رضاشاه لحظهی تنفس عمیق و نجاتبخش فلات ایران در بازندهترین روزگار این مملکت بود. پسرش آریامهر ایران را در جهنم جنگ جهانی دوم به ثروتمندترین کشور آسیا بدل کرد و امروز نوهی همان رضا برای نسل امروز، نقطه امید، اتکاء و احیاء است. پهلویها یک سده اخیر برای نجات میهن درست به موقع آمدهاند و باز هم میآیند. لحظات تولد دوباره ايران كم نبوده. از بهزادان پور ونداد تا رادمان ماهکان تا پهلوی، جنبش میهنپرستی ايرانی هميشه آبستن فرزندانش بوده. لحظه تولد و تنفس دوباره ايران زیر سایهی جنگ و خون و خیانت باز هم میرسد. ما باز هم ایران را از اجنبی و انیرانی و خائن پس میگیریم.
چهل و شش سال از درگذشت پدرم میگذرد، اما او امروز زندهترین چهره سیاسی در پیشگاه تاریخ و دل ایرانیان است.
شعله عشق ملت ایران به او روز به روز بلندتر و فروزانتر میشود. همانطور که جاویدنام مجیدرضا رهنورد به نیابت از میلیونها جوان ایرانی نوشت: «نسلی عاشقت شد، که تو را هرگز ندید».
پدرم با تمام وجود، عاشقِ ایران بود. قلب او با طبیعت این خاک میتپید و باریدن باران بر دشتهای ایران، برایش بهترین و زیباترین خبر بود.
او در ۲۲ سالگی، کشور را در شرایط دشوار اشغال متفقین تحویل گرفت و با تکیه بر میهنپرستی، ایران را به سوی دروازههای تمدن بزرگ هدایت کرد. اگر فاجعه ۵۷، مسیر تاریخ ما را منحرف نمیکرد، ایران امروز یکی از درخشانترین قطبهای رفاه و توسعه در جهان بود.
هممیهنانم، اگر به راه او باور داریم، مسئولیت بزرگی بر دوش ماست. برای وفاداری به نگاه او، ما باید ایران را از این فرقه تبهکار پس بگیریم و آن را دوباره بسازیم.
پاینده ایران
شاهنشاها، یکسال دیگر از آخرین دیدار ما سپری شد، و این بار من هم از طرف خودم، و هم از طرف نمایندگان ملت ایران، برای ادای احترام، و همینطور دادن گزارشی کوتاه از آنچه با تو و بی تو بر ایران و ایرانی گذشته و میگذرد، با تو همسر عزیزم گفتگویی دارم.
امروز چهل و شش سال از روزی که ایران و ایرانیان، و همینطور من و خانواده ات را ترک کردی میگذرد، و در این مدت چه ها که بر ما و بر سر این ملک و ملت گذشته.
از اوایل قرن بیستم ایران با داشتن دو رهبر بزرگ نگر، قدم در راهی گذاشت که هیچ کشور دیگری در منطقه حتی تصور آن را هم به خودش راه نمی داد.
پدرت، رضا شاه بزرگ، در سختترین دوران جهان آنروز، ایران را از تقسیم و تجزیه نجات داد و پایه های کشوری متمدن و مستقل را بنا نهاد.
سپس به همت کار مداوم تو، شاهنشاه ایران، کشور ویران بعد از جنگ، تبدیل به ایران آباد شد، و ایرانی سرافکنده، مغرور و سربلند.
ایران کم کم مورد نگاههای حسرت بار بعضی و امیدواری بعضی دیگر قرار گرفت، و ابر قدرتها نیز به تدریج با نگاههای نگران به آن نگریستند.
در انتهای آن دوران طلایی، تمامی کشورهای منطقه در آرزوی بدست آوردن جزیی از آنچه ایران به دست آورده بود بودند، ولی تو کماکان به دنبال نشاندن ایران در سطح پیشرفته ترین کشور های جهان.
