ریتینگز رتبه اعتباری را از CCC+ به B- ارتقا داد.
✅ قانون اجبار شرکتها به استخدام تعداد برابر زن و مرد برداشته شد.
✅ سهم کارفرما برای کارگران جدید از ۲۰٫۴٪ به ۵٪ کاهش یافت.
✅ خطوط هوایی آرژانتین برای اولین بار بدون حمایت دولتی مازاد بودجه داد.
✅ وزارت خصوصیسازی و مقرراتزدایی تأسیس شد.
✅ تعداد مدیران ارشد دولتی ۳۴٫۹٪ کاهش یافت.
✅ انتقال موروثی پستهای دولتی پایان یافت.
✅ مالیات ۳۰ درصدی روی بازیهای دیجیتال برداشته شد.
🟥 از جهش نفتی «اوجی» تا سردرگمی ارزی «پاکنژاد»؛ دو کارنامه متفاوت در وزارت نفت
کارنامه یک وزیر نفت را نه با تعداد مصاحبهها و وعدههای سرمایهگذاری، بلکه با شاخصهای کمی باید سنجید؛ تولید نفت، صادرات، درآمد ارزی، توسعه میادین، تولید گاز، ظرفیت پالایش، صنعت پتروشیمی، اجرای پروژههای بزرگ و امنیت انرژی.
با همین معیارها، مقایسه عملکرد جواد اوجی در دولت سیزدهم با محسن پاکنژاد در دولت چهاردهم نشان میدهد اگرچه دولت فعلی در بخش پتروشیمی عملکرد قابل قبولی داشته، اما در اغلب شاخصهای اصلی صنعت نفت، آهنگ رشد دوره اوجی بهمراتب بالاتر بوده است.
👈 نفت؛ جهشی که هنوز تکرار نشده است
جواد اوجی در شهریور ۱۴۰۰ وزارت نفت را در شرایطی تحویل گرفت که تولید نفت ایران به حدود ۲.۲ میلیون بشکه در روز کاهش یافته بود. در پایان دولت سیزدهم، تولید به حدود ۳.۶ میلیون بشکه در روز رسید؛ یعنی افزایش ۱.۴ میلیون بشکهای یا بیش از ۶۳ درصد طی سه سال. این معادل متوسط رشد سالانه نزدیک به ۲۱ درصد است.
در مقابل، وزارت نفت دولت چهاردهم اعلام کرده تولید نفت به حدود ۳.۹۵ میلیون بشکه در روز رسیده است. یعنی نسبت به پایان دولت سیزدهم، افزایش تولید حدود ۳۵۰ هزار بشکه در روز یا نزدیک ۱۰ درصد بوده که معادل حدود ۵ درصد رشد سالانه است.
به بیان دیگر، آهنگ رشد تولید نفت در دوره اوجی بیش از چهار برابر دوره پاکنژاد بوده است.
👈 صادرات؛ موتور اصلی درآمدهای ارزی
مهمترین دستاورد دولت سیزدهم، احیای صادرات نفت در اوج تحریمها بود. صادرات نفت و میعانات از حدود ۲۶۲ میلیون بشکه در سال به حدود ۵۶۵ میلیون بشکه افزایش یافت؛ یعنی بیش از ۱۱۵ درصد رشد با متوسط رشد سالانه نزدیک به ۲۹ درصد.
همزمان ارزش صادرات نفت از حدود ۱۰ میلیارد دلار به حدود ۳۶ میلیارد دلار رسید و درآمدهای ارزی وصولشده نیز تقریباً چهار برابر شد.
در مقابل، در دوره پاکنژاد تمرکز وزارت نفت بیشتر بر حفظ بازارهای موجود بوده و تاکنون جهشی همسنگ دوره اوجی در صادرات یا درآمدهای نفتی مشاهده نشده است.
