آتش شاکرمی، هنرمند و خاله نیکا شاکرمی با اشاره به سؤاