@AdverSelected به تودهی بسیجشده هم نیاز داره برای پیشبرد روایتش ولی غایتش نیست. ماشین کشتاریه که تودهی بسیجشدهش هم سوختشه. چیزیه که میتونه مصرف بشه. مثل کودکان میناب یا حتا اخویهای پشت لانچر. ٣١٣ نفر هم در آخر بمونن کافیه. غایت اونجا ست. خود ته دره غایته. :)
ولی مسئله دیگه فهم و تصور ج. ا نیست. اگر نگیم از ٩۶ یا ٩٨، از ۴٠١ و به طور قطع ۴٠۴ مسئله دیگه فهم و تصور مخالفان جمهوری اسلامیه.
رخداد دی ۴٠۴ آزمونی برای همهی مخالفان ج. ا بود تا صف مخالفان و به اصطلاح مخالفانش رو از هم جدا کنه.
با ج. ا مخالفی؟ با چیش؟ چرا؟ تا کجا؟
دفاع از عوام(مردم عادی) با پوپولیسم یکی نیست چون عوام به معنای بیشعور، بیسواد یا دانشنیاموخته نیست، به معنای کسیه که پیشهی تخصصیش سیاست نیست و به منابع قدرت یا رسانهی رسمی دسترسی نداره. یکی میتونه عوام رو بکوبه و از گفتمان نخبگانیش دفاع کنه و درعینحال عوامفریب باشه.
مردم رو نمیشه نقد کرد؟ میشه، ولی بر چه زمینهای و کجا؟ جایی که قدرت در دست اقلیته و مردم در اون نقش ندارن؟ جایی که حاکم عوامگرا نیست و نسبتی با تغیرات اجتماعی و عرف نداره؟ جایی که خطّ قرمزی نیست که توسط اقلیت حاکم رد نشده باشه و جان غیرخودی به چیزی در حدّ حشره فرو کاسته شده؟
به عبارتی به تکامل اجتماعی، انباشت دانش، تغییرات اجتماعی و عرف روز جامعه بیاعتنا بوده و فهم و تصورش از مردم(عوام) به صورتی تاکسیدرمیشده و مطابق با میل شخصیش بوده.
تاریخ برای ج. ا در پنجاهوهفت متوقف شده و هرچه پیشتر رفتیم به طرزی گروتسک شکاف بین تصور و واقعیت بیشتر شد.
مردم رو نمیشه نقد کرد؟ میشه، ولی بر چه زمینهای و کجا؟ جایی که قدرت در دست اقلیته و مردم در اون نقش ندارن؟ جایی که حاکم عوامگرا نیست و نسبتی با تغیرات اجتماعی و عرف نداره؟ جایی که خطّ قرمزی نیست که توسط اقلیت حاکم رد نشده باشه و جان غیرخودی به چیزی در حدّ حشره فرو کاسته شده؟
حساسیت به واژگان " جولان جهل" در متنی که اخیرا درباره اعتراضها در فرانسه نوشتم عجیب بود. جالب است امثال من سالیان طولانی است که تحت شدیدترین حملات سازماندهی و غیرسازماندهی هستیم. از انواع الفاظ رکیک جنسیتی تا توهینهای نژادی نثار ما کرده اند، حتی به ظاهر افراد هم رحم نمیکنند. غیر از دو روز اخیر که فحش های رکیک جنسی را سازماندهی شده و نه نقد که آزار یافتم، کامنت مطالب من به روی همگان باز بوده. فحاشی ها فقط علیه من نبود بسیاری از افرادی که با مطلب همدلی کرده بودند مورد هجمه قرار گرفتند. در طول این سالها انواع نقدها را تحمل کرده، در حد توان پاسخ داده ام. این داعیه داران اخلاق که نگران واژگان " جولان جهل" شده اند این سالها کجا بودند که فحاشان را انذار دهند. " جولان جهل " من خار دارد، فحاشی های جنسیتی، نژادی آنها نه؟ کمتر مطلبی بوده که بدون اینکه طرف مقابل بپرسد چپ هستی ؟ اگر هستی از کدام نوعش هستی و یا اصلا تعریفی از چپ بدهد، نفهمی را با قید "هرگز" نثار من نکند. این مدعیان ادب و اخلاق در این مدت کجا بودند؟
بگذاريد من پاسخ بدهم. امثال من جز آن " ملت" خیالی شان نیستند. ملت در نظر اینها یک توده همسان و هم شکل است نه اجتماع " متفاوتها". برای همین با روحیه ضدتکثر، واژه " ملت" را مصادره میکنند و بر سر " متفاوت ها" میزنند و نمیدانید من چقدر از افراد و گروههایی که خود را خط کش ایرانی بودن معرفی کرده اند و خود را ایرانی تر از دیگران میدانند، منزجرم. ایران خانه همه ایرانیان است فارغ از هر تعلق و رنگی. و من نماینده خودم هستم نه ملت ایران و نماینده های خودخوانده ملت که با تحریف کلمات، پشت این واژه سنگر گرفته اند به رسمیت نمیشناسم.