👈 گاز؛ افزایش تولید در برابر تداوم ناترازی
در سه سال وزارت اوجی، تولید گاز کشور بیش از ۵۳ میلیون مترمکعب در روز افزایش یافت. گاز تحویلی به نیروگاهها از حدود ۱۹۲ میلیون مترمکعب به نزدیک ۳۰۰ میلیون مترمکعب در روز رسید و تحویل گاز به صنایع نیز از ۱۲۵ به ۱۶۹ میلیون مترمکعب افزایش یافت.
در دوره پاکنژاد نیز هرچند تولید گاز افزایش یافته، اما آهنگ رشد آن به مراتب کمتر از دوره اوجی بوده و همزمان ناترازی گاز، محدودیت سوخت صنایع و خاموشی نیروگاهها همچنان یکی از چالشهای اصلی کشور باقی مانده است.
👈 پالایش و فرآورده؛ توسعه زیرساخت به جای اصلاح قیمت
در دوره اوجی، ظرفیت پالایش نفت کشور حدود ۲۷۰ هزار بشکه در روز افزایش یافت. تولید بنزین از حدود ۹۴ میلیون لیتر به بیش از ۱۱۴ میلیون لیتر در روز رسید؛ یعنی حدود ۲۱ درصد رشد یا متوسط ۷ درصد در سال. تولید گازوئیل نیز رشد قابل توجهی را تجربه کرد و فاز دوم پالایشگاه آبادان به بهرهبرداری رسید.
در مقابل، دولت چهاردهم عمدتاً از ظرفیتهای ایجادشده در سالهای قبل استفاده کرده و تاکنون پروژه پالایشی همسنگ پالایشگاه آبادان به بهرهبرداری نرسیده است. در همین حال، سیاست گران سازی و افزایش قیمت حاملهای انرژی و تعرفهها نیز که در دولت سیزدهم محور تصمیمات دولت نبود، اینک به یکی از محورهای اصلی سیاست انرژی در دولت چهاردهم تبدیل شده است.
👈 پتروشیمی؛ نقطه قوت پاکنژاد
تنها بخشی که میتوان آن را نقطه قوت وزارت نفت دولت چهاردهم دانست، صنعت پتروشیمی است.
ظرفیت اسمی پتروشیمی ایران در ابتدای دولت سیزدهم حدود ۸۹ میلیون تن بود و در پایان این دولت به حدود ۹۷ میلیون تن رسید؛ یعنی افزایش ۸ میلیون تن یا حدود ۹ درصد طی سه سال که معادل متوسط ۳ درصد رشد سالانه است.
در مقابل، ظرفیت پتروشیمی در دوره پاکنژاد از حدود ۹۷ میلیون تن به بیش از ۱۰۵ میلیون تن رسیده است؛ یعنی همان ۸ میلیون تن افزایش ظرفیت اما در کمتر از دو سال؛ معادل متوسط حدود ۵ درصد رشد سالانه.
👈 پروژههای توسعهای؛ تفاوت در مقیاس
در سه سال وزارت اوجی، ۱۵۵ پروژه به ارزش ۳۴ میلیارد دلار افتتاح شد و قراردادهایی به ارزش حدود ۲۳ میلیارد دلار برای توسعه میادین نفتی و گازی به امضا رسید.
در مقابل، کارنامه پاکنژاد در دولت چهاردهم تاکنون بیشتر بر معرفی برنامههای سرمایهگذاری، مذاکرات جذب سرمایه و ادامه پروژههای نیمهتمام متمرکز بوده و هنوز از نظر تعداد پروژههای به بهرهبرداریرسیده، با دوره اوجی قابل مقایسه نیست.
👈 حکمرانی صنعت نفت؛ از فروش نفت تا بازگشت ارز
شاید مهمترین تفاوت دو دوره در نوع مسئلهای باشد که هر وزیر با آن مواجه بوده است.
