باز هم تحقیرِ ملت بزرگ ایران که نیمقرن است بهای تاریخ را سنگین پرداختند با جان و مال و عمر و جوانی.
عدهای راه افتادهاند و مردم ایران را مسخره میکنند که چرا به آتشِ فرانسه با حافظهی تاریخی و تجربهی زیستهتان مینگرید و چون این کار را میکنید، مبتلای «جهل»اید.
آه که این فهمِ والامرتبهی! شما، ما را کُشت و تماممان کرد…
ای همهی شمایانی که این روزها مردم را به تمسخر گرفتهاید که شما همهچیز را به «کارما» فروکاستید!
خود شما برای فهم خیابانهای فرانسه از اقتصاد و هویت و بحران نهادها سخن میگویید و هیچ لایهای را فرونمیگذارید؛ اما به ایران و ایرانیان که میرسید، اینهمه ظرافت ناگهان جایش را به حکمی یککلمهای میدهد: «جهل» و «کارما». آنکه دیگران را به سادگیِ نگاه سرزنش میکند، خودش سادهترین نگاه را به مردم ایران روا داشته است با این تفاوت که تحقیر هم میکند.
نظرگاه امروز ایرانیان نسبت به وقایع فرانسه از «جهل» و هیچ، برنخاسته. این نظرگاه حافظه دارد، تاریخ دارد، داغ دارد، گورستانها دارد. از نوفللوشاتو میآید، از سالهای جنگ، از آنچه این مردم همراهی و مدارای اروپا با جمهوری اسلامی میدانند.
میتوانید در صحت این روایت با آنان بحث کنید، اما نمیتوانید رنجی به درازای نیمقرن را «کارما» بنامید و صاحبش را از اندیشه تهی بدانید. مردمی که بهای این تاریخ را با جان و جوانی خود پرداختهاند، بیش از هر تحلیلگرِ پشت میز حق دارند دربارهٔ آن سخن بگویند.
نسبتدادن همهٔ اعتراضهای فرانسه به اسلامگرایی بیگمان سادهسازی است؛ اما فروکاستن همهٔ هشدارهای ایرانیان به جهل و کینه نیز دقیقاً همان خطاست، همان که دیگران را بابتش مینکوهید.
این مردم مجازات کیهانی نمیخواهند؛ میپرسند آیا میشود به نام مدارا، با آنان که آزادیِ دیگران را برنمیتابند مدارا کرد؟ چرا این را میپرسند؟ چون با حکومت آخوندی زندگی کردند. میپرسند آیا نمیشود هم مطالبات برحق را دید و همزمان از سوءاستفادهٔ اقتدارگرایان هشدار داد؟ تجربهٔ ۵۷ هشدار است، نه پیشگویی؛ و هشداردهنده نادان نیست.
سالها تدریس و زیستن در فرانسه، و هر مدرک و تریبونی دیگر، میتواند پشتوانهٔ شناخت باشد، اما جای استدلال را نمیگیرد و به شما جواز تحقیر ملت بزرگ ایران را نمیدهد.
به مردم بگویید: «خوش به حالتان راحتید» پاسخ نیست؛ فاصلهگذاشتن است میان شمای تریبوندار و مردمی که خرد جمعیشان را با یک عنوان سنجیده و نمره دادهاید: «جهل».
پس میپرسم: چرا فهمِ مردمی را که حاصل نیمقرن تجربهٔ زیسته است تحقیر میکنید؟ آیا دستکمگرفتنِ شعور مردم، نشانهٔ شعور بالای شماست؟
آنچه محکوم میکنم همین «تحقیر» است، از هر کس که باشد. اگر دعوتتان به دیدن پیچیدگی صادقانه است، از پیچیدگیِ خشم و رنج ایرانیان آغاز کنید. شاید آنچه شتابزده «جهل» نامیدهاید، پرسشی باشد که تحلیل شما هنوز پاسخش را نیافته. و البته برای عذرخواهی از ملت مهربان ایران هرگز دیر نیست.
