دختره بهم میگه حداقل گل و کادو رو برمیداشتی گفتم اگه خوشت میاد مال تو فک میکنم صدقه دادم
پیام آورده از آقا ک من اصت دنبال رابطه نبودم
فقط چون تولدت نزدیک بود خواستم بهت کادو بدم
بابا بالاسرت نیس خواستم باهات مهربون باشم😂
پسره روزی صد بار پیشنهاد دیت میداد
با هزار تا شماره ی مختلف هم زنگ میزد ک حداقل ۱۰ تا رو بلاک کردم
اینسری با ی خانومی پلن چیده ب بهنه ی کلاس تعیین سطح زبان منو کشوند کافه ک برام تولد بگیره
با دسته گل گنده و کیک و کادو و فلان...
همونو برگشتم خونه ب هیچی هم دس نزدم
قبلنا فک میکردم اگه آدم خوبی باشی
دنیا برات خوب پیش میره
و اگه خوب داره پیش نمیره حتما ب آخر داستان نرسیدی
الان؟
الان میدونم ک ی سری ادما محکومن ب تنهایی و ناراحتی