خطر علیز و گفتمانی که وارد فضای سیاسی ایران کرده و ایده آل اقتصادی تخیلیش باید هر دغدغه مندی را نگران کند. او به رسانه آشناست و برخلاف بسیاری از برنامه سازان سیاسی فارسی زبان از هوش سرشاری نیز برخوردار است و میتواند به آسانی در لباس میش به درون خانه بخزد و به موقع کارش را بکند.
-در صورت حذف کردن چهار ایستگاه پمپاژ متوالی از مجموع یازده ایستگاه موجود در پترولاین ابقیق-ینبع، ۴.۵ میلیون بشکه نفت بطور روزانه از بازارهای فیزیکی کسر خواهد شد.
تعمیر هر ایستگاه در صورت تخریب توربینهای گاز، پمپها، فونداسیون و سیستمهای کنترل به شش تا هجده ماه زمان نیاز دارد. ایران و یمن برای انجام اطمینان بخش این امر هرکدام به ۱۲ تا ۱۶ بالستیک کوتاهبرد نیاز خواهند داشت.
زمانیکه چهار ایستگاه متوالی از کار بیفتند، افت فشار تجمعی در آن بخش از خط لوله از فشار موجود در بالادست بیشتر میشود. در نتیجه، نیروی محرکه کافی برای حرکت نفت وجود ندارد و جریان متوقف میشود.
-در جنگ نامتقارن، تلفیق اراده و اهداف مهم با دقت بالسیکهای کوتاهبرد میتواند نبرد زیرساختها را به زمین بازی و کارت ایران تبدیل کند، نه بالعکس؛ حمله ایران به تأسیسات رأس لفان قطر و توییت عذرخواهی ترامپ نمونه صحیح این تلفیق بود.
۱۷:۰۲/ ۲۲ تیر
ایران تصمیم راهبردی خود را برای شکستن محاصره یمن گرفته است. در صورت هر نوع اصابت به هواپیماها و اتباع ایرانی، سعودی مستقیما مورد حمله قرار خواهد گرفت.
شکستن محاصره هوایی یمن اگر ادامهدار باشد و به مناسبتهای خاص محدود نشود، تاثیر قابل توجهی در گسترش زرادخانه موشکی و پهپادی انصارالله خواهد داشت و متعاقباً قلاده ایران دور گردن کشورهای عربی منطقه سفتتر خواهد شد.
برخی از عزیزان شاید هنوز این باور غلط را دارند که اسرائیل پای آمریکا را به این جنگ کشاند و آمریکا هیچ علاقهای یه جنگ طولانی ندارد.
خدمت این عزیزان باید عرض کنم که در ابتدا شما کاملا در عالم فانتزی به سر میبرید و امیدوارم خدا شما را شفا دهد. سپس اضافه کنم که نه تنها این گزاره درست نیست، بلکه آمریکا علاقهمند به شروع جنگ و ادامه آن میباشد و این کار را خیلی ماهرانه از ابتدا به پیمانکار فرعی، یعنی اسرائیل، برون سپاری کرد.
لطفا از این توهمات مسخره بیرون بیایید که آمریکا دوست ایران است و هدفش یک ایران قوی یکپارچه در منطقه است. حالا برخی تصمیم گیران تمام تخم مرغها را در سبد انتخابات میاندورهای آمریکا گذاشتند که آخرش هم معلوم نیست.
🔴 مرگ ناگهانی سناتور ایرانستیز و اسرائیلدوست آمریکایی
دفتر لیندسی گراهام، سناتور جمهوریخواه و جنگطلب آمریکایی اعلام کرد که او بر اثر یک «بیماری ناگهانی» مُرده.
در مصاحبه شبکه فونیکس چین، بر این امر که تنگه هرمز با توجه به ماهیت کوریدوری و نقش آن در اسناد استراتژی امنیت ملی NSS 2022 و NSS 2025 میتواند به گره کوری برای پیشرفت مذاکرات تبدیل شود، اشاره کردم.
درصورت اصرار آمریکا بر نقض بندهای ۱ و ۵ توافق نامه، و ادامه حملات نظامی به مناطق جنوبی و سایر مناطق ایران، توافق نامه عملا خواهد مرد و اکنون نیز در آستانه مرگ قرار دارد. راه حل این گره کور، ارتقای سطح مذاکرات به سطح قدرتهای بزرگ، نگاهی نظممحور به معادلات منطقه ای و بین المللی، عبور از آمریکاگرایی رمانتیک و حرکت به سمت اوراسیاگرایی رئالیست است.