#فاجعه۵٧ #ایران_را_پس_میگیریم
50 سال پیش که ایلان ماسک هنوز دانش اموز بود و کمتر کسی از انرژی خورشیدی اطلاعاتی داشت
ایران پادشاهی داشت که دنبال استفاده از پنل خورشیدی و انرژی خورشید بود.
در همان سالها عده ایی نادان او را مظهر جهل و عقب افتادگی می دانستند و دست به دامن کسی شدند که میگفت این آقا میگه که میخواد از چیزِ خورشید، چیز بگیره.این برای اغفال مردمه که این مرتیکه رو نگه دارن!
و کسی مثل عب دول کریم سروش کفتار هنوزم میگه خمینی جز با سوادترین سیاستمداران جهان است.
نسل ویرانگر و شورشی ۵۷ را باید جز جنایتکارترین، خاین ترین و کثیف ترین نسل تاریخ ایران نامید.
#ننگ_بر_فتنه۵۷
آمریکا در ۴ روز ۸ نفتکش ایران را منهدم کرد و سپاه پاسداران به جای تسلیم قدرت به مردم، موشکپرانی میکند.
رژیم خامنهای که منابع کشور را به جای توسعه و آبادانی، صرف ستیزهجویی با دیگران کرد، تا از ایران تل خاکستر نسازد دستبردار نیست.
جمهوری اسلامی، جنگ تمدنی علیه ایران است.
امروز، در سالروز جنایت هولناک سینما رکس آبادان، یاد صدها قربانی بیگناه این فاجعه را گرامی میداریم.
یک واقعیت تاریخی که بسیاری در جهان غرب هنوز از آن آگاه نیستند این است که جنایات بنیادگرایان اسلامی و دشمنی آنان با ایران، فرهنگ ایرانی و زندگی مدرن، پیش از روی کار آمدن جمهوری اسلامی آغاز شده بود، و جنایت سینما رکس یکی از آشکارترین نمونههای آن است.
اتفاقی نیست که عاملان این جنایت پس از فاجعه ۵٧ در ساختار جمهوری اسلامی به مقام و موقعیت رسیدند.
این تاریخ باید گفته و آموزش داده شود. برای فهم جمهوری اسلامی و دشمنی آن با ایران و ایرانی، باید دانست که این دشمنی در بهمن ۱۳۵۷ آغاز نشد، بلکه جمهوری اسلامی آن را به قدرت سیاسی و حکومتی تبدیل کرد.
دورهی رایگان «ورود به دنیای هوشمصنوعی» که برای آشنایی عموم علاقمندان تهیه کردم، به پایان رسید. لینک همهی ویدئوها، اسلایدها و ژوپیترها را تقدیم میکنم. از پیامهای سراسر مهری که ارسال کردید بیاندازه سپاسگزارم ❤️
۱. مسافر نمانیم، خلبان شویم
https://t.co/85kaGOjL7X
۲. ماشین چگونه میآموزد
https://t.co/FfQNBf9M8X
۳. داده، ویژگی، برچسب: چرا حفظکردن یادگیری نیست
https://t.co/80wvQRYljX
۴. گرادیان کاهشی، قلب یادگیری ماشین
https://t.co/xj4FdaMRo8
۵. درخت تصمیم و معمای تایتانیک
https://t.co/GUhXOrSgZJ
۶. دقت کافی نیست: سنجش صادقانهی یک مدل
https://t.co/O9APfjDz0c
۷. شبکههای عصبی: از یک نورون تا یادگیری عمیق
https://t.co/ppCDMIeV1D
۸. کانولوشن: ماشین چگونه یاد میگیرد ببیند
https://t.co/haqO6xeGf4
۹. وقتی ماشین سخن ما را میفهمد: آشنایی با ترنسفورمر
https://t.co/WG11UKrgIL
۱۰. از صفر شروع کنیم و یک چتبات و عامل هوشمند (Agent) بسازیم
https://t.co/ejR6sP2ANI
اسلایدها و نوتبوکها:
https://t.co/YeoJCvEGv8
تمام آثار شریعتی را خوانده و در مورد او به تفصیل نوشته ام. او را نه اسلام شناس بلکه شیادی روضه خوان و موزع ویروس اسلامگرایی در ایران می دانم. او در فلاکت تک تک ایرانیان نقش داشته و در آینده در کنار مطهری و بازرگان و سروش باید در فهرست دشمنان ایران در کتابهای درسی از وی یاد شود
با پارهآتشی که موسی غنینژاد در بخاری دودگرفتهٔ «اقتصاد توحیدی» محور پنجاهوهفتیها پرتاب کرد، نه فقط بنای پوشالی اقتصاد توحیدی نهضت آزادی و سروش و بنیصدر، بلکه کل آن سازهٔ ایدئولوژیک را به مخروبهای تبدیل کرد.