اتفاقا من ایران را با خاک و دشت و کوه و شهروندش دوست دارم. اما اینکه من شهروندان را دوست دارم قرار نیست خفه بشوم و در برابر برخی رویکردهای ساده ساز بر آمده از انجمادهای ذهنی سکوت کنم. یک بار آرام نقد میکنم و در صورت نیاز گزنده. چون کیفیت انتقال " پیام"، تابع شرایط است و من در برابر امواج نگاههای بی سروته درباره جامعه پیچیده فرانسه در قالب شوخی و جدی، گفتم به جای " قطعیت" پرسش کن، به جای کلیشه، مساله طرح کن. آیا خطاب متن من به کل ملت ایران است؟ هرگز. هر کس هم خود را مصداق متن من یافته نه نماینده کل ملت است و نه من ادعا دارم که نماینده ملت ام. من نماینده شخص خودم هستم و مردم هم وکیل و وصی و قیم و ولی نمیخواهند و شما هم از طرف خودت حرف بزن.
معترض فرانسوی راههایی برای پیگرفتن خواستههاش داره و حتا اگر نخواد از اون راهها بره و انتخابش خیابون باشه باز کور یا کشته نمیشه. از نقطهنظر فرودستی اقتصادی، دور بودن از مناسبات شهروندی یا صدای رسانهای وضعیت معترض فرانسوی قابل قیاس با وضعیت حیات برهنهطور معترض ایرانی نیست.
به معترض ایرانی که میرسن نخبهگران و به معترض فرانسوی که میرسن عوامگرا. در مواجهه با معترض ایرانی که به دلیل فقط بوقزدن به مغزش شلیک میشه و به جرم آتشزدن سطل زباله اعدام میشه هوس نقد «گلهی جهال پامنبری» به سرشون میافته و در مواجهه با معترض فرانسوی در دفاع از غارتگری مینویسن.
کوتاه اینکه فناوری مرتبط با ساخت و پخش پادکست چیزی انحصاری نیست که نگرانش باشیم. من دارم، تدینی داره، غنینژاد داره و خود اشکیانی و حاجیزاده هم دارن و ازش بهره میگیرن. وقتی معترضی به جای رانت و انحصار، فرصتهای برابر در روایتگری رو هدف میگیره تا حد خوبی میشه به نیّاتش پی برد.
@d_agnostic میگم نمیفهمی اونچه نوشتم چه ارتباطی به موضعت داره، دارم تناقض و بدتباری موضعت رو نشون میدم، تو میگی من موضعم اینه؟ و جایی که راه برای خواستن یا نخواستن هست و نهادی برای اجرا رو با ایران مقایسه میکنی که به جرم بوق زدن مغز میپاشونه؟ بودجه و دولت چیه؟ خواستن یا نخواستن یعنی چی؟
کاری ندارم چپ فهمید یا نفهمید، ولی تو نفهمیدی. مردم ایتالیا و فرانسه حق دارن نخوان دولتشون بودجهی نظامی برای همکاری در جنگهای آمریکا و اسرائیل رو زیاد و بودجهی بهداشت و آموزششون رو کم کنه، ولی مردم ایران با حداقل دستمزد ۶٣ دلاری حق ندارن بخوان آرمان فلسطین بر دوششون نباشه؟
راست ایرانی بهت زده شده که مردم ایتالیا و فرانسه از نسل کشی اسرائیل متنفرن، نمیخوان دولتشون دائم بودجه نظامی برای همکاری در جنگهای تحمیلی آمریکا و اسرائیل رو زیاد و بودجه بهداشت و آموزششون رو کم کنه. پشماشون ریخته که اینا از زن زندگی آزادی حمایت کردن ولی رو شاه و سلطنت نمیرینن.