تو، شاهنشاه ایران زمین، با اعتقاد به حمایت بی چون و چرای ملت ایران هيچ نوع توافقی را با بزرگان جهان که حتی قدمی با ایران بزرگ مورد نظرت تفاوت داشته باشد قبول نداشتی، ولی افسوس که آن حمایت از تو دریغ شد، و بدون آن پشتیبانی حیاتی، تا به امروز شاهد خسارات بسیار سنگین و کمرشکن اش بوده ایم و هنوز هم هستیم.
ایرانی را که تو ترک کردی با تمامی کشور های جهان رابطه دوستانه داشت، و درهای آنها بدون ویزا برای ما باز بود، ولی ایران امروز، با عنوان حامی نخست تروریسم جهانی، تنها با شماری اندک رابطه ای نیمه دوستانه دارد.
در ایرانی که تو ساختی، درآمد یک کارگر ایرانی امکان یک زندگی راحت را به خانواده اش میداد. امروز کارگر ایرانی حتی قادر به تهیه مایحتاج اولیه زندگی اش هم نیست.
ایران تو در مهم ترین کارخانه های جهان سرمایه گذاری میکرد، و به کشورهای اروپایی پول قرض میداد، و امروز کاسه گدایی دولت آن در انتظار اجازه آمریکا برای خرید غذاست.
پادشاه تاجدار من، به تو به عنوان همسری بی مانند و مهربان، و پدری با علاقه و توجه بسیار به زندگی و تربیت فرزندانش درود میفرستم.
به تو به عنوان ”بزرگ ارتشتاران فرمانده“ درود میفرستم. تو با جهان ب��نی، برای میهنت پنجمین نیروی دفاعی جهان را بوجود آوردی، تا هیچ کشوری حتی فکر تجاوز به ایران را هم به خود راه ندهد.
نسل جوان و برومند امروز ایران، همانهایی که رژیم اسلامی با صرف هزینه های هنگفت و دروغهای بزرگ درباره دوران ما، می خواست حامی خودش باشد، با آگاهی بسیار از آنچه ما ساختیم، با دست خالی، ولی با اراده ای آهنین رو در روی آنها ایستاده، به خاندان پهلوی درود میفرستد، و با صدای بلند سقوط رژیم وحشت را میخواهد.
همین چندی پیش شاهد بزرگترین کشتار تاریخ ملتی توسط دولت حاکمش بودیم، دهها هزار جوان برومند ما به فرمان رهبران امروز ایران، در تنها دو روز در خاک و خون غلطیدند، و ملتی را داغدار و خونخواه خود کردند.
امروز همان رهبران در آتش جنگی خانمان سوز، سخت درگیرند، و ملتی که آن روز همه چیز داشت، امروز گرسنه، بی دفاع و مستاصل نمی داند با چه فردایی رو بروست.
رضا، پسر بزرگت که هنگام رفتن تو جوانی ۱۹ ساله بود، رهبری باز پس گیری ایران و رسیدن به دوران گذار را به عهده گرفته.
امید من و همه ایرانیان است که با پیروزی نهایی نور بر تاریکی، ایرانیان، یک دل و یک صدا، و دست در دست هم کمر همت به ساختن آینده آن ببندند، و از نو ایرانی پیشرفته و سر بلند بسازند.
تا آنروز و آن خبر، با درود بر تو و عشقی بی پایان
فرح پهلوی
رضا شاه بزرگ و محمدرضا شاه در دوران حکمرانی خود کوشیدند ایرانی بسازند که متعلق به همه ایرانیان باشد. آنها تلاش کردند همه نخبگان و اندیشمندان کشور را فارغ از تبار و مذهب و نگاه سیاسی برای ساختن ایران به کار بگیرند. بر پایه چنین نگاه و باوری بود که بسیاری از کارگزاران پادشاهی پهلوی از نخبگان دوره قاجار بودند. و در راستای بهرهبرداری حداکثری از ظرفیت انسانی کشور بود که پدربزرگ و پدرم راهگشای حضور زنان در اجتماع و سیاست شدند و نیمی از جمعیت ایران را از پستوی انزوا و تحجر خارج کردند. آنچه ما باید از رضاشاه و محمدرضاشاه بیاموزیم ترجیح منافع ایران بر منافع شخصی و گروهی است.