اوجی وزارت نفت را با مسئله «چگونه نفت بیشتری تولید و صادر کنیم» اداره کرد و توانست ظرفیت تولید، صادرات و درآمد ارزی را بهطور محسوسی افزایش دهد.
اما وزارت نفت دولت چهاردهم با پاکنژاد بیش از هر چیز با موضوعاتی مانند بازگشت ارز حاصل از فروش نفت، سازوکار تراستیها، ناترازی انرژی و اصلاح قیمت حاملهای انرژی شناخته میشود؛ مسائلی که نشان میدهد محور چالش وزارت نفت از «افزایش عملیات صنعت نفت» به «مدیریت پیامدهای اقتصادی آن» تغییر کرده است.
👈 جمعبندی
اگر معیار قضاوت، آهنگ رشد شاخصهای کلیدی صنعت نفت باشد، نتیجه روشن است:
- رشد سالانه تولید نفت در دوره اوجی حدود ۲۱ درصد و در دوره پاکنژاد حدود ۵ درصد بوده است.
- جهش صادرات و درآمدهای ارزی عمدتاً در دوره اوجی رخ داده است.
- توسعه پالایش، افزایش تولید بنزین و اجرای پروژههای بزرگ نیز بیشتر به کارنامه دولت سیزدهم و اوجی تعلق دارد.
- در مقابل، تنها شاخصی که میتوان آن را نقطه قوت دولت چهاردهم و نمره قبولی در کارنامه پاکنژاد دانست، رشد ظرفیت صنعت پتروشیمی است که با آهنگ بالاتری نسبت به دوره قبل افزایش یافته است.
در مجموع، اعداد و آمار نشان میدهند، وزارت نفت در دوره جواد اوجی بیشتر بر خلق ظرفیتهای جدید متمرکز بود، در حالی که دوره محسن پاکنژاد بدون توجه به توسعه صنعت نفت، تاکنون بیشتر به روزمرگی و اداره وضع موجود اختصاص داشته است؛ تفاوتی که در نرخ رشد و توسعه اغلب شاخصهای اصلی صنعت نفت نیز بهخوبی قابل مشاهده است.
روسیه ممنوعیت صادرات بنزین را تا ژانویه ۲۰۲۷ تمدید کرد.
دست پزشکیان برای #واردات_بنزین از جنوب با محاصره دریایی و از شمال با جنگ اوکراین بسته شده.
مردم باید پای کار بیایند؛
تخریب دولت بابت کاهش ۲۰ لیتری سهمیه دوم یا احتمالا افزایش ۵ هزار تومانی سهمیه سوم بنزین، بیانصافی است.
بسمه تعالی
نامه سرگشاده
خدمت جناب آقای دکتر محمدباقر قالیباف @mb_ghalibaf
نماینده ویژه فرمانده معظم کل قوا در امور چین و رئیس محترم تیم مذاکره کننده
ضمن عرض سلام، احتراما پیرو نامه سرگشاده ۲۹ فروردینماه سال جاری و تشدید تنش اخیر بین ایران و ایالات متحده بر سر تفسیر ماده ۵ توافق اسلامآباد و حاکمیت ایران بر تنگه هرمز، نکاتی به استحضار میرسد.
۱. مستحضرید که جنگهای ۲۰۲۵-۲۰۲۶ میان ایران و ایالات متحده، امتدادی از جنگهای اخیر پس از ۷ اکتبر و در جهت تعیین تکلیف «نظم منطقهای» خاورمیانه با محوریت هژمونی ژئوپولیتیک/ژئواکونومیک اسرائیل است و از همین رو، پاسخ نهایی ایران به جنگ اخیر میبایست از جنس «نظمسازی» و بازتعریف نقش خود در نظم در حال گذار منطقهای و جهانی باشد.
