اشک پادشاه، هنگام ترک میهن، پردهای بود خاموش ولی گویا از گریهی مادرانی که در راه بود. نگاه پدر در واپسین وداع، نمادی بود تلخ و اشکآلود از شورستانی که در راه بود. نگاه نسلی که باید سازنده میشد و سوخته شد. شهرِ قصهای که ناگهان خاکریز شد، از تِکه-پارههای پیر و جوان.
۱/۲
تازه فهمیدین علی کریمی توله مجاهد مادر جنده س، عجب🤔
تازه یادتون افتاده انفالوش کنید؟
اون زمان که ما به عنی کریمی و عنی دایی میریدیم میومدین یقه جر میدادین
همین امثال شماها هستین که سلبریتی های کون نشور رو گنده میکنید
We are deeply saddened by the passing of His Majesty King Harald V of Norway.
For more than three decades, King Harald served his country with an unwavering sense of duty, dignity, and devotion to the Norwegian people. Through moments of celebration and times of profound national sorrow, he was a steady and unifying presence, embodying a spirit of continuity and service.
I extend my heartfelt condolences to His Majesty King Haakon VIII, Her Majesty Queen Sonja, the Royal Family, and the people of Norway as they mourn a beloved King.
King Harald’s warmth, humanity, and lifelong service to his nation leave an enduring legacy. May his memory be honored for generations to come.
Reza Pahlavi
از درگذشت اعلیحضرت هارالد پنجم، پادشاه نروژ، عمیقاً متأثر و اندوهگین شدم.
پادشاه هارالد بیش از سه دهه با احساس مسئولیتی عمیق، وقار و تعهدی خدشهناپذیر به مردم نروژ و به کشور خود خدمت کرد. او چه در لحظات شادی و جشن و چه در روزهای اندوه عمیق ملی، حضوری پایدار و وحدتبخش داشت و نمادی از تداوم و خدمتگزاری به ملت بود.
مراتب تسلیت صمیمانه خود را به اعلیحضرت هاکون هشتم، علیاحضرت ملکه سونیا، خانواده پادشاهی و مردم نروژ که در سوگ پادشاه محبوب خود نشستهاند، ابراز میدارم.
مِهر، انساندوستی و یک عمر خدمت پادشاه هارالد به ملت خود، میراثی ماندگار از او به یادگار خواهد گذاشت. نام و یاد او برای نسلهای آینده گرامی خواهد بود.
رضا پهلوی
برای نخستینبار، در گفتوگویی ویژه و متفاوت با بانو یاسمین پهلوی، وجهی شخصیتر از زندگی و دیدگاههای وی روایت میشود. از تبعید و تجربه مادری، تا تأثیر رنج و سرکوب مردم ایران بر زندگی او، تا تصاویر جوانان و نوجوانان جاویدنام که از ذهنش پاک نمیشوند.
این گفتگو درباره تجربههایی است که بانو یاسمین را به همراه استوار ملت ایران و مبارزهشان برای آزادی تبدیل کرده است.
جمعه ۶ شهریور، ساعت ۲۲ به وقت میهن
از کانال یوتیوب و تلویزیون انقلاب ملی ایران و حسابهای دفتر ارتباطات و رسانه شاهزاده رضا پهلوی در شبکههای اجتماعی.
I salute the people of Ukraine on their 35th anniversary of Independence. On this important day the people of Iran stand shoulder to shoulder with the people of Ukraine in their fight against aggression and occupation. Your solidarity with the people of Iran as they struggle for freedom will never be forgotten. We will always remember our friends.
Slava Ukraini
وقتی اصلاحطلبها پنیک میکنند :
تمام اتفاقات و خبرهایی که طی دو هفته گذشته منتشر شده ، این وایب رو میداد که هدف آمریکا از سرنگونی جمهوری اسلامی به هر شکل و با هر پلنی ، به محاق رفته و در حال حاضر ترامپ همه چیز رو سپرده به اسکات بسنت .
درواقع میشد اینچنین برداشت کرد که ترامپ رفته سراغ سیاست صبر و انتظار تا فروپاشی کامل اقتصادی .