رضا شاه در سفرنامهاش پس از نجات خوزستان آرزو کرده بود آنقدر عمر کند تا بتواند آن وطن «جذاب و عزیز» را چنان آباد سازد که حتی کسانی که مهر وطن ندارند هم زندگی در آن را به زندگی در «خارجه» ترجیح دهند. هم پدربزرگ و هم پدرم به همراه یاران ایرانسازشان، مُجدّانه و دلسوزانه برای برآورده کردن این آرزو کوشیدند و ایرانی ساختند که تا پیش از فاجعه خانمانسوز ۵۷، کمتر ایرانی حاضر به ترک همیشگی آن بود.
اکنون رضاشاه و محمدرضاشاه نیستند که ببینند جمهوری اسلامی با «وطن جذاب و عزیز»شان کاری کرده که حتی فرزندان و وابستگان رهبران این رژیم نیز با وجود بر��ورداری از رانتهای فراوان، زندگی در «خارجه» را به حضور در ایران ترجیح میدهند.
رضاشاه و محمدرضاشاه اما اگر امروز بودند به جوانان آگاه و دلاور ایران افتخار میکردند. جوانانی که با درسآموزی از گذشته، و با عزمی میهنپرستانه، میخواهند ایران را پس بگیرند و از نو بسازند؛ ایرانی که دوباره متعلق به همه ایرانیان باشد و همه نخبگان و نیروهای توانمند کشور، فارغ از تبار و جنسیت و باور و نگاه سیاسی در بازسازی آن به کار گرفته شوند. با اتکا به این جوانان است که یقین دارم فردای ایران بهتر از گذشتهاش خواهد بود.
پیام تلفنی مادر جاویدنام سودا اکرمیفرد در تجمع ایرانیان اتریش درباره حمله نیروهای جمهوری اسلامی به مراسم زادروز فرزندش: به خاطر حمایت از شاهزاده رضا پهلوی فرزندان ایران و خانوادهام را بازداشت کردند. صدایشان باشید.
Just as the Nazi regime was not synonymous with the German people, the Islamic Republic is not synonymous with the Iranian people. True patriotism is standing alongside the Iranian people and their courageous struggle for freedom, prosperity, and the reclaiming of the homeland, not defending a regime that has stolen the life and strength of our land for 47 years.
دوشنبه ۲۹ تیر ماه ۲۵۸۵، برابر با ۲۰ ژوئیه ۲۰۲۶
عصر این روز گروهی از خانواده های جاوید نامان تظاهرات در ایران، آسیب دیدگان چشمی، و همینطور تع��ادی محدود، از کسانی بسیار که مورد ضرب و شکنجه رژیم حاکم بر ایران قرار گرفته اند، برای دیدار با علیاحضرت شهبانوی ایران در پاریس گرد آمدند.
شهبانوی ایران در این دیدار ب��یار احساسی و تاثیر گذار، یک یک افراد این گروه را پذیرا شدند و با دقت و تامل به گفتگو و درد دل های آنها گوش کردند، و آنها را به لزوم از دست ندادن امیدشان و اعتماد به آینده ایران تشویق نمودند.
شهبانوی ایران در انتهای این جلسه پر از احساس و هیجان، با تاکیدی دوباره بر اینکه سلاح فرد فرد ما امید و اعتقاد به ایران و ایرانی است، یادآور شدند که اطمینان راسخ دارند که با آزادی نزدیک ایران، نسل جوان و برومند ما وظیفه خطیر بازسازی میهنمان و سربلندی ایران و ایرانی را به بهترین نحو آن به انجام خواهد رساند.
