Vida Rabbani, an Iranian journalist was arrested on 31 January for signing a statement condemning the crackdown on protests and calling for the end to the authoritarian regime. She was taken to Sari intelligence detention centre, where she was severely beaten, her lawyer wrote in a public statement. Her husband, Hamidreza Amiri, said in social media posts after visiting her in prison. “There were extensive bruises all over her body; she had been severely beaten. Because she had refused to comply with compulsory hijab, her hair had been pulled out.” he wrote.
A woman's hand rests on her thigh, while round her wrist is a thin band of plaited brown hair.
The hair bracelet that Vida Rabbani made after her hair was pulled out in prison.
Rabbani says she was repeatedly assaulted in detention. “They kept calling me a savage and violently tried to force me to wear a hijab,” she says.
At one point, her male interrogator grabbed her hair and yanked it. “I didn’t realise then but later on the prison floor, when I touched my hair, clumps fell out in my palm. I collected those and made this hair bracelet out of it,” she says.
She says the man sexually assaulted her. “He punched me and then put his feet between my legs. On my vagina. He tried to strangle me. I bit his hand. I could feel his bones in my teeth. He then left the cell.”
Rabbani was released, but says since the episode she has panic attacks and insomnia.
Like many others interviewed, Rabbani says the agents have ways to inflict pain that do not leave physical marks.
“They have a way to torture you without leaving a visible trace. But now I can’t sleep and have to take antidepressants and sleeping pills.”
https://t.co/4tnUx2JHhV
جهان نگران اسلامهراسی است یا نگران اعدام بیش از ۱۶۰۰ نفر فقط در یک سال زیر سایه حکومت اسلامی؟
من ایرانیام، در ایران زندگی کردم، از گشت ارشاد اسلامی کتک خوردم، زندانی شدم، قوانین عقب ماندهی ازدواج و طلاق را زیر شرع اسلام زندگی کردم و برعکس خیلیها که فعلا نگران ترویج اسلامهراسی هستند، نگران ایرانم و عادیسازی اسلامگرایی. حکومت اسلامی باید به زباله دان برود و تروریستها باید از بین بروند نه آنکه اصلاح شوند…
سخنرانی کاملم در اجلاس جهانی
AJC Global Forum
گرارش تازه گاردین از بازداشتهای وحشیانه، شکنجه و مرگ در زندانهای ایران
لطفا همرسانی کنید
‘They beat me until I lost consciousness’: growing reports of brutal arrests, torture and deaths in Iran’s prisons
https://t.co/CZCqN9Y2Bq
چطور میتونیم به زندگی عادی برگردیم؟
کودک رو در آغوش پدر در تهران نو ۱۸ دی کشتند
جنایتی که این رژیم خونخوار کرد در تاریخ نظیر نداشت
هیچی مارو آروم نمیکنه جز #سقوط_جمهوری_اسلامی
در این ویدیو در میان تمام سخنان اخیر شاهزاده رضا پهلوی، شاید عجیب ترین بخش آنجا بود که درباره تیم خود گفت:
«راجع به تیم خودم این رو بگم دوستان، (اینها) افرادی هستند که واقعاً به من وفادار هستند و متقابلاً من هم وفادار به آنها هستم، چون دو طرفه است این راه.»
این جمله در ظاهر ساده است، اما از منظر سیاسی بسیار سنگین و قابل تأمل است.
در تمام تاریخ سیاست، پادشاهی، رهبری و کشورداری، وفاداری یک تیم به رهبر امری طبیعی بوده است. مشاور، وزیر، همراه و عضو تیم به رهبر وفادار است. اما رهبر به چه کسی وفادار است؟ به ملت. به کشور. به منافع ملی. به مردمی که مشروعیت خود را از آنان می گیرد.
برای همین است که شنیدن جمله «من به تیمم وفادارم» از زبان کسی که خود را در جایگاه رهبری یک جنبش ملی تعریف می کند، عجیب و حتی نگران کننده است. این یک جابجایی آشکار در اولویت های سیاسی است.
