با چندتا دیوونه تر از خودم برای امروز برنامه چیدم
از شدت استرس نمیتونم پلک روی هم بزارم
راستش خیلی وقته ک هدفم دیگه براندازی نیست
فقط میخوام خون بریزه
چه خون من،
چه خون مزدورای ج.ا
از امروز خون با خون پاک میشه!
پ.ن:خدافظی نمیکنم
چون تا قیامه قیامت روحم با ایران و ایرانی میمونه
تجربهی غیر قابل باور
اولین باری ک بهم اتهام محاربه زدن ۱۶ سالم بود
نه برای شرکت توی اجتماعات ضد ج.ا
بخاطر ی تصادف ساده با ماشینه یه آقازاده :)))
بخاطر قدرتی که داشت ۳ روز مثل قاتلای زنجیره ای با من رفتار کردن
اونروز قسم خوردم که تاوان اشکهای مادرم رو از ج.ا میگیرم
#مهسا_امینی
-پسرم پوریا جنگجوییست نترس !
ترس را درونت خاموش کن.
چه چیز پریشانت کرده ؟
+انسانها پدر !
-برده و مطیع انسانها نشو
در دنیای ما گرگها اعتماد به انسان، برابر است با مرگ !
+چاره چیست پدر ؟
-چاره کار تنهاییست !
با همه باش،اما تنها
مرگ را بپذیر
اما تن به قلاده نده
#مهسا_امینی
راهکار شما چیست؟این آخرین شوخی تلخی است که دیدم.
هرکس به شما گفته هر کاربر توئیتر وظیفه دارد،راهکار نشان دهد سربه سرتان گذاشته
هرکس همگفته بعد هر نقد حاکمیت/اپوزیسیون”باید” راهکار نشان داد،شوخی کرده.
و این به دلیل نبود راهکار نیست!
1
«پدرم به رضاشاه ارادت فوق العاده ای داشت و وقتی میخواست که از مدارا و همبستگی ملی حرف بزند به بیرون مغازه کتابفروشی اش اشاره میکرد و میگفت: ببین پسرم روبروی مغازه ما موسیو پطرس ارمنی است که با مادام پطرس بزرگترین مغازه عرق فروشی شهر را دارند سمتِ چپ ما هم مغازه آقا عبدالله ⬇️