۲. واضح است که مساله تشدید جنگ نظم منطقهای خاورمیانه در سالهای اخیر، امتدادی از تشدید رقابت استراتژیک چین و ایالات متحده آمریکا است؛ و مساله نظم منطقهای غرب آسیا به دلیل ماهیت ذوابعاد خود، نظیر نسبت سلاحهای متعارف کشورهای منطقه و دکترین هستهای آنها (خصوصا ایران، عربستان و اسرائیل)، کم و کیف ترتیب و ترکیب استقرار نیروهای ایالات متحده در کشورهای منطقه، نحوه اداره تنگه هرمز، نسبت ایران با اضلاع مقاومت، جایگاه ایران در کوریدورهای شرقی-غربی و شمالی-جنوبی و دسترسی کشورهای منطقه به زنجیرههای فناوری پیشرفته خصوصا هوش مصنوعی و ...، ذاتا دارای پیچیدگی بسیاری است و تعیین تکلیف آن جز با مشارکت فعال قدرتهای بزرگ خصوصا چین ممکن نخواهد بود.
۳. ایران پیش از این سابقه یارگیری از قدرتهای بزرگ را در حل موضوعات بسیار پیچیده نظیر حضور گروههای مسلح تکفیری در سوریه (خصوصا داعش) در کارنامه خود داشته و فعال شدن نیروی هوایی روسیه به نفع نیروهای ایران و محور مقاومت حاضر در سوریه با ابتکار شهید سلیمانی، نمونهای از این اقدام است؛ اما باید توجه داشت که مقدمات این ابتکار راهبردی پیش از جلسه پوتین-سلیمانی و در جلسات متعدد و مفصل کارشناسی در لایههای میانی و دیپلماسی پنهان فراهم شده و برای آن کارسازی شده بود. اکنون نیز مشارکت فعال چین و روسیه، خصوصا چین با ابتکار حضرتعالی جز با سازماندهی حجم انبوهی از جلسات Track 2 و Track 1.5، دیپلماسی پنهان و لابیگری مستمر ممکن نخواهد بود.
۴. باید دقت کرد که هشدارهای اخیر ونس در مورد طرح عدهای در اسرائیل برای تجزیه ایران و لیبیسازی آن و همچنین هشدار لاوروف در مورد تبدیل شدن ایران به لیبی (به عنوان مقدمهای برای تکمیل پروژه هژمونی اسرائیل بر منطقه غرب آسیا از یکسو و زمینهسازی برای تسلط کامل آمریکا بر افغانستان، آسیای مرکزی و هارتلند از سوی دیگر با هدف تشدید فشار بر روسیه و چین)، موید آن است که اسرائیل از هدف خود برای نابودی تمامیت ارضی ایران دست نکشیده و ترامپ را برای کمک به نیل به این هدف با تمام ابزارها تحت فشار قرار خواهد داد.
۵. پیش از این و در نامه فروردین ماه عرض شد که توان ونس، شبکه راکبریج و جریانهای انزواگرا و اولویتگرا (طرفداران مهار چین) برای تقابل با لابی اسرائیل محدود است و نباید از این جریانها انتظاری فراتر از "کنترل تنش" داشت. لذا بعید است که بتوان با تکرار مدل توافق الجزایر- که یک طرف آن ایران و طرف دیگرش ایالات متحده است و فاقد ضلع سوم قدرتمندی است که بتواند در نقش حکم، ناظر و پوشش دهنده ریسک، مشارکتی فعال داشته باشد - بتوان وارد فرایند نظمسازی پایدار در منطقه شد.
۶. نظم منطقهای مد نظر ایالات متحده و اسرائیل برای منطقه غرب آسیا بر مبنای ایجاد دوگانه محور نکبت (مخالفان نظم پسا سایکس-پیکو با محوریت اسرائیل) در برابر محور برکت (حامیان هژمونی اسرائیل) استوار است که فعال شدن مجدد پروژه کوریدور ضد چینی- ضد ایرانی IMEC و مقدمهسازی برای پیوستن لبنان به آن با حمایت امارات دقیقا همزمان با تفاهم نامه اخیر دولت لبنان و اسرائیل و افزایش فشارها بر عربستان برای عادیسازی با اسرائیل موید آن است.