به نظر بنده حقیر ایران ما در یک دوراهی سرنوشت ساز قرار دارد؛ در این جنگ جهانی یا باید در جهان غرب (شما بخوانید کشورهای اروپایی، آمریکا و غیره با تفکرات و فرهنگ لیبرالیسم) حل شود و عضوی از آن باشد و با باید به طور کامل وارد تیم چین و روسیه شد.
متاسفانه درحال حاضر ایران ما هنوز آن بازدارندگی اصلی (شما بخوانید دو مرتبه تست بمب اتم) را ندارد و ناگزیر است که وارد یکی از دو تیم درگیر شود. راه دیگری نیست، جز این که در شش ماه آینده ما تست رو ببینیم.
البته در آخر این فقط نظر یه ایرانی معمولی بود، بنده به اطلاعات طبقه بندی شده حساس دسترسی ندارم. شاید اصلا این موضوعات به من هم ارتباطی نداشته باشد در آخر.
طرح آمریکا برای «کمربند محاصره» علیه ایران
آمریکا بهتازگی گامهای تازهای برای تکمیل آنچه میتوان «کمربند محاصره» علیه ایران نامید، برداشته است. حمله روز گذشته به پل ریلی آققلا، که یکی از کریدورهای مهم دور زدن محاصره دریایی محسوب میشود، صرفاً یک اقدام تاکتیکی و نمادین نبود؛ بلکه نشانهای از ورود به مرحلهای جدید از فشار تمام عیار و هشداری جدی است که ایجاب میکند ایران متناسب با این تحولات، راهبردهای امنیتی، نظامی و لجستیکی خود را همزمان با فروپاشی نسبی تفاهمنامه مورد بازنگری قرار دهد.
در راهبرد جدید واشنگتن، بازگشت به محاصره دریایی ستون اصلی اعمال فشار خواهد بود و هدف قرار دادن مسیرها و کریدورهای جایگزین، حلقه تکمیلکننده این راهبرد به شمار میرود؛ بهگونهای که هر مسیری که بتواند آثار محاصره را کاهش دهد، بهتدریج در معرض تهدید قرار خواهد گرفت.
ضروری است پاسخهای ایران از کویت و بحرین فراتر رود و مشخصا امارات بار دیگر به بانک اهداف ایران اضافه شود. حاکمان امارات از یک سو، همچنان نهانتر از قبل در پی تضعیف حاکمیت ایران بر تنگه هستند و از سوی دیگر، اخیرا تلاش کردهاند تا با ارائه مشوقهایی، موضع ایران در برابر خود را نرمتر کنند. در این میان، به نظر میرسد نقش کسانی که منافع عظیم مالی در امارات دارند بیتاثیر نبوده است!
الگوی رفتاری کنترلشده و قابل پیشبینی در راهبرد نظامی کشور به مانند آنچه بعد از ۷ اکتبر شاهد بودیم میتواند دستاوردهای حاصل از جنگ را با مخاطره جدی مواجه کند و بار دیگر دشمن را تحریک به اقدام نظامی تمامعیار کند. آمریکا با طرح و راهبرد جنگی جدیدی وارد معرکه خواهد شد که اجزای جدیدی دارد. باید برای مقابله با آن هوشیار و آماده بود و از اقدامات پیشبینیپذیر فاصله گرفت.
-منشأ حملات عصبیوار آمریکا به خاک ایران چیست؟
ترافیک نفتکشهای ورودی به تنگه هرمز تنها بیست درصد از سطح طبیعی است و این بدان معناست که تولید نفت کشورهای خلیج فارس ۵ الی ۸ میلیون بشکه در روز محدود خواهد شد.
تا پیش از جنگ ۳۹ روزه، حجم نفت روی آب در محدوده عادی ۴۵ میلیون بشکهای قرار داشت بود. پس از انسداد تنگه هرمز و گیر افتادن نفتکشها در خلیج فارس، حجم نفت روی آب با یک جهش شدید به ۱۴۰ میلیون بشکه رسید. اکنون حجم نفت روی آب به ۶۰ میلیون بشکه افت کرده است، بدان معنا که عمده نفت گیر افتاده در پشت تنگه هرمز از طریق مسیر ایرانی و آمریکایی خارج شده است. این موج خروج تقریبا تمام شده و تمام تانکرهای غیر ایرانی(۱۰۸ نفتکش) از منطقه خارج شدهاند.
اما یک مشکل دیگر هم وجود دارد.