چیز مهم دیگهای که میشد برداشت کرد اینه که ترامپ از سیاست مذاکره هم برای کنترل ایران داره استفاده میکنه .
اتفاقاً چنین وضعیتی دقیقاً خواست جمهوری اسلامی هم بود و معلوم شد که جمهوری اسلامی هم به شدت دنبال همینه ، ینی هسته سخت قدرت در این حکومت(که حالا مثل روز میشه دید تمام حذفها و لایه برداریها برای به قدرت رسوندن یک هسته کاملا رادیکال بوده) به شدت به دنبال ایجاد قحطی ، نابودی زیرساختهای اقتصادی و تمدنی و روشن نکردن تکلیف وضعیت نه جنگ و نه صلحه .
حالا ، این وسط لشکر تحلیلگرایی که فقط بلدن فارسی صحبت کنن راه افتادن که بگن ، دعوا ، رقابت سر زمانه .
به این شکل که ایران سرسختی کامل نشون میده تا انتخابات میاندورهای کنگره و آمریکا هم محاصره رو ادامه میده تا همون انتخابات .
الباقی مزخرفاتی هم که گفتن ، حول محور حدث و گمان در مورد همین سناریو بود .
اما از اواخر هفته گذشته ، شاهد یک گردش در سیر روند وقایع هستیم و داستان هم با خبر اسکات بسنت مبنی بر نبرد بیسابقه اقتصادی با ایران استارت خورد .
اما به زودی خبر گسترش پیدا کرد ، شخص ترامپ ، خبر بسنت رو تایید کرد ، سپس همونطوری که قابل پیشبینی بود ، تیم مذاکره کننده شروع کرد به رجز خوندن و در نهایت اینکه کار رسید به اینجا که معلوم شد ترامپ هرگونه مذاکره با ایران رو متوقف کرده .
چرا ترامپ دیگه از انتخابات نمیترسه ؟
خوب ، این ذهن متوهم تحلیلگرای دوزاری ایکس بود که دائم این تصور رو حقنه کرد به ملت ، وگرنه از روزی که اینترنت برقرار شد ، چندین بار نوشتم که اولاً کدوم رئیس جمهور آمریکا در دوره دوم ریاست جمهوریش برای انتخابات تره خورد کرده که ترامپ دومیش باشه ؟
و از اون مهمتر اینکه فرض کنید ترامپ و حزبش انتخابات گنگره رو مطلق ببازن و تمام کنگره بیفته دست دموکراتها ، اولاً تاریخ نشون داده که حتی در چنین مواقعی کنگره مخالف هم کارهای رئیس جمهور رو تایید خواهد کرد ، همونطور که در دوره دوم دولت بوش پسر این کارو کردن .
ثانیاً ساختار و ژن و دیانای تصمیمگیران در ایران مبتنی است بر دشمنی ، عدم سازش و آشتی نکردن تاریخی .
پس در حال حاضر ، چه دموکرات ، چه جمهوذیخواه به این نتیجه رسیدن که راه حل ایران در مذاکره نیست .
پس تا اینجا ، آمریکا نمیخاد وارد جنگ بشه ، مذاکره رو هم که بینتیجه میدونه . پس چیکار میتونه بکنه ؟
اینکه در ادامه چکار خواهد کرد رو از لشکر لشکر تحلیلگرای انگلیس و آمریکا نشین بپرسین ، اما چند اِلمان در حال حضوره .
مثل ظهور یک اجماع جهانی برعلیه ایران .
یا کمرنگ شدن هژمونی خلیج فارس به یمن اقدامات چین .
یا تشکیل ائتلاف برعلیه اسرائیل که اکنون با یک خطر اورژانسی مواجهه .
در نهایت اینکه ، وقتی شما حکومت رو میدید به دست حاجیباباها ، مهمترین و عظیمترین خصوصیت جمهوری اسلامی میشه از دست دادن فرصتهای طلائی .