۷. باید دقت کرد که اهمیت تنگه هرمز برای ایالات متحده صرفا از زاویه قیمت نفت نیست و مساله جایگاه راهبردی بندر جبل علی و اتصال آن به حیفا و سپس بیروت از طریق کوریدور IMEC برای ایالات متحده، اسرائیل، امارات و فرانسه (به عنوان ذی نفع اروپایی IMEC) به مراتب بیش از نوسان قیمت نفت اهمیت دارد. از منظر نظم منطقهای و جهانی مد نظر ایالات متحده، مساله حاکمیت ایران بر تنگه هرمز، مانعی مهم در برابر تحقق دکترین آمریکا جهت اتصال امنیتی و اقتصادی دو حوزه ژئوپولیتیک یوروآتلانتیک و ایندوپاسیفیک با محوریت اسرائیل و نظمسازی ایالات متحده است.
۸. کوریدور IMEC علاوه بر ماهیت ضدچینی (تقویت رابطه هند و اروپا) و ضد ایرانی (دور خوردن ایران در نبرد کوریدورها)، دارای ماهیت ضد روسی نیز هست، چرا که ایالات متحده درصدد است این کوریدور را به «ابتکار سه دریا» متصل نماید، اقدامی که کشورهای حوزه دریای سیاه، آدریاتیک و بالتیک را به انرژی کشورهای حاشیه خلیج فارس وابسته و تا ابد از انرژی روسیه بینیاز خواهد کرد؛ امری که به معنای تثبیت خفگی ژئوپولیتیک روسیه در سمت غرب خود و حل نشدن مساله جنگ اوکراین خواهد بود.
۹. در حال حاضر پکن و مسکو از جانب لابی کشورهای عربی خصوصا امارات و سعودی و همچنین ایالات متحده تحت فشار زیادی هستند تا هر چه سریعتر از موضع خود در جهت حمایت از ایران در مساله تنگه هرمز (و باب المندب) عقبنشینی کنند؛ در حال حاضر این دو پایتخت با درک شرایط خاص ایران و تبعات سنگین تثبیت نظم آمریکایی-اسراییلی بر منطقه غرب آسیا در برابر این فشارها مقاومت کردهاند، اما به دلیل انفعال تهران در ایجاد مذاکرات جامع و راهبردی پیرامون مسائل کلیدی منطقه مثل تنگه هرمز و کوریدور IMEC و سایر مسائل حساس، مشخص نیست که این روند تا کی ادامه داشته باشد.
۱۰. وانگ یی وزیر امور خارجه چین در دیدار مهم اخیر خود با دکتر عراقچی در حاشیه اجلاس وزرای امور خارجه کشورهای شانگهای در قرقیزستان، طی سخنانی مجددا بر اراده پکن بر اعمال طرح چهار مادهای شی برای بازمعماری نظم امنیتی و اقتصادی خلیج فارس تاکید کرد؛ طرحی که علاوه بر مساله امنیت جمعی، بر اراده چین جهت ارائه مدل چینی توسعه به تمام کشورهای منطقه تاکید دارد و این امر برای ایران که تا کنون با کلان طرح اسراییل و آمریکا - یعنی آبادی جنوب خلیج فارس (محور برکت) به قیمت نابودی شمال خلیج فارس (محور نکبت) - دست و پنجه نرم کرده و از آن ضربات اقتصادی و امنیتی بسیاری خورده است، از اهمیتی فوق العاده برخوردار است.