انتظار طبیعی این بود که گفته شود: «تیم من به من وفادار است و من به ایران و ملت ایران وفادارم.»
اما در این سخنان نه از ملت ایران نامی برده می شود، نه از مردم، نه از منافع ملی و نه از مسئولیت در برابر ایرانیانی که سالهاست هزینه می پردازند. تنها چیزی که برجسته می شود یک رابطه وفاداری متقابل میان رهبر و حلقه نزدیکان اوست.
این دقیقاً همان نقطه ای است که باید مورد پرسش قرار گیرد. از چه زمانی وفاداری رهبر به تیم خود تبدیل به یک فضیلت سیاسی شده است؟ در کدام سنت پادشاهی یا مکتب رهبری، شاه به دربار خود سوگند وفاداری می خورد؟ در کدام الگوی ملی، رهبر خود را در برابر حلقه نزدیکانش متعهد می داند اما سخنی از تعهد به ملت به میان نمی آورد؟
از این مهم تر، همین سخنان به روشنی نشان می دهد که میان شاهزاده و تیم فعلی ایشان هیچ فاصله ای وجود ندارد. خود ایشان تأکید می کند که از امور آگاه است، اطلاعات به او می رسد، تصمیمات را می شناسد و با تیم خود رابطه وفاداری دوطرفه دارد. بنابراین دیگر نمی توان هر اشتباه، هر شکست، هر تصمیم و هر موضع گیری را به گردن «اطرافیان» انداخت و شخص شاهزاده را از مسئولیت سیاسی مبرا دانست.
وقتی وفاداری دوطرفه است، مسئولیت هم دوطرفه است.
شاید ناخواسته، اما این بخش از سخنان شاهزاده بیش از هر چیز نشان داد که در منظومه سیاسی فعلی ایشان، تیم جایگاهی بسیار پررنگ تر از ملت پیدا کرده است؛ و این دقیقاً همان چیزی است که بسیاری از منتقدان سالهاست نسبت به آن هشدار می دهند.
اینترنت به ایران بازگشته است.
حالا جهان دارد آنچه را که رژیم تلاش میکرد پنهان کند، میبیند. بسیاری از این معترضان هرگز به خانه بازنگشتند.
تماشا کنید. به اشتراک بگذارید. سکوت نکنید.
هيج جنبشی در مقابل دیگری نبوده، هيچ آزادىخواهى در مقابل دیگری نيست.
هر نوع ايستادگی در مقابل ديكتاتورى و هر قدمى در راه آزادى و عدالت قابل ستايش است.
مسيرى كه خواسته يا ناخواسته در آن قدم گذاشتهايم يک پيست مسابقه نيست، اين یک رقابت نيست، مقاومت است، از خودگذشتگی است، اختلاف نظرها به معناى دشمنی نيستند، ما «گشتاپو» و «کاگب» نيستيم كه همديگر را تفتيش عقيده كنيم، براى «اتحاد» كافيست وطن و هموطنهايمان را دوست بداريم.
اولين گامهاى اين مسير، متفاوت بودنِ رفتار خودمان با ديكتاتور است، «تماميت خواهى» از ويژگیهاى آزادىخواهان نيست، «ترور شخصيتی، تهمت و فحاشی» رفتارِ مبارزِ آزادى خواه نیست.
زیباترین نمودِ آزادیخواهی، رفتار متفاوت با استبداد است.
قطعاً هیچکدام از ما نمیخواهیم یک چرخهی بیپایان را هزاران بار دیگر طى كنيم، اشتباهات تكرارى، هزينههاى تكرارى، لحظهی آزادى را به وضوح ديدنهای تكرارى، و باز هم نرسيدنهای تكرارى.
مردم عادى تا ابد حق اشتباه دارند، اما پرچمدارها نه، چرا که جان دیگران وسیلهی «آزمون و خطا» هیچکس نیست.
