@Bahrami1962 جمهوری اسلامی تمامی قرارداد های زمان شاه را ملغی قرار داده است.
بنابراین کشور ایران هیچ نوع حق آبه ای از رود هیرمند ندارد.
در این تصمیم با طالبان موافقم.
شرط مهم پیروزی این است که دشمن را بشناسیم، تواناییهای او را بدانیم، بشناسیم، اما نترسیم. اگر ترسیدید، باختید. ما اگر نقطه قوت نداشتیم دشمن اینجور عصبی نمیشد.
در رد نقد تاکتیکی از جبهه مقاومت ملی:
۱- جنگ اخرین گزینه: بدون شک شکست در برابر طالب یک شکست جمعی است اما این شکست یک عنصر مهم دارد: پیروزی نظامیگیری پشتونهای اسلامیست در برابر سیاست ممشات پشتونهای نشنالیست «تکنوکرات» که رهبری و بدنه اصلی قدرت ۲۰ سال گذشته افغانستان را تشکیل میدادند. جالب این است که اکثریت نشنالیستهای تکنوکرات پشتون که پروفایل جنگی داشتند و یا از اقتصاد رسمی و جرمی جنک در هلمند و کندهار مستفید میشدند، امروز توصیه اخلاقی دارند که گویا “جنگ راه حل نیست”. سوال تاریخی این است که صلاحیت تعیین و تشخیص جنگ با کیست؟ مثلا اگر استاد ربانی رییس دولت اسلامی باشد، رکتباران کابل «جهاد» جواز دارد و اما اگر ملا عمر و هبتالله باشد، باز اخلاقیات بر ما غلبه کند؟
۲- جبهه مقاومت، جبهه قومی است: بیشترین این نقد باز هم از ادرس نشنالیستهای پشتون فراری است که در ۲۰ سال به قریه خود حتا در چند کیلومتری کابل رفته نمیتوانستند و حال میخواهند «وحدتملی» تنها در جبهه ضد طالب باید تامین شود در حالیکه همین گروه یک روز هم از فاشیزیمقومی خود و طالب انتقاد نمیکنند. مثلا چند منتقد جبهه تا حال از ترکیب قومی طالب انتقاد کرده اند؟
۳- جبهه مقاومت یک جبهه نظامی و سیاسی است. انانیکه که عنصر نظامی این جبهه را در برابر ستم طالب با این منطق که «گویا جنگ راه حل نیست» رد میکنند اما میخواهند در دسترخوان سیاسی جبهه شریک شوند، دیگران را احمقسیاسی فرض کرده اند.
۴- ایجاد یک دیدگاه سیاسی مشترک: افغانستان یک پروژه شکست خورده و از هم پاشیده است و این شکست به دلیل تمرین پروژه ناکام استعماری تاریخی برای شکلدهی دولت-ملت میباشد. گفتمان امروز بر سر هویت عمومی، تقسیم قدرت رسمی و توزیع ثروتملی … با یک بنبست روبروست. شماری با انکار این بنبست و عدم رسیدهگی به منابع و عوامل بحران استدلال میکنند که جبهات ضد طالب هم با نپرداختن به اصل مساله باید به فروعات و جزییات مصروف شود. اما سوال اصلی این است که دیدگاه واحد با «همه چیز از تو و قومات» چگونه میتواند شکل بگیرد؟
مثلا نام مملکت از تو، زبان از تو، نمادهای ملی مثل بیرق، سرود، پول از تو، نظام هم متمرکز و در راساش تو، از زمرد پنجشیر تا ذغالسنگ دره صوف و لعل بدخشان هم در اختیار تو که به پاکستان و چین لیلام کنی - مثلا اماده نیستی مردم در محل شان قدرت محلی خود را تمثیل کنند (مساله فدرالی)، باز چگونه یک روایت مشترک میتواند، شکل بگیرد؟ معجزه که جبهات ضد طالب بتواند، چیست؟
جزییات بیشتر 👇
حضور شیر عباس استانکزی، معاون سیاسی وزارت امورخارجه افغانستان به عنوان میهمان ویژه در مراسم گرامیداشت سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی ایران در سفارت ج.ا.ایران در کابل