باب نوع جدیدی از مهمونی رو گشودم. رفیقم بعد مدتها ساعت ۷:۳۴ با حلیم اومد زنگ خونه رو زد. منم از تخت در اومدم درو باز کردم و مسواک زدم و قهوه ساختم. ساعت ۱۱ هم رفت که بره با زن و بچه برن مسافرت. منم برگشتم به آغوش کتاب و تخت.
اگه ظرفای کثیف حلیم تو ظرفشویی نبود خودمم شک میکردم.
تقریباً صدی نود مطمئنم آقاهه قبلاً به اون دوست معمولی پیشنهاد داده ولی ریجکت شده اما هنوز داره براش موسموس میکنه، دختره هم بدش نمیاد زیر لایه «دوست معمولی» توجه بگیره همچنان.
@more_than_mori نه نهههه
ببین واقعا خوشحال باش
فرض کن الان با کسی بودی و بعد مدت ها جدا شدی بودی
اونقدر حالت بد بود که دیگه نمیتونستی کارای معمولی زندگیتو انجام بدی
اگه زندگی جوری پیش میرفت که خدای نکرده با اکسم ازدواج میکردم، یحتمل میشدم همین خانومی که منتظره شوهرش ساعت ۱۱ از ناکجا آباد، حلیم خورده، برگرده که برن سفر :)
@silentnovaa وای مم به تازگی با یکی اشنا شدم بودم و واقعا همه چی خوب بود و واقعا ازش خوشم اومده بود🤦♀️🤣
تا اینکه چند روز پیش فهمیدم اینطوریه و فرارررر
تا شما زنی نباشید که پارتنرش قبل سفر، یکی دیگه رو به شما ترجیح بده بره باهاش ۷ صبح هلیم بخوره، تخلیه استرس و بگو بخند کنه
تا
شما
اون
زن
نباشید
نمیتونید درک کنید چرا میگیم این کارها دوستی نیست این دوستیها درست نیست
این نشون کول بودن نیست
شما اون زن نبودید...
من بودم!
نکنید!