بیایید یک بار برای همیشه، فقط یک قدم که مهمترین گام است را با هم برداریم، راهِ آزادی از تفاوتِ ما با استبداد آغاز میشود.
مهمترین پیروزی، شبیه نشدن به همان چیزیست که با آن میجنگیم.
#زینب_جلالیان، زندانی شجاع سیاسی کرد، از سال ۱۳۸۶ بدون مرخصی در زندان به سر میبرد. او نیاز به درمان فوری دارد و باید بهفوریت آزاد شود.
هیچکس نباید به خاطر عقاید سیاسیاش زندانی شود، چهرسد که با حکم ابد در زندان بماند.
#نه_به_جمهوری_اسلامی
📢 Metrics show the internet blackout in #Iran has now entered its 83rd day with international networks largely barred for over 1968 hours. A free and open internet is central to the protection of life, liberty and public accountability.
Non vedrete nessuna Flottilla, per lei.
Nessuna manifestazione di piazza.
Nessun artista - largamente sussidiato con denaro pubblico - fare gesti simbolici sui tappeti rossi.
Non leggerete - probabilmente - neanche nessuna dichiarazione della politica.
Si chiama Narges Mohammadi, un’attivista per i diritti umani in Iran, insignita nel 2023 del Premio Nobel per la Pace.
Il regime iraniano per tanti anni l’ha incarcerata e condannata a centinaia di frustate, solo perché chiede libertà, democrazia e il rispetto dei diritti umani.
L’ultima volta è stata arrestata, e picchiata, nello scorso dicembre.
Ora ha gravi problemi cardiaci, ma quei criminali del regime iraniano le stanno persino negando le cure. E sta rischiando la vita.
Mobilitare l’opinione pubblica su queste cose non “rende” sul mercato politico, perché non è né un attacco agli Stati Uniti, né ad Israele né in generale alle società occidentali, quelle caratterizzate dal binomio tra economia di mercato e democrazia politica.
Noi del @Partito_Libdem però non ci siamo mai accodati al mainstream: e continuiamo a dire a voce e testa alta di il cancro del mondo (e la minaccia alla pace) non sono le società occidentali, ma i regimi, le dittature e le teocrazie.
یک ایستگاه آتشنشانی در ایالت ویرجینیای آمریکا، در محوطه خود، پلاکی را به یاد حمید مهدوی، آتش نشان کشته شده به دست جمهوری اسلامی نصب کرد.
ایستگاه آتشنشانی «چسترفیلد»، در صفحه فیسبوک خود نوشته فارغ از سیاست، محل زندگی یا باورها، آتشنشانها در سراسر جهان یک خانواده هستند و یک ماموریت مشترک دارند: کمک به دیگران.
در این پلاک یادبود نوشته شده است که حمید مهدوی، آتش نشان ۳۸ ساله ایرانی، در دی ماه و در حالی که خارج از شیفت کاری بود، برای کمک به معترضان زخمی وارد عمل شد و پس از انتقال چندین نفر به محل امن، هدف تیراندازی نیروهای رژیم قرار گرفت و جان باخت.
این ایستگاه آتشنشانی در متن خود افزوده است که به پیشنهاد یک آتشنشان بازنشسته ساکن چسترفیلد، علاوه بر نصب این پلاک، یک درخت سرو نیز به یاد حمید مهدوی کاشته شده است؛ درختی که در فرهنگ ایرانی نماد جاودانگی، پایداری و ایستادگی است.
So, dear Pope, quick question:
You’ve got these guys in Iran who say they’re doing God’s work… by hanging protesters at sunrise and beating women into forced confessions. Apparently, that’s what “holy” looks like now.
And I’m just wondering, when people get executed for asking for freedom, does that qualify as a “massacre,” or are we still workshopping the language?
Because from the outside, it looks like religion being used as a cover for straight-up brutality. And when the people who actually claim to speak for God stay quiet… it kinda sounds like God’s on mute.
So, are you going to say something about it, or is this one of those moments where silence is the safest prayer?
#StopExecutionsInIran