خبر فوت یکی از دوستای مامانم الان بهمون رسید و نمیتونم حتی تصور کنم چی توی ذهن مامانم داره میگذره.
حتی منم کلی خاطره خوب با این آدم داشتم... چه برسه به مامانم.
خیلی ترسناکه...
یک هفتهست که روند کاریابیم رو تغییر دادم چون میخوام این سری کاری که دوستش دارم رو پیدا کنم، نه کاری که صرفا درآمد داره.
از دیروز ویدیوهای ایشون رو میبینم و مو به تنم سیخ میشه.
هرسری گریهم میگیره بخاطر اینکه احتمالا هیچوقت این احساس "عشق" رو تجربه نخواهم کرد.
از بزرگسالی بیزارم.
خوب شد، دردم دوا شد…
شادباد به جامعه باستانشناسی و میراث بانان ایرانی از جمله استاد حمیده چوبک که بعد از ۲۵ عاشقی و تلاش این مجموعه بی نظیر را ثبت جهانی نمودند. همچنین تبریک به جامعه اسماعیلی ایران
#الموت
به صفحه نو #ایرانشناسی در اینستاگرام بپیوندید:
https://t.co/EVDytc8N8Q
@xardashiankim وای بگردم. فکر کنم چون اکثرا توی بچگی انجام دادیم، فکر میکردیم دردش بخاطر بچه بودنمونه🥲
من قشنگ یادمه یه هفته مامانم التماس میکرد یه چیزی بخورم، ولی ۳ روز که مطلقا هیچی نخوردم، بقیهش هم شاید به زور آب سوپ میخوردم.
چندتا بالش بذاری زیر سرت کمک نمیکنه به مسیر تنفس؟🥲
تراپیستم معتقده که کارمندی مسیر اشتباهی برای منه و برای اولین بار بهم یک توصیه کرده: "دنبال یک مسیر جدید بگرد."
الان یک هفتهست که هر لحظه از روز رو دارم فکر میکنم و هیچ چیزی به ذهنم نمیرسه.
باورم نمیشه که توی ۲۴ سالگی نمیدونم میخوام چیکاره بشم!
این حس یک چیزی نزدیک به رنجه...
@AlephLamRae کاملا درست میگی ولی مشکلی اینه که الان باید برم سر کار. زندگی بدون کار کردن رو نمیتونم تحمل کنم. این سری آخر هم که کارمند بودم از ۷ صبح تا ۸ شب بیرون بودم، وقت هیچی نداشتم.
برای همین استرس گرفتم که سریعتر راه درست رو انتخاب کنم و وقت هدر ندم.
مهاجرت هم کلا توی برنامهم نیست.
@AlephLamRae حقیقتش فکر میکنم توی خانواده ما، پول در آوردن با مهارتای فنی برای دختر پذیرفته نشه.
من یه موقع برای تدریس هم جنگیدم...
میدونم زیادی از حد به واکنش خانواده فکر میکنم ولی همین خیلی دست و پام رو بسته. علنا ته هرچیزی میرسم به کارمندی...
@letmehugyouncry وای کاملا میفهمم عزیزم.❤️
فکر میکنی چیز کوچیکیه ولی یه بخشی از توعه.
من از تمام ابعاد خودم بودنم میترسم.
و بعدا فهمیدم حتی دوستام هم عصبانی بودن که من نمیتونم راحت خودم باشم.
نمیشناسمت ولی خوشحالم که الان خودتی🫂
دفعه بعدی قبل از اینکه برم داروخانه و تنسی بخرم، دست میکنم توی شکمم و رحمم رو در میارم و وسط خیابون خام خام میخورمش.
منظورت چیه که بعد از ۱۰ روز دوباره پریود شدم؟
چقدر دخترای گلی داشت ولی.
یه دختر از من بزرگتر، که من رو "شوق کودکی" صدا میکرد، و یه دختر کوچیکتر از من که همیشه از بالکن بهم سلام میکرد.
چقدر پدرشون لیاقتشون رو نداشت...
امیدوارم الان زنای مستقلی شده باشن.
