چند وقت پیش برای یه اتود، مکبث رو دوباره باز کردم و لابهلای کتاب رسیدم به یادداشتهای ۱۳ سالگیم.
مثلاً یه جاش بنکو میگه: «آنجا کیست؟»
مکبث جواب میده: «دوست.»
و منِ ۱۳ ساله با خط خوش جلوی دیالوگ مکبث نوشتم: «ارواح عمت»
توی اکسپلور یه فراخوان استخدام بانک دیدم.
حداقل ۱۵ نفر از دوستام با لیسانس و فوقلیسانس ادبیات نمایشی، کارگردانی و... لایکش کرده بودن.
انگار جدیجدی هنر نون و آب نمیشه.
+ شما اجازه بده این عزیز دل بره، من با شما اینجا بمونم هدایتتون کنم.
- آخه تو به چه درد من میخوری آخوند دوزاری؟
+ حواست باشه. به روحانیت توهین نکن و به روی اون قیمت هم نگذار.