با این گفته و در میان شور و هیجانی صمیمانه این همایش بی نظیر انجام پذیر��ت.
در روزهایی که دامنه حملات در بخشهایی از ایران، بهویژه در مناطق جنوبی کشور، گسترش یافته است، مهمترین دغدغه شاهزاده رضا پهلوی، حفظ امنیت و جان شهروندانی است که هیچ نقشی در تصمیمها و سیاستهای جنگافروزانه جمهوری اسلامی نداشتهاند.
از هممیهنان عزیز، بهویژه ساکنان مناطق در معرض خطر، درخواست میکنیم شرایط را جدی بگیرند و توصیه���های عمومی و معتبر مدیریت بحران و ایمنی را با دقت دنبال کنند.
هممیهنانم، ملت بزرگ و دلیر ایران،
امروز، با افزایش تنشها و احتمال گسترش حملات، بهویژه در جنوب کشور، میخواهم با شما سخن بگویم؛ بهویژه با مردم شریف سیستان و بلوچستان، هرمزگان، بوشهر، خوزستان و همه ساکنان سواحل خلیج فارس و دریای مَکران.
جنگ و بحرانی که امروز کشور ما با آن روبهروست، تنها یک باعث و بانی دارد: رژیم جمهوری اسلامی.
اما جنگ اصلی، یعنی جنگ جمهوری اسلامی علیه ملت ایران، چهلوهفت سال پیش آغاز شد و تا امروز ادامه یافته است.
همه ملت ایران از این رژیم زخم خوردهاند. نگذاریم بگویند که جنوب ایران تازه وارد جنگ شده است. جنوب ایران از همان روزی وارد جنگ شد که کودکان بلوچ، به دلیل نبود آب آشامیدنی و زیرساختهای اولیه، قربانی گاندوها شدند؛ از روزی که در سیستان و بلوچستان، سرزمین رستم و قلب اسطورههای ایران، جوانان برای تامین معاش ناچار به سوختبری شدند؛ از روزی که استان هرمزگان و بندرعباس، بزرگترین بندر ایران، در فقر و محرومیت رها شدند؛ از روزی که بوشهر، تأمینکننده بخش بزرگی از گاز کشور، و خوزستان، قلب صنعت نفت ایران، خود از ثروتشان بیبهره ماندند.
اما ایران آزاد، ایرانی متفاوت خواهد بود.
با استقرار دولتی ملی، کارآمد و توسعهگرا، سیستان و بلوچستان میتواند با تکیه بر موقعیت راهبردی، نیروی انسانی جوان و دسترسی به آبهای آزاد، به یکی از موتورهای اصلی رشد و شکوفایی کشور تبدیل شود. چابهار میتواند قلب تجارت ایران و دروازه اتصال اقیانوس هند، آسیای مرکزی و بازارهای جهانی باشد؛ با بهروزرسانی همان برنامه جامعی که پیش از فاجعه ۵۷ قرار بود اجرا شود.
هرمزگان، بوشهر، خوزستان و جزایر خلیج فارس میتوانند با توسعه تجارت، گردشگری، صنعت و جذب سرمایهگذاری، به ثروتمندترین و پیشرفتهترین مناطق ایران بدل شوند.
هممیهنانم،
این رژیم جنگافروز نه برای مردم پناهگاهی ساخته است و نه توان دفاع از آسمان کشور را دارد. سردمداران آن در حالی که زیر زمین پنهان شدهاند، از مدارس، بیمارستانها و دیگر مراکز غیرنظامی، استفاده نظامی میکنند، و مردم ایران، از جمله سربازان وظیفه را در پادگانها، به سپر انسانی تبدیل کردهاند.
در جنگی که جمهوری اسلامی بر کشور تحمیل کرده است، نخستین و مهمترین وظیفه شما حفظ جان، امنیت و سلامت خود و خانوادههایتان است. زیرا شما سرمایه ایران و سربازان واقعی نبرد برای بازپسگیری میهن هستید.