هرچند که...
داشتم تلاش میکردم بفهمم انتخاب جنسیت چجوری میتونه واقعی باشه، و بعد یاد گریههای زن همسایهمون، وقتی فهمید بچه سومش هم دختره، افتادم.
یادمه که من خیلی بچه بودم و این خانم طفل معصوم اومده بود پیش مامانم گریه میکرد، چون نمیدونست چجوری به شوهرش بگه.
و میدونست طلاق در پیشه.
برای سکس سلکشن دختر( انتخاب جنسیت جنین به روش آی وی اف) اومده بودند.سعی کردم بخاطر عوارضی که ممکنه داشته باشه منصرفشون کنم اما اصرار داشتن دختر باشه. مشاوره جنین شناسی انجام شد و بالاخره قبول کردند که آی وی اف بدون تعیین جنسیت باشه. خداراشکر بارداریش مثبت شد. سونوگرافی کردم دوقلو بود، دل تو دلشون نبود همه اش سؤال میکردند جنسیت کی مشخص میشه؟ با شنیدن صدای قلب جنین ها، هردو اشک توی چشماشون جمع شده بود.
یه روز برای ویزیت سراسیمه و با گریه به همراه همسرش بخاطر خونریزی واژینال اومدند فکر میکردند داره سقط میشه . سونوگرافی کردم صدای قلبشونو شنیدند هماتوم داشت و تا ۴ ماهگی بخاطر خونریزی واژینال تحت نظر بود. هماتوم پشت جفت بود. تا اینکه بالاخره هماتوم برطرف شد. ۱۸ هفته با جواب سونوگرافی اومدند با یک گل زیبا و با خوشحالی گفتند هردوتا دخترند. خوب شد به حرفتون گوش کردیم و تعیین جنسیت نکردیم. امروز سزارین شد و دوقلوها (دو دختر خوشگل )خیلی خوب و سالم به دنیا اومدند.❤️
#بارداری
مثل تیگر که بزرگترین دغدغهش این بود که بقیه هم مثل اون روی دُمِشون بپرن، هر از چندگاهی که احساس خوب بودن میکنم، فقط دلم میخواد بتونم به بقیه امید بدم. و اصلا نمیدونم چجوری. چون میترسم که هنوز زخمهای خودم کامل ترمیم نشده باشن.
توی اینستا یه پست درباره اکیپ دوستی وینی پو (Winnie the Pooh) دیدم، و یهو فهمیدم که یه مدتیه دیگه بیشتر روزا ایور نیستم! حتی پیگلت هم نیستم. برگشتم به تیگر بودن!
و این درحالیه که شرایط از همیشه سختتره.
یه روزایی شاید ترجیح بدم که به جای زندگی کردن بخوابم، ولی خیلی کمتر از سابق.
لذتی که در انتقام با کمک طبیعت هست، واقعا در هیچ بخششی نیست.=)
اون لحظهای که میبینی، بدون اینکه تو هیچ کاری کرده باشی، اونی که ناراحتت کرده بوده داره توی ناراحتی دست و پا میزنه >>>>>
Sorry not sorry.🥰
@mahiiism آخه من به طور کلی بچهها رو هم دوست ندارم😭
ولی غرایز مادرانه شدیدی دارم و فقط دلم میخواد از یه جانوری مراقبت کنم.😭 با گربه آوردن یه بخشیش آروم گرفت، ولی زایمان و شیردهی و اینا نه😭
به نظرم کار تو خیلی راحتتره. میتونی اداپت کنی! لازمم نیست نگران اضافه کردن کسی به این جهنم باشی.
تقریبا مطمئنم اینکه تمامی بدبختیای بارداری و زایمان و شیردهی و... رو میدونم، ولی همچنان هم دلم میخواد تجربهشون کنم، یه بیماری روانیه.
منظورت چیه که ویدیوهای زایمان طبیعی روی من اثری نداره؟
و یعنی چی که یه حسرتم اینه که توی این مملکت نمیتونم بچه بیارم؟
امیدوارم زودتر درمان بشم.