دارم این بیماری های مغز و اعصاب رو میخونم و انقد سرش ناراحت میشم که نمیتونم ادامه بدم خوندنشو. یعنی چی که انقدر آدم عذاب بکشه و به فاک بره و خب کاری از کسی برنمیاد؟ این مغز نه وقتی سالمه برات زندگی میذاره نه وقتی خرابه
خیلی از کارها رو بهتر از شما بلدیم و خیلی راحتتر از شماها میتونیم انجامش بدیم اما میذاریم فکر کنین که شما از ما زرنگترین. برای خیلی از دلایل این کارو میکنیم و مهمترینش اینه بذاریم شاید فقط لحظه ای به اون ارامشی برسین که همیشه حسرت وجودشو در ما خوردید. فقط لحظهای.
یکی از چیزایی که این روزا خیلی داره اذیتم میکنه احساس هدر رفتنه. هدر رفتن جوونیم،کاراییم، روزها و زمان. انگار همشون دارن هدر میرن و من هیچ کاری از دستم برنمیاد.