دکتر سفارت انگلیس هم اومد به وزیرخارجه فتحعلیشاه گفت بگذارید به مردم واکسن بزنم که گله گله نمیرن ، حاجی بابای اصفهانی گفت اونوقت چی گیر من میاد ؟
بهش گفت چی از این بهتر که مردم شما دیگه نمیمیرن ؟
حاجی بابا بهش گفت به درک اسفل السافلین که سَقَط میکنن ، شیتیل من چقدر میشه ؟
دکتر بهش گفت من پولی ندارم .
حاجی هم شاطرارو صدا زد و گفت این اومده وقت منو بگیره ، بندازینش بیرون و وقتی یاد گرفت بابت هر واکسن ۱ قران به من بده ، راهش بدین بیاد تو .
اما ، حالا حاجی باباهای اصفهانی وحشت کردن .
قسمت سوم : فرهنگ #ایران
اگه با خوندن مطالبی که تا الان براتون نوشتم ، به این نتیجه رسیدهاید که این مقاله در مورد پول درآوردن با المانها و آکونهای فرهنگی است ، باید بهتون بگم که سخت در اشتباهید ، در واقع این مقاله میخاد چیزی رو بهتون بگه که تا امروز کسی بهتون نگفته و در پایان این مقاله خواهید فهمید .
پردهٔ اول رقص ایرانی :
هرچقدر که رقص هندی و یا آوا اودوری از درون معابد خدایان و با حربهٔ شهوت به دنبال جلب پول هرچقدر بیشتر برای خدای معبد بود ، اغلب رقصهای ایرانی متعلقه به عصر کشاورزی بشر و از درون خانههای مردمان عادی و کشاورزان بیرون آمد به هدف تشکر از خدایان برای محصولی که به دست میآمد .
و اگر به حرکت دستها و پیچش اندامها دقت کنید ، تاییدی است بر همین نظریه .
پردهٔ دوم ، سینمای ایران :
این بابا ، با بورسیه و پول ملت ایران رفت فرانسه رشته علوم سیاسی و روابط بین الملل بخونه ، اما در پاریس درس و مشق رو ول کرد و رفت رشته سینما خوند .
القصه که برگشت به ایران و حاصل تحصیلات و درسهایی که خوند ، شد ۴ فیلم سینمایی و چهار سناریو شد که از قدرتی خدا هر چهار فیلم و چهار سناریو تبدیل شدن به بزرگترین شکستهای تاریخ سینمای ایران و از همون زمان تمام تهیه کنندهها و سرمایهگذارا پشت دستشون رو داغ کردن که دیگه سرمایهگذاریی روی پروژههای این بابا نکنند .
این بابا هم از سر استیصال راه افتاد و رفت دانشگاه و استاد دانشگاه و شد پروفسور #هوشنگ_کاووسی و شروع کرد که آموختههاش رو به بچههای این مملکت یاد بده و بدینسان یک کمونیست سوسیالیست دیگه ، به خیل عظیم اساتید #دانشگاه_تروریست_پرور_تهران اضافه شد .
اما کار کاووسی با صنعت سینما در ایران تمام نشد ، الباقی عمر این بابا شد ضدیت با هر المان فرهنگیی که نماد فرهنگ ایران و ایرانی بود .
به زودی زن ایرانی شد مظهر شَرّ ، رقص ایرانی شد نماد بیفرهنگی و هرزگی و خورده فرهنگ سامورائیهای ایرانی( داشمشدیها) شدن ضد فرهنگ و در یک کلام تصویری از سینمای ایرانی ارائه شد که در یک کلام اسمش رو گذاشت #فیلم_فارسی .
و از ابتدای دهه ۴۰ شمسی یک سینمای غیرطبیعی ، مصنوعی و تصنعی به موازات سینمای طبیعی ایرانی شکل گرفت که صداش زدن موج نوی سینمای ایران و سینمای روشنفکری در مقابل فیلمفارسی .
نتیجه چی شد ؟
امروز، در سالروز جنایت هولناک سینما رکس آبادان، یاد صدها قربانی بیگناه این فاجعه را گرامی میداریم.