در همین ارتباط، دفتر ارتباطات و رسانه من، توصیهها و راهنماییهای لازم را برای افزایش امنیت هممیهنان منتشر خواهد کرد.
مبارزه و کسب آمادگی برای پیروزی نهایی یک وظیفه همیشگی است. در نبرد نهایی، هر قدر ما توانمندتر، و جمهوری اسلامی ضعیفتر باشد، پیروزی سریعتر و کمهزینهتر به دست خواهد آمد.
پاینده ایران
I am deeply saddened by the sudden passing of Senator Lindsey Graham, a steadfast friend of the Iranian people and a proud defender of freedom.
At moments when moral clarity was required, Senator Graham stood on the right side. When friends were seldom found, he stood alongside the people of Iran in their struggle against tyranny.
He used his voice to ensure that the voices of those fighting for justice were heard in the halls of power. His support for Iran’s Lion and Sun Revolution earned him the title “Uncle Lindsey” among Iranians. He will be remembered with profound gratitude and deep respect.
We extend our deepest condolences to Senator Graham’s family, loved ones, colleagues, and the people of South Carolina and the United States.
May he rest in peace and may others carry on the fight for freedom.
از درگذشت ناگهانی سناتور لینزی گراهام، دوست ثابتقدم مردم ایران و مدافع سربلند آزادی، بسیار متاثر شدم.
در لحظاتی که به شفافیت و قاطعیت اخلاقی نیاز بود، سناتور گراهام در سمت درست ایستاد. در روزهایی که دوستان و همراهان مردم ایران اندک بودند، او در مبارزه با استبداد، در کنار آنان ایستاد.
او از جایگاه و نفوذ خود بهره گرفت تا صدای مبارزان راه عدالت در مراکز قدرت شنیده شود.
ایرانیان حمایتهای سناتور گراهام را در جریان انقلاب شیروخورشید هرگز فراموش نمیکنند، و یاد او را همواره با سپاس و احترامی عمیق گرامی خواهند داشت.
مراتب تسلیت و همدردی خود را به خانواده، دوستان و همکاران سناتور گراهام، و همچنین به مردم ایالت کارولینای جنوبی و سراسر ایالات متحده آمریکا ابراز میداریم.
روحش در آرامش باد. امید که دیگران راه او را در مبارزه برای آزادی ادامه دهند.
هممیهنان عزیزم،
در روزهای اخیر، چند گروه تجزیهطلب -که در کارنامه بعضی از آنها همکاری با خمینی و صدام، هر دو به چشم میخورد- ادعاهایی موهوم و سخیف را درباره تمامیت ارضی و یگانگی ملی ایران مطرح کردهاند. چنانکه بارها تأکید کردهام، حفظ و دفاع از تمامیت ارضی ایران، اصلی خدشهناپذیر است. ما بر سر یکپارچگی و تمامیت ارضی ایران نه با کسی مذاکره میکنیم و نه ذرهای از آن کوتاه میآییم.
چنین ادعاهایی تنها به جمهوری اسلامی، بزرگترین دشمن ملت ایران و تمامیت ارضی کشور، بهانه میدهد تا خود را به دروغ مدافع این اصل معرفی کند؛ حال آنکه این رژیم از نخستین روز روی کار آمدنش، عامل اصلی انواع تبعیض و تفرقه در ایران بوده است.
تمامیت ارضی ایران خط قرمز ملت بزرگ و متحد ماست. هر فرد یا گروهی که از این خط قرمز عبور کند، یا با عبورکنندگان از آن همکاری کند، با پاسخ قاطع ملت آگاه ایران روبهرو خواهد شد.
در روزها و هفتههای پیش رو، همزمان با درهمشکستن کامل جمهوری اسلامی و بیرون راندن این رژیم از کشور، در دفاع از یکپارچگی ملی و تمامیت ارضی ایران نیز هوشیارتر، استوارتر و کوشاتر از همیشه خواهیم بود. با پایبندی به این اصل بنیادین، میتوان انتظار داشت که ارتش ایران نیز به وظیفهی ملی-میهنی خود عمل کند، در کنار ملت بایستد و از ایران در برابر جمهوری اسلامی و تجزیهطلبان دفاع کند.
