دایرکشنر بودن همیشه سخت بود
ما همون بچه هایی بودیم که همیشه چشم به راه و منتظر چهارتا عکس و یه خبره
همونایی که هربار یکیشون پست میزاشت میگفتیم کاش اونیکی پسرالایک کنن یاکامنت بزارن
چقدر طفلکی بودیم
اخه کدوم بندی بعد از استراحت اعضاش انقدر از هم دور میشن؟
همیشه انتظار و غم و فاصله
همیشه هیت همیشه دعوا همیشه مسخره
تهشم قراره اینطوری تموم شه
دایرکشنرای بعد از استراحت از اول راه فن بودنشون فقط غم دیدن و غم
تا ابد یه تیکه شکسته تو وجودمون خواهد بود و هروقت بخوایم به خاطراتمون نگاه کنم همون تیکه شکسته دوباره زخم میزاره رو قلبمون