یک واقعیت تاریخی که بسیاری در جهان غرب هنوز از آن آگاه نیستند این است که جنایات بنیادگرایان اسلامی و دشمنی آنان با ایران، فرهنگ ایرانی و زندگی مدرن، پیش از روی کار آمدن جمهوری اسلامی آغاز شده بود، و جنایت سینما رکس یکی از آشکارترین نمونههای آن است.
اتفاقی نیست که عاملان این جنایت پس از فاجعه ۵٧ در ساختار جمهوری اسلامی به مقام و موقعیت رسیدند.
این تاریخ باید گفته و آموزش داده شود. برای فهم جمهوری اسلامی و دشمنی آن با ایران و ایرانی، باید دانست که این دشمنی در بهمن ۱۳۵۷ آغاز نشد، بلکه جمهوری اسلامی آن را به قدرت سیاسی و حکومتی تبدیل کرد.
I was glad to meet again with @PierrePoilievre and discuss our shared desire for Western policies on Iran that support the Iranian people's movement to liberate themselves from the Islamic Republic.
He expressed his and his party's commitment to a secular, democratic Iran free from the dictatorship of the current regime and a process of free and fair elections in which Iranian decide their future.
I thanked him for his consistent support for the people of Iran and their human rights and dignity and accepted his invitation to visit Canada again where we will continue our conversation on how to help the Iranian people and free the world of regime holding us all hostage.
سرنوشت ایران در کجا رقم خواهد خورد
قسمت چهارم :
ابوالهول ایران :
در سالهای پایانی حکومت شاه ی پروژه در ایران شکل گرفت که برایند آن این شد که امیرعباس هویدا تبدیل شد به بزرگترین لکه ننگ سلطنت خاندان پهلوی و دیگه شبانهروز روایتهای جعلی و دروغین در مورد سرسپردگی ، بیعرضه بودن و توسری خور بودن هویدا بیان و منتشر میشد .
این تصور تا سالها پس از انقلاب نیز معتبر موند خصوصاً که در سالهای دهه ۷۰ کتابی سراسر جعلی و دروغ با نام «خاطرات اسدالله اعلم» توسط مامور مادرج..ده حرومزادهٔ رسمی DGSE در ایران ، ینی علینقی عالیخانی منتشر شد و حالا این یکی طوفانی از داستانهای دروغین و جعلی در مورد هویدا منتشر کرد .
در نهایت اینکه این روایت از شخصیت امیرعباس هویدا با چنان قدرتی در ایران روایت غالب بود که اگه در سالهای دهه ۶۰ یا ۷۰ به آن شک میکردید ، به شما به چشم ی اسکول احمق بیسواد نگاه میکردن .
تا اینکه در سال ۱۳۸۰ کتابی منتشر شد به نام «ابوالهولایران» نوشته #عباس_میلانی که برای اولینبار در مورد هویدا نوشت و کمکم راه باز شد تا یک بازنگری کامل در مورد زندهیاد امیر عباس هویدا و کار وی و دوران صدارتش صورت بگیره ، هرچند که هنوز هستند افرادی که با قدرت به همون روایتهای دروغین قبل از انقلاب و کتاب جعلی خاطرات امیر اسداللهاعلم چارچنگولی چسبیدن و البته که برای نفس کشیدنشون در اتمسفر سیاسی ایران راهی جز این ندارند .
حالا این همه تاریخ براتون گفتم که چی بگم ؟
هویدا ، یکی از عجیبترین شخصیتهای تاریخ ایرانه و برعکس ادعای میلانی که وی رو به ابوالهول تشبیه کرده ، به معنی واقعی کلمه #کاردینال_مازارن تاریخ ایرانه .
حالا ، شیوه کار مازارن چی بود ؟
قبلاً در همین اکانتم براتون توضیح دادم ، برید اونجا بخونید ی چیزو که چهلبار نمیگن که .
اما ، هویدا کسی بود که برای پیشبرد اهداف و برنامههاش مثل مازارن عمل میکرد و باوجودی که بعد از شاه بزرگترین مقام کشور بود ، اما همیشه سعی میکرد که در چشم نباشه .
