و اگر انتخابی داشته باشم میخوام انتخابی کنم که در هر نسل این شانس وجود داشته باشه که فردی روی کار بتونه بیاد که کارآمد، هوشمند و استراتژیسته، نه فقط به واسطه اسم و فامیلی که از تولد با خودش یدک کشیده باشه.
۳/
#از_دموکراسی_بگو
همیشه توی رنک ترین مدرسهها و دانشگاهها، بین استادها و دانشجوها، نابغههایی دیدم که فرزند پدر و مادرانی با سواد نبودن، از مناطق دور افتاده اومده بودن و حالا میدرخشیدند، این تجربه به من نشون داد هوش و کارآمدی یک مساله مطلقا وراثتی نیست. اونا میتونستن دنیای بهتری بسازن.
/۱
همینطور که تجربه تدریس به من نشون داد فرزندان نابغهها و ثروتمندان لزوما هوشمند و کارآمد نمیشن. افلاطون میگه حکومت باید نزد «حکیمان» باشه. و من فکر میکنم یکی از هوشمندترین و خردمندترین مردم در هر نسلی میتونه راه نجات اون جامعه باشه. مدیریت یک علمه.
۲/
دموکراسیای که توش آزادیهای بنیادین و حقوق اقلیت رعایت نشه تبدیل به دیکتاتوری میشه. و تلفیقش با زور و تهدید، تقدیس رهبر، و تعابیر و سمبلهای درونگروهیِ ناسیونالیستی میشه: فاشیسم.
منبع: ویکیپدیا
دو روی یک سکه: «قدرت نمیخواهیم»؛ دروغی که یکبار دیدهایم!
رضا پهلوی در مصاحبه اخیرش با Wall Street Journal با خونسردی میگوید «نمیخواهد شاه شود» و «دنبال قدرت نیست». این جمله نه تازه است و نه بیسابقه. جامعه ایران یکبار دقیقا همین را شنیده است، از #خمینی جنایتکار در نوفللوشاتو.
خمینی در نوفللوشاتو گفت پس از سقوط رژیم پهلوی، جمهوریای شبیه فرانسه در ایران شکل خواهد گرفت؛ گفت رهبر نمیشود، گفت به قم بازمیگردد!
اما همه اینها دروغ بود. او برای تثبیت قدرت، تمام مخالفانش را حذف کرد: از ملیتها تا لیبرال و چپ و حتی روحانیون منتقد؛ زندان، اعدام و قتلعام ابزار ساخت رژیمش شد.
اما تفاوت نگرانکننده اینجاست:
خمینی دستکم پس از رسیدن به قدرت به خشونت عریان متوسل شد.
پهلوی هنو�� به قدرت نرسیده، اما از دل حلقه نزدیکانش، همسر، مشاوران، هواداران پرنفوذ و فضای رسانهای پیرامونش، زبان حذف و مر�� زودتر از قدرت بیرون زده است.
در یک سال گذشته:
•پروژه «همکاری ملی» از بالا مهندسی شد؛
•کنفرانس مونیخ با ۳۰۰ شهروند عادی بهعنوان «رهبران سیاسی» جا زده شد؛ برای بیعت با او!
•«دفترچه دوران اضطرار» و «برنامه ۱۸۰ روزه» منتشر شد، کارهایی که فقط از کسی برمیآید که خود را قدرت در راه میداند؛
•مشاوران و رئیس دفترش برای آینده ایران تعیین تکلیف کردند.
همزمان، هر منتقدی کوبیده شد:
فعالان سیاسی، کوردها، جمهوریخواهان، کنشگران اتنیکی، حتی زندانی سیاسی خوشنام داخل.
و خطرناکتر از همه، نرمالسازی خشونت کلامی و نمادین:
از پیامهای آشکار تهدید به مرگ گرفته تا تصویرسازیهای مکرر از «تیرهای چراغ برق» برای دار زدن مخالفان؛ ادبیاتی که نه حاشیهای، بلکه در میان هواداران و چهرههای نزدیک به این جریان بازتولید و تشویق شده است.
این در حالی است که اعتراضات مردمی نیز بیوقفه مصادره شد:
تحمیل شعار پهلویطلبی، صداگذاری تجمعات، و هزینهکردن میلیونها دلار برای فروکاستن جامعهای متکثر به یک صدا:
«ایران، یک ملت، یک پرچم، یک شعار: جاوید شاه».
این دقیقا همان منطق خمینی است:
ادعای بیقدرتی، حذف رقیب، مصادره جنبش، و بعد خط قرمز کشیدن برای جامعه.
یکی گفت جمهوری فرانسه میسازد و ولایت فقیه ساخت.
دیگری میگوید شاه نمیشود، اما پیشاپیش زبان دار و حذف را عادی میکند.
عمامه و کراوات فرق دارند،
اما منطق یکی است.
جامعهای که یکبار با جمله «من قدرت نمیخواهم» به ک��تارگاه رفت،
حق دارد بار دوم، محکمتر از همیشه، نه بگوید.
#زن_زندگی_آزادی
@Mohamad5890 @ashkanetoon چرا بدتر نشه؟ مگه حکومت فقط یه آدمه؟ مگه عمر و نسل الکیه که حالا اطمینان کنیم که از این وضعیت بد دربیایم؟ چرا فکر نه و تحلیل نه و هر بار یه جماعت شتاب زد�� باشی��؟ یعنی درس نگیریم از تاریخ و همینجوری جوون قربونی کنیم مگه ارزشش کمه؟
@Mohamad5890 @ashkanetoon آره ایران خیلی چیزا داره که هنوزم میتونه از دست بده، مساله اینه که شما هم برای ایدئولوژیتون ایرانو حتی خراب میخواین، ولی ما برای زحمت کلی آدم که تا اینجا فارق از ایدئولوژی، پایه هایی رو بنا کردن ارزش قائلیم. برای عمری که میره ارزش قائلیم و تحت شعاع آشوب های محتمل بعدی قرار میگیره
@ashkanetoon لیاقت مردم ایران نیست که بعد این همه سختی بازم آیندشون دست یه سری قدرت طلب دیگه بیوفته، کاش توی شرایط فعلی فقط دنبال نکنن… فقط محدود به این آیه ی مُنزل ا��یدوار نباشن… کاش هرکسی میدونه و از دستش بربیاد بگه و از این حمله ها و توهین ها نترسه و به خاطرشون عقب نکشه!
@Nasibeh1234 به نظرم با توجه به پیشینه خوب صنعتی که داشتین و توانمندی های خوب اجتماعی و اجرایی که حالا تقویتش کردین، بتونین توی موقعیت های اجرایی در صنعت موفق باشید یا موارد مشابه
امیدوارم امیدتونو از دست ندین و دفعه بعد از این بنویسین که چجوری این موقعیت و تعلیق الان، به شرایط بهتری تبدیل شد
سالها پیش من خیلی به آدما اهمیت مید��دم
براشون وقت میذاشتم، انرژی میذاشتم، دوست خوبشون بودم و خلاصه همیشه با حال خوب از پیشم میرفتن.
اما حالا بیشتر از همه برای خودم وقت میذارم. هنوزم آدما میگن که آدم خوبیام، اما خب نه همه آدما. از بابتش خوشحالم.
۱/
راستش منم دیگه ترجیح میدم به خودم فکر کرده باشم تا اینکه خودمو مفت فروخته باشم. به نظرم اگه بقیه آدمای دنیا هم خوب به خودشون فکر میکردن زندگی خیلی بهتری داشتن، اما خب معمولا به دلیل نقصِ همین مورد ندارنش، حداقل توی فرهنگ ما.
۴/