چه گرفتاری شدیم، ترافیک پرچمیا رو رد میکنی، میفتی پشت گشنههای ایستگاه صلواتیا، اینا رو رد میکنی میفتی پشت گلهی هیئتیا؛ کیرم تو مناسکتون حداقل همتون یه جا جمع بشید.
پسر دوستم ۹ سالشه
کانادا به دنیا اومده، فارسی بلد نیست و ایران رو هم ندیده .
وقتی تو ماشین نشسته و پلیس میبینه، صدای آهنگ و کم میکنه.
وقتی ازش پرسیدم چرا ؟!
گفت :« نمیدونم. بابا همیشه اینکارو میکنه»
آسیب های روانی نسل به نسل منتقل میشه
آهسته و بی صدا
- آیا نظر من روی وقوع جنگ تاثیر داره؟
+ نه.
- آیا جنگ بشه خوشحال میشم؟
+ به هیچ وجه.
- آیا جنگ دوست دارم؟
+ نه، دیوانه نیستم!
- آیا توی جنگ آسیب خواهم دید؟
+ اقتصادی و روانی قطعاً، فیزیکی شاید.
- آیا بعد جنگ به رفاه و آزادی میرسیم؟
+ احتمالش کمه.
- آیا امیدوارم جنگ بشه؟
+ بله.
راستش من از این توهمی که فکر کنید با استوریگذاشتن و فعالیت مجازی دیگه دِین خودتون رو ادا کردید و از بقیه بالاترید و اگر کسی نکرده یعنی منفعله، اصلا خوشم نمیاد.
ملتی که زیر بارِ سنگینترین فشارهای معیشتی، نانِ آغشته به کثافت را زیر پا میاندازد، پیامی سهمگین برای تاریخ دارد: «ما کرامتِ ملیِ خود را با مشتی برنج و روغن معاوضه نمیکنیم.»