همچنین یکی از کارهای مهمش این بود که طرحها و پلانهای سیاسی و اقتصادیش رو ، جوری ارائه میکرد که در نهایت به نام شاه تمام میشد .
نتیجه اینکه ، امروز ملت ایران شاه رو معمار معجزه اقتصادی دهه ۴۰ ، تبدیل کننده ایران به ژاندارم منطقه و دوران پهلوی دوم رو دوران سرفرازی و سربلندی و ... ایران میدونن .
اما در کنار آن ، روز به روز نقش هویدا به عنوان مهمترین عنصر اون دوره داره پررنگ و پررنگتر میشه .
القصه که تا اینجا هرچی که خوندین ، تاریخ بود و بیان گذشته ولی یاللعجب که ما امروز با یک ابوالهول ایرانی دیگه روبرو هستیم که از قضای روزگار این یکی هم نفر دوم کشوره .
اما ، باید این رو در نظر داشت که این ابوالهول ایران معاصر در فضای جمهوری اسلامی داره فعالیت میکنه و در این فضا پرورش یافته .
ابوالهول داستان ما ، برای پیشبرد اهدافش ، یک راه ساده پیدا کرده ، اونم اعلام صادقانه دستوراتی است که میگیره .
مثلاً میاد به ملت میگه رفتم ملاقات رهبری .
بعدم درکمال صداقت همه چیز رو میگه و درنهایت در کمترین زمان ممکن ملت به عینه شاهد نتیجه مذاکرات وی با رهبری میشن .
اما به زبان خودش
آخرین نمونه اون رو هفته پیش دیدین ، وقتی که اومد با سروصدا گفت رفتم دیدن رهبری و ۷ ساعت صحبت کردیم .
خوب چی گفته ؟
کسی نمیدونه
چی شنیده ؟
کسی نمیدونه
چه دستوراتی بهش داده شده ؟
کسی نمیدونه
چون از جزئیات ملاقات هیچی نگفته .
ولی گفته ، اما به زبان مخصوص خودش
و این خصوصیت فردیه که احمق مادرزادی مثل @MahdaviAzad هر بار برنامه اجرا میکنه با عناونینی مانند بیعرضهترین ، دست و پاچلفتی ترین ... ازش یاد میکنه
الان ما همین حرف رو بگیم شدیم نوکر جمهوری اسلامی و مزدور و سایبری و امثال همین جنده ولایی ساکن لندن @ShohrehAryaei که یشبه شده شاه دوست ، بخاطر همین حرفی که درمورد زیرساختها زدم ، فتوی داد منو بلاک کنن .
فیالواقع امروز کلام شاه رو منتشر کردن و پراکندن جرم سنگینیه و امثال این کپه کثافت آشغال براتون حکم تحریم و آنفالو میدن و ملت هم مثل گاوی که یوغشون دست ایناست دنبالشون راه میفتن
یک مرد
یک همسر
یک مادر
سه دختر جوان
تمام دار و ندار ایرانیان برای رسیدن به آزادی هستن .
ینی میخام بگمتون که ما ملت همینقدر تنها هستیم .
و ایران آینده ، ایران زنان شیک و متفکر مدرن خواهد بود .
#جاویدشاه#پرچم_شیروخورشید_تاجدار#KingRezaPahlavi
پیش به سوی توافق بزرگ
قسمت پنجم
توافق بزرگ یا فروپاشی بزرگ ؟
در قسمتهای قبل ، هرچی خوندین ، درمورد یک توافق بزرگ بود که تا اینجا و امروز ، تمام شواهد و قرائن و اَمارات همین رو نشون میدن ، یعنی تلاش ترامپ برای توافق با این رژیم ناهنجار ، اما تمام آنچه که گفته شد ، منوط است به یک شرط اساسی و هزاران شرط فرعی دیگر و آن شرط اساسی این است که پنجره توافق برای جمهوری اسلامی بسیار بسیار تنگه و هر لحظه ممکنه بسته بشه .