۱۱. حمله اخیر اوکراین به کشتی ایرانی در دریای کاسپین در کنار تحرکات گسترده اوکراین در کشورهای حاشیه خلیج فارس و انعقاد قراردادهای پهپادی- ضدپهپادی با آنها نیز نشان داد که پرونده جنگ اوکراین و نظم شرق اروپا تا چه حد به نظم منطقهای غرب آسیا وابسته و مساله اتصال IMEC به ابتکار سه دریا تا چه حد جدی است. روسیه نیز همچون چین در قالب «طرح امنیت جمعی برای حوزه خلیج فارس» برای منطقه غرب آسیا دارای ابتکار است و با توجه به ارتباطات گسترده مسکو با ریاض و ابوظبی، و با توجه به اقدامات ضد امنیتی اخیر رژیم کیف، شانس اینکه در اعمال این طرح در کنار ایران قرار گیرد بسیار قابل توجه است.
۱۲. از طرف دیگر، حمایتهای تسلیحاتی/اطلاعاتی/سیاسی اخیر مسکو و پکن از ایران از یک سو و همکاریهای عمیق و مشترک پکن و مسکو در حوزه پاسیفیک و فناوریهای پیشرفته نظامی از سوی دیگر، و حمایت قاطع چین از روسیه در جنگ اوکراین، همگی موید آن است که به رغم فراری بودن پکن از مفهوم «بلوک بندی»، به شکلی دوفاکتو بلوکی جدید برای خنثیسازی طرحهای کلان آمریکا جهت مهار چین و روسیه در حال شکل گیری است، بلوکی که توسط جریانهای برتری طلب (primacist) در حزب جمهوریخواه از آن با عنوان «محور شرارت نوین» یاد میشود و در ادبیات این جریان ایران ضلع سوم آن است.
۱۳. مسلما ایران از حیث کم و کیف توان نظامی و اقتصادی ابدا با روسیه و چین قابل مقایسه نیست؛ اما به دلیل جایگاه منحصر به فرد خدادادی خود در تقاطع مسیر کوریدورهای اتصال چین به اروپا و مسیر هند به روسیه (که برای روسیه و شخص پوتین دارای اهمیتی حیاتی است) و همچنین مقاومت تحسین برانگیز در برابر تعدی وحشیانه ایالات متحده و اسرائیل، دارای ضریبی از اهمیت شده است که بتواند در مقام گفتگوهای جامع و راهبردی با این دو پایتخت قرار گیرد.
۱۴. تمامی نکات انکارناپذیر فوق ما را به این مسیر هدایت می کنند که برای ایجاد یک مکمل برای توافق اسلامآباد، که بتواند آنرا ضمانت و ریسکهای متعدد آنرا پوشش دهد، با توجه به اصرار پکن بر ابتکار چهار مادهای شی جین پینگ و اصرار مسکو بر طرح امنیت جمعی خلیج فارس، با آنها بر پایه همین طرحها و خطوط قرمز و تحفظهای تهران وارد گفتگوهای جامع و راهبردی دوجانبه و سه جانبه با هدف باز تنظیم معماری اقتصادی و امنیتی منطقه غرب آسیا - به خصوص نحوه مدیریت تنگه هرمز - شویم.
۱۵. مسلما این راه ساده نیست و برای مثال پکن با اخذ عوارض یا خدمات اجباری در تنگه هرمز مخالفتهایی دارد، اما مسلما با اعمال حاکمیت ایران بر تنگه با هدف عدم عبور کشتیهای نظامی آمریکا موافق است و تهران در مورد ایجاد یک ساز و کار اخذ هزینه خدمات که بر مبنای رقابت و نه اجبار باشد میتواند با چین به توافق برسد، مشروط به آنکه پکن در اعمال طرح شی نوعی از تقسیم قدرت و منافع را در منطقه تعریف کند که در آن ایران بتواند سهمی مهم از عواید اقتصادی کوریدورها و ترانزیت منطقهای من جمله تنگه هرمز داشته باشد.