اکثر ایرانیهای نسل دومی که اینجا میشناسم گرایشهای متمایل به چپ دارند که جای تعجبی هم نداره. اکثرشون هم از معترضین فرانسه حمایت میکنند. وجه اشتراکشون با این معترضین چند فرض اساسیه که بین طرفداران سوسیالیسم هم زیاد میبینیم.
اول این که مشکلات اقتصادی رو ناشی از توزیع ثروت میدونند، نه تولید اون. همیشه فرض بر اینه که بیعدالتی عامل اصلی و ریشهای مشکلاته.
دوم این که توزیع و تولید ثروت رو مستقل از هم در نظر میگیرند و نادیده میگیرند که نحوه توزیع ثروت بر تخصیص سرمایه و به تبع اون، تولید ثروت در یک کشور تأثیر میذاره.
سوم این که نه در نگاه به گذشته و نه در نگاه به آینده و تصمیمات اقتصادی دولت، روندهای درازمدت رو در نظر نمیگیرند.
برای همین هم انتظار دارند اعتراضات به تصمیماتی منجر بشه که معجزهوار مشکلاتی رو حل کنند که حاصل روندهای چند دههایاند. در حالی که اتفاقاً کوتاه اومدن تصمیمگیرندههای اصلی معمولاً به معنی اتخاذ تصمیمات مقطعی و سیاستهای پوپولیستیه که در درازمدت اوضاع رو بدتر هم میکنه.
خلاصه این که اگر از این اعتراضات چیزی جز تخلیه خشم انتظار داشته باشند، قطعاً ناامید خواهند شد.
کشور چین تمدنی کهن و مهم است، کسی در این گفته شک ندارد. از دهها خاندانی که بر این تمدن حکومت کردند، بسیاری و برای سدههای دراز، نسب به “بربرهای” آسیای میانه و منطقه منچوری میبرند. سلسلههای ژائو پیشین و پسین، یان پیشین و پسین، لیانگ شمالی، وئی شمالی، غربی، و شرقی، ژو شمالی، لیائو، شیا، جین، یوآن، و چینگ همگی خاستگاه شیانبی، جورچن، تانگوت، هون (شیونگنو)، مغول، و یا منچو داشتند. مدت حکومت این سلسلهها بر کشور چین نیز در مجموع از هزار سال بیشتر است. آدم عاقل چین را بخشی از منچوری نمیداند یا هنر، فلسفه، یا فرهنگ چین را جزیی از فلسفه، هنر، یا فرهنگ مغولستان نمیشمارد. حکومت اقلیت چادرنشین بر اکثریت یکجانشین از سده چهارم تا سده هفده میلادی در بخش بزرگی از آسیا و پارهای از بخشهای اروپا رایج بود. چادرنشینان توان بسیج شمار زیادی سوار در زمانی کوتاه و در بیشتر فصول سال را داشتند. کاری که از کشاورزان وابسته به زمین ساخته نبود. همزمان، اداره امپراتوریهای چادرنشینان و فرزندانشان بدون همکاری طبقه دبیران و مدیران یکجانشین امکان نداشت. برای همین در درازای سدهها، سلسلهها عوض میشدند، ولی ماندارین چینی، دبیر ایرانی، یا دیوانی عرب امور امپراتور منچو، مغول، یا ترک را اداره میکرد. امتیاز بسیج نیروی سوارکار برای چادرنشینان با معرفی جنگافزار گرم در سدههای ۱۶ و ۱۷ میلادی پایان گرفت. پادشاهی های با تبار چادرنشین نیز در دهههای آغازین سده ۲۰ میلادی به پایان رسیدند.
نفرتداشتن اینجا رمانتیکه. خود ج. ا شاید بهترین مثالشه. آمریکایی که قدرت برتر اقتصادی و نظامی جهانه رو دشمنش تعریف میکنه و در سیاستخارجیش هم به نوعی از همین آمریکای امپریالیستی گرتهبرداری میکنه. میره عراق، میره سوریه، میره یمن تا با آمریکا سرشاخ بشه. تا به ژوئیسانس برسه.
من تا حالا ندیدم کسی اندازهی چپ ایرانی اینقدر میل به کپی کردن رفتار و مایندست وایتهای غربی داشته باشه. اینا انگار هیچی از خودشون ندارن همهچیشون کپی و تکرار از وایتاست. هرچی بیشتر درگیر مدیای غربی میشن، بیشتر میرن تو کون وایتا و چپولتر میشن.