اگه یادتون باشه ، حدودای دوهفته پس از اجرای آتشبس درلابلای سناریوهایی که در مورد آینده میگفتن ، یکی هم این بود که ترامپ درنهایت دستور یک بمباران وسیع و عظیم رو بده ، به نحوی که تمام زیرساختهای اقتصادی ، انرژی ، پتروشیمی ، نفتی ، نظامی و هستهای ایران رو نابود و سپس اعلام پیروزی میکنه و از منطقه میره .
همه چیز رو رها میکنه و میره .
خوب ، امروز گر نیک بنگرید میبینید که حوادث و لجبازیهای ایران ظاهراً داره دقیقاً به همین سمت حرکت میکنه .
اما این تصویر ، میتونه مارو به شدت دچار خطای دید بکنه ، چرا که در لابلای سیگنالهای تصویری که از استیصال ترامپ فرستاده میشه ، اتفاقاً به وضوح میشه
پیش به سوی توافق بزرگ ؟
قسمت دوم
در رشتوهای قبلی گفتم که آمریکای ترامپ ی آفر خوب به این رژیم داد که خودش رو از زیر بار سلطه و نوکری روسیه بکشه بیرون ، اونم با قطع وابستگی محصولات استراتژیک کشاورزی ، اما در همون رشتو هم نوشتم که این اسکولها از این مزیت بهره نخواهند برد مگر برای گرفتن امتیاز بیشتر از روسها که خوب همینجورم شد و سه روز پیش به یکباره روسها اعلام کردن که ساخت بدنه جتهای سوخو ۳۵ ایرانی تموم شده و رفته برای عملیات مونتاژ و نصب قطعات روی بدنه .
از همون زمان هم گفتم که شروع مذاکرات نشون داد که روسها دیگه کارتی به نام ایران برای معامله کردن ندارن و دیدین که در مراسم خاکسپاری رهبر مدودوف به ایران اومد و چی شد و چی گفت و بلافاصله پس از خروجش از ایران کلاً تمام قول و قرارهای رژیم با آمریکائیها رفت رو هوا و آتشباری شروع شد .
تا اینجا
وقتی فقط درس حفظ کردی ولی درک نکردی ینی اینی که میبینید .
وگرنه اگه ی جو علاقه به رشته تحصیلیش داشت چند جلد کتاب بیشتر میخوند تا بدونه کل تاریخ ایران رو همین اقلیتها به کثافت کشیدن و اینبار هم همون الگوی تکراری(دیگه خودتون میدونید که واژههایی که میسازم به سرعت میشه لقلقه زبون تمام قوادها و فواحش دوربینی که به خودشون میگن کارشناس ، این الگوهای تکرارشونده هم تازگیها افتاده گل زبون این جماعت ، حالا کی واژه سلطانحسینیسم رو بزنن به نام خودشون الله اعلم) تکرار خواهد شد و همین ۱۵۰ ، ۲۰۰ نفر سرنوشت ۹۰ میلیون ایرانی رو رقم خواهند زد و اتفاقاً دقیقاً همونجوری رقم خواهند زد که نتانیاهو دوست داره ، چرا که حیات این مادرقح...ها در داخل بسته به تداوم دوران نخست وزیری نتانیاهو است .
خلاصه که وقتی ۷ خانواده داشتن با سرداران عرب معامله میکردن که ایران رو تسلیم اعراب کنند مگه ملت ایران تونست غلطی بکنه ؟ بزرگان و اکابر خاندان ساسانی مگه تونستن غلطی بکنند ؟
وقتی قایرخان داشت بازرگانان مغول رو بدون گناه داشت سلاخی میکرد مگه ملت ایرانی بود که بگه ولدزنا برای چی این بدبختارو میکشی ؟
و الان ، الان چی فرق کرده که فکر میکنید ملت ایران در مقابل رسائیها و رائفیپورها و ... میایستن ؟
و از سوی دیگه ، قالیباف و هفت جد و ابادش روی هم از رستم فرخزاد و محمدهندو که گندهتر نیست که ، هرچی اونا تونستن غلطی بکنند ، اینم خواهد توانست .