۱۶. تهران باید بکوشد که طرح چهار مادهای شی و طرح روسیه برای امنیت جمعی خلیج فارس، مقدمهای برای یک معامله میان قدرتهای بزرگ بر سر تقسیم حوزه اثر خود در منطقه خاورمیانه مشابه معاهده هلسینکی در ۱۹۷۵ باشد. این هلسینکی خاورمیانهای از آن جهت موجه است که همه قدرتها منطقهای و بین المللی بعد از تشدید تنش اخیر و خصوصا ورود موثر انصارالله به جنگ (البته به نام شکست محاصره یمن) و هدف قراردادن آرامکو، احتمالا به این نتیجه رسیدهاند که ادامه روند فعلی عاقبتی جز نابودی زیرساختهای خاورمیانه و به تبع آن رکود جهانی ندارد. لذا یک «هلسینکی خاورمیانهای» و کاهش تنش میان پکن و واشنگتن از یکسو و کاهش تنش میان قدرتهای غرب آسیا از سوی دیگر تنها راه جلوگیری از بروز یک جنگ نابودگر منطقهای با تبعات گسترده جهانی است. همچنین مسلم است که منظور ما از تعریف حوزه اثر، کشیدن «دیوار آهنین» نیست؛ بلکه بازتعریف نظم منطقه در رقابتهای ائتلافی و کوریدوری به شکلی است که مساله به شکل «حاصل جمع صفر» حل و فصل نشده و سایه شوم دوگانه محور نکبت و برکت از منطقه برچیده شود.
۱۷. در حوزه هستهای، بدون شک ایران به دلیل تهدیدات اتمی ترامپ، حملات شدید به مراکز هستهای تحت نظارت آژانس، ترور مقام معظم رهبری به عنوان صاحب فتوای حرمت سلاح اتمی، تهدیدات زیرساختی «عصر حجری» ترامپ و انبوهی از نکات دیگر، از حیث حقوقی در موضع استناد به ماده ۱۰ معاهده NPT و خروج از آن قرار دارد و میتواند در مورد استناد به این ماده با مسکو و پکن به عنوان دو قدرت اتمی دارنده حق وتو وارد گفتگو شود. مصاحبه مهم و اخیر لاوروف با RT عربی و سیگنالهای روشن از جانب وی دال بر امکان گفتگو در مورد تغییر دکترین هستهای ایران موید ادعای فوق است. مسلما این گفتگوها با هدف گرفتن چراغ سبز جهت دستیابی ایران به سلاح اتمی انجام نمیشود و هدف آن جا انداختن مساله «آخرین انعطاف هستهای» و «ماشه هستهای» در هر توافق جامع با ایالات متحده است، با این منظور که هر گونه تهدید نظامی مجدد آمریکا علیه ایران، به منزله فعال شدن خروج خودکار ایران از NPT است و دو کشور روسیه و چین نیز باید سپر حقوقی لازم را در شورای امنیت برای ایران در صورت بدعهدی آمریکا فراهم نمایند.
۱۸. متاسفانه به رغم تمام ضرورتهای فوق، تاکنون گام موثری در جهت پیشبرد زیرسازی این مذاکرات - که قطعا بسیار سنگین و پیچیده خواهد بود - انجام نشده است. با توجه به مسئولیت خطیر حضرتعالی در پیشبرد مذاکرات با ایالات متحده و نمایندگی ویژه در امر چین، شما مهمترین فرد و مرکز ثقل هدایت این مذاکرات چندجانبه هستید. حقیر به عنوان یک سیاستپژوه از حجم فشارهای طاقتفرسای کاری بر حضرتعالی تا حدی آگاه است، اما عاجزانه از محضرتان استدعا دارد تا زمان باقی است و شرایط حساس داخلی، منطقهای و بین المللی مجال میدهد، قطار این مذاکرات چند جانبه را به حرکت درآورید.