ترافیک ورودی تنها ۲۰٪ سطح عادی است و در نتیجه این وضعیت چون نفت جدید نمیتواند به راحتی با نفتکش خارج شود، انبارهای ساحلی کشورهای خلیج فارس پر میمانند. وقتی انبارها پر شد، کشورها مجبورند تولید را محدود کنند. تخمین زده شده که این محدودیت حدود ۵ تا ۸ میلیون بشکه در روز باشد.
حتی با وجود خطوط لوله جایگزین مانند ینبع عربستان و فجیره امارات، صادرات خاورمیانه در ماه جاری هنوز ۵.۶ میلیون بشکه در روز کمتر از حالت عادی است.
-این وضعیت بازار نفت را بسیار آسیبپذیرتر و اهرم تنگه هرمز را بسیار مهمتر از نهم اسفندماه کرده است زیرا:
۱- ذخایر استراتژیک آمریکا تنها ۱۹ میلیون بشکه بیشتر از حداقل عملیاتی است، موجودی محصولات پالایشی (بنزین، گازوئیل و غیره) در سطح تاریخی پایین قرار دارد و حاشیه سود پالایشگاهها (Crack Spread) در سطح بیسابقهای قرار دارد.
۲- تقاضا در حال برگشتن است. چین بعد از دوره رکود و تعطیلات، دوباره در حال افزایش تقاضا است.
«پیروزی برای ایران تنها در صورتی قابل دستیابیست که سپاه پاسداران بتواند ترافیک ورودی و خروجی نفتکشها را محدود و کنترل کند. ارزش یک مین، موشک یا پهپادی که به یک نفتکش برخورد کند از صد بیانیه بالاتر است.»
با توجه به حمله دیشب ایالات متحده به پلهای راه آهن در دو منطقه آق قلا و کاشمر (در مسیر مسافری مشهد)، اکنون با قطعیت میتوان گفت که بزرگترین اشتباه راهبردی ایران پس از آتش بس، تلاش برای عادیسازی روابط با امارات از طریق کانالهای امنیتی سطح بالا بوده است. اما چرا چنین ادعایی میکنیم؟
ضربه به پل آق قلا که در میانه مسیر اینچه برون-گرگان-گرمسار قرار دارد، علاوه بر اینکه تصعید افقی (جغرافیایی) جنگ پس از توافق اسلامآباد محسوب میشود، به دلیل ماهیت کوریدوری و زیرساختی آن، یک تصعید عمودی جدی نیز تلقی میشود. مسیر اینچه برون-گرمسار هم در کوریدور شمال جنوب (اتصال ایران به هند و روسیه) و هم شرق به غرب (اتصال به چین و اروپا) نقش مهمی دارد؛ و ضربه به آن اولا در جهت ایجاد اختلال در تامین کالاهای اساسی از چین و روسیه و ایجاد ممانعت در توانیابی ایران در دور زدن محاصره دریایی است، و میدانیم که محاصره دریایی پاسخی به انسداد تنگه هرمز بوده است. (اگرچه پبش از آن و مستقلا در حال بررسی بوده است) و ثانیا این اقدام اساسا جایگاه بسیار راهبردی ایران در تقاطع کویدورهای شرقی و غربی را هدف قرار داده است. اکنون سوال اینجاست که ربط اینها به امارات چیست؟
پیشتر گفتیم که مساله تنگه هرمز و کوریدور اصطلاحا عمانی، بسیار بیش از آنکه به مسقط مرتبط باشد، به بندر راهبردی جبل علی و ارتباط آن با حیفا در اسراییل در قالب کوریدور IMEC مربوط است؛ و مساله اعمال حاکمیت ایران بر تنگه اختلالی مهم در یک شاه کوریدور جهانی است که در نظم آینده مد نظر آمریکا نقشی بسیار مهم دارد. امارات از همان ابتدای جنگ بشدت واشنگتن را در جهت ایفای نقش نظامی در تامین امنیت تنگه تحریک میکرد و پس از تجدید پیمان دفاعی خود با فرانسه اکنون پاریس و به تبع آن ناتو را وارد گود نزاع خاورمیانه کرده است.
واشنگتن با ذهنیت "کوریدور در برابر کوریدور" (چشم در برابر چشم) به آق قلا حمله کرد، و با توجه به اینکه مطمئن شده یا تصور روشنی یافته که ایران امارات را از بانک اهداف حذف کرده و گزینه ای برای تصعید عمودی یا افقی جنگ ندارد و به حمله به کویت و بحرین رضایت خواهد داد (که فاقد بار تصعید و ارسال پیام راهبردی است)، اینکار را صورت داده است.