تنها در یک ایرانِ یکپارچه و دموکراتیک، در سایهی حاکمیت قانون است که آزادیهای فردی و حقوق برابر همه شهروندان، فارغ از باور، مذهب�� زبان یا قومیت، تضمین میشود.
پاینده ایران،
رضا پهلوی
لدى إيران وسلطنة عُمان تاريخًا مشتركاً طويلًا من العلاقات البراغماتية القائمة على الاحترام المتبادل، بما في ذلك التعاون من أجل حماية السيادة الوطنية، كما حصل خلال تمرد ظفار. إلا أن هذا الإرث قد شوّه بسبب سياسات الجمهورية الإسلامية. ففي حين دأبت عُمان باستمرار، على السعي إلى تهدئة إقليمية، استخدم النظام القابع في طهران الحيّز الدبلوماسي لتأجيل المساءلة، في الوقت الذي يواصل فيه القمع في الداخل وزعزعة الاستقرار في الخارج.
ويجب أن يدرك أصدقاؤنا العُمانيون أن إيران المستقبل، إيران الحرة، ستعيد إحياء هذه العلاقة التاريخية على أساس الثقة والاستقرار والشراكة الحقيقية—بما يعكس إرادة الشعب الإيراني.
Iran and Oman share a long history of pragmatic relations based on mutual respect, including cooperation to protect national sovereignty during the Dhofar Rebellion. That legacy has been distorted by the policies of the Islamic Republic. While Oman has consistently sought regional calm, the regime occupying Tehran has used diplomatic space to delay accountability while continuing repression at home and destabilization abroad.
Our Omani friends must know that a future, free Iran will restore this historic relationship on the basis of trust, stability, and genuine partnership—reflecting the will of the Iranian people.
Dear Secretary-General Guterres,
I am writing to you on behalf of United Nations Watch, an independent human rights organization dedicated to holding the UN accountable to its founding principles. It has come to our attention that Iranian Foreign Minister Abbas Araghchi is scheduled to address the UN Human Rights Council on February 23, 2026, in your presence.
A key figure in the Iranian regime, Mr. Araghchi has been implicated in grave violations of human rights, including crimes against humanity. His involvement in the regime's systematic repression, including the brutal crackdowns on protesters, executions, and support for terrorist activities, renders his participation in a body devoted to human rights utterly incompatible with the UN's Charter and the Council's mandate. Allowing him to speak would send a dangerous message that the UN tolerates and platforms mass murderers.
We urgently call on you to disinvite Foreign Minister Araghchi from this event. Failure to do so will compel us to urge Swiss authorities to pursue his arrest for crimes against humanity upon his arrival in Geneva, in accordance with international law and Switzerland's obligations under the Rome Statute. The UN must not provide a stage for those who perpetrate atrocities against their own people and threaten global peace.
Furthermore, reports today in Iranian state media indicate that you sent a congratulatory message to President Masoud Pezeshkian on the 47th anniversary of the Islamic Revolution's victory. This message, as described, extends "warmest congratulations" to a regime notorious for its decades-long record of oppression, including the killing, raping, and murdering of Iranians in the name of its ideology.
The world deserves transparency on this matter. We therefore demand that you immediately release the full text of this letter to the public, allowing for scrutiny and accountability. If the reports are authentic, we urge you to explain how congratulating a regime responsible for ongoing massacres serves the cause of peace and justice.
The United Nations was established to prevent the recurrence of the horrors of the past, not to celebrate or enable those who commit them. We implore you to act decisively in defense of the UN's integrity and the victims of the Iranian regime's abuses. We look forward to your prompt response and actions on these critical issues.
Sincerely,
Hillel C. Neuer
Executive Director