۱۹. بدون شک طرح اسرائیل، گرفتار کردن ایران در سیکل بی پایان جنگ-مذاکره، مقدمه چینی برای یک آشوب داخلی گسترده و در نهایت تحریک واشنگتن و گروههای معارض تجزیه طلب جهت لیبی سازی ایران است، امری که ونس و لاوروف نسبت به آن هشدار دادهاند. خنثیسازی این طرح و تقویت جریانهای ضد جنگ در واشنگتن در گروی آن است که بازی خاورمیانه با فعال شدن گروههایی چون انصارالله و پیوند خوردن آن به امنیت یوروآتلانتیک با کمک مسکو و ایندوپاسفیک با کمک چین بیش از اندازه پیچیده شود، تا ترامپ میدان را برای جریانهای رئالیست بازکرده و به یک هلسینکی خاورمیانهای و ایفای نقش «نیکسون دوم» به جای «ریگان دوم» یا حتی «بوش سوم» متمایل شود؛ و این مهم بر خلاف آنچه که جریانهای افراطی طرفدار عادیسازی با آمریکا/اسرائیل جلوه میدهند، کاملا در دسترس است. جریانهای تندروی حامی نرمالیزاسیون تا کنون با همین رویافروشیها کشور را در معرض دو جنگ ویرانگر قرار داده و بیم آن میرود جنگ سنگین دیگری توسط این جریان به کشور عزیزمان تحمیل شود، جنگی که به مراتب از دو جنگ قبلی ویرانگرتر خواهد بود.
۲۰. مجددا به محضرتان عرض میشود که نگارنده کاملا به پیچیدگیهای چنین طرحی واقف است و مسلما یارگیری از قدرتهای بزرگ و ایجاد یک هلسینکی خاورمیانهای قرن بیست و یکمی در شرایط فعلی کار بسیار دشواری است؛ اما از آن مسلمتر این است که رفتن راه توافق الجزایر آن هم با فرد تحت تاثیر اسرائیل و متلون المزاجی چون ترامپ، کشور را تا ابد دچار گرفتاری خواهد کرد.
در پایان از بابت طولانی شدن این نامه و تضییع وقت گرانمایه حضرتعالی عذرخواهم و برای حضرتعالی که میدانم بسیار به شهید سلیمانی و میراث گرانسنگ وی علاقهمند هستید و برای حفظ آن شبانهروز مجاهدت و تلاش مینمایید، آرزوی توفیق در ادای اوامر رهبر معظم انقلاب و مسئولیتهای خطیرتان را دارم.
ارادتمند شما، مهدی خراتیان ۱۴۰۵/۰۵/۰۵
نفت ۱۰۰ دلاری تااین لحظه صرفاً نتیجه اختلال در روند حمل و نقل آن است نه تولید.
آتشی که آمریکادر حال روشن کردن آن درمیادین نفت و گاز منطقه است شعله هایش دامن همه جهان راخواهد گرفت.
نیروهای مسلح ماقطعا با ابتکار عمل و هوشمندی، میدان و سطح بازی را یک پله بالاتراز دشمن تعریف می کنند.
Our defense doctrine is clear: eye for an eye.
Any aggression against Iran, including our infrastructure, will compel a powerful and decisive response.
Those who contribute to such aggression, whatever the kind of support, will also be considered as legitimate targets.
رصد اقدامات قبلی ترامپ و نتانیاهو به وضوح مشخص میکند که به زودی صهیونیستها اقدام به عملیات ترور سران در ایران خواهند کرد و همزمان آمریکاییها اقدام به بمباران مراکز غیرنظامی با هدف فشار به مردم خواهند کرد.
افزایش قیمت دلار
فعال شدن تیمهای مجازی و پمپاژ ناامیدی و مقصر جلوه دادن ایران
لغو سفر نتانیاهو به امریکا
تحرک هستههای داخلی
و…
همگی نشان دهنده یک عملیات ترکیبی دوباره علیه ایران است.
امیدوارم این تحلیل غلط باشد و برای بار چندم از یک سوراخ گزیده نشویم.