به زعم آمریکا اینکار اولا ایران را در اعمال حاکمیت بر تنگه هرمز (بخوانید اختلال در کوریدور IMEC) مردد خواهد کرد، ثانیا گزینه اعمال مجدد محاصره دریایی را معتبرتر خواهد کرد و ثالثا وابستگی لجستیکی ایران را به بندرهایی چون جبل علی و کراچی (که توسعه آن تحت مدیریت امارات است) نیز بیشتر خواهد کرد.
ایران با دادن کارت سفید امضای امنیتی به امارات، کشوری که در نظم آمریکایی-اسراییلی مد نظر واشنگتن حرف اول را در منطقه غرب آسیا میزند، اولا دست ترامپ را برای زدن زیرساختهای ایران باز کرده و ثانیا مقدمات نفوذ امنیتی و اقتصادی امارات را در ایران فراهم کرده است. امارات با ایران همان کاری را کرده و خواهد کرد که با رژیم بشار اسد کرد. اسد از امارات قولهای زیادی برای سرمایه گذاری و بازسازی سوریه دریافت کرد، اما ابوظبی در پشت پرده برای اسقاط اسد برنامه می ریخت و احمد العوده تحت حمایت امارات و محمد دحلان اولین کسی بود که دمشق را فتح کرد.
ایران تا زمانیکه نگاه "نظممحور" به معادلات پیرامونی خود نداشته باشد و "بازی بزرگ" ابرقدرتها را درک نکند، برغم داشتن ظرفیتها و دستاوردهای مهم در حوزه سیاسی و نظامی، در نقد کردن دستاورد جنگها و جنگ بلندمدت نظم منطقه ای بازنده خواهد بود.
-ذخایر استراتژیک نفت آمریکا با ۱۲ میلیون بشکه کاهش در دو هفته گذشته به سطح ۳۱۹ میلیون بشکه رسید.
اگر حجم ذخایر نفت در غارهای عظیم نمکی زیرزمینی به کمتر از ۱۵۰ میلیون بشکه برسد، فشار لازم برای حفظ پایداری این مخازن به سطح بحرانی کاهش مییابد. در این شرایط، فشار لایههای زمین میتواند موجب فشرده شدن و فروریزش حفرهها شود؛ رخدادی که خطر فروپاشی، محبوس شدن نفت در مخازن و نابودی دائمی زیرساخت راهبردی ذخایر اضطراری سوخت آمریکا را به همراه دارد. به همین جهت بعید است آمریکا ذخایر بیشتری را در سطح ۲۵۰ میلیون بشکه آزاد کند.
دولت ترامپ برای جلوگیری از افزایش قیمت کاغذی نفت، از هر ابزاری استفاده میکند تا قیمتها را تا زمان انتخابات میاندورهای تحت کنترل نگه دارد؛ کنشی که منجر به بالا ماندن تقاضای نفت و ادامه روند کاهشی ذخایر استراتژیک آمریکا شده است.
کریدور جنوبی تنگه هرمز حتما باید بسته بماند!
-لحظه حمله هوایی آمریکا به بندر شهید حقانی بندرعباس
همانطور که در توییت زیر ذکر شد بدلیل روند کاهشی ذخایر استراتژیک نفت آمریکا، هرگونه تلاش جهت سفت کردن پیچ تنگه هرمز با حمله عصبیوار آمریکا مواجه میشود.
پاسخ ایران هرچه که باشد، کریدور جنوبی تنگه هرمز حتما باید بسته بماند.
پیشنهاد میکنم تماشا بفرمایید. به نکات خوبی اشاره میکنند.
کشور ما بییش از هر چیز به انسجام ملی نیاز دارد. لطفا در این راستا قدم برداریم.
https://t.co/85r9GXUiJo
الگوى پاسخ ایران به تهديدات در تنگه هرمز بايد با سرعت اصلاح شود. حالا وقت ضربه به زيرساختهاى نظامى آمريكا در امارات است؛ امنيت با پول قابل خريد و جبران نيست.
آیا ما زنده خواهیم بود و روزی که مدیر جمهوری اسلامی دروغگویی، عملیات روانی علیه جامعه خودی، غافلگیر کردن و در عمل انجام شده قرار دادن مردم رو از جعبه ابزار خارج کنه رو میبینیم؟
آقا از ما میشنوید برای هیچ امور دنیوی بیش از حد هیجان زده نشوید؛ چه بازی فوتبال باشه، چه گوشی آخرین مدل، و …
بعضیها را نگاه میکنی جوری برای یک تیم فوتبال غیرتی میشوند که برای ناموسشان، خدایی ناکرده، غیرتی نیستند.