سروشِ عنادگسیخته، استاد اقتصاد را به «گستاخی» متهم کرد؛ در حالی که خود او و هممسلکانش از نسل همان گستاخان تاریخ معاصر ایراناند؛ گستاخانی که معمار فکریشان خمینی صراحتاً گفت: «اقتصاد مالِ خر است.»
سه دهه زندگی مردم در تنگنای شدید اقتصادی گذشت؛ تریلیونها دلار ثروت ملی و فرصت توسعهی ایران نابود شد؛ میلیونها نفر وادار به مهاجرت شدند؛ هزاران نفر قتلعام و اعدام شدند؛ تا بازماندگانش دستاوردها و آرمانهایش را به ۳۰۰ میلیارد دلار نسیه بفروشند.
خامنهای چه بلای سهمگینی بود.
کتاب بخوانید تا بفهمید که نام رقص میلیونها هموطن در برابر گلولههای جلاد، شورش گرسنگان نیست.
آنها که در زیر پرچم شیر و خورشید، برای بر زمین کوفتن اهریمن، نام پهلوی را صدا کردند، آمده بودند که ایرانمان و ایرانی بودنمان را پس بگیرند.
با فهمی معوج از ماهیت آن حماسه دیماه، سخن نگویید که ایرانیان خستهاند از آنهمه زخمی که بر پیکر وطن مانده و هر از راه رسیدهای مشتی نمک بر آن میپاشد.
خوش برگشتید ❤
منتظر بودم به محض وصل شدن اینترنت ایران، آموختههایم در هوشمصنوعی، الگوریتم، علوم داده و بیوانفورماتیک را به رایگان به هممیهنان عزیزتر از جانم بیاموزم؛ و هر کلاس را تقدیم کنم به روان پاک جاویدنامان، جانفدایان ایران عزیزمان.
از هفتهی آینده شروع خواهیم کرد.
خطاب به استادان امضاکنندهی بیانیهی «نه به جنگ»:
۱. خجالت نکشیدید همصدا با حاکمیت، برای خون هزاران هممیهن خود «تشکیل کمیته برای بررسی علل» تجویز کردید؟ این کمیتهها جز ابزار خریدن زمان برای افتادن آب از آسیاب و فراموشی موضوع بدون هیچ نتیجهای بودهاند؟ مگر این جز خونشویی است؟
۲. خجالت نکشیدید به دروغ گفتید همیشه اولین قربانی مداخلهی خارجی، دموکراسی است؟ حکومت صدام بیشتر دموکراتیک بود یا عراق پس از او؟
۳. خجالت نکشیدید برای قرارگرفتن کشور در آستانهی جنگ، حتی تلنگری به ۴۷ سال جنگطلبی و آمریکاستیزی خامنهای نزدید و او را مسوول ندانستید؟
۴. خجالت نکشیدید به حاکمیت التماس کردید اگر کشور از شرایط جنگی عبور کرد، درس بگیرد؟ مگر رفتار حاکمیت را پس از جنگ ۱۲ روزه ندیدید؟ چیزی بالاتر از قتل هزاران هموطن و ادعای دروغ «کودتا»؟
۵. راهحل شما برای کشور در این بیانیه چیست جز التماس بیحاصل «اصلاحات» آن هم به دیکتاتوری که بین قتلعام هزاران نفر از ایرانیان و برگزاری رفراندوم یا انتخابات آزاد، قطعا قتلعام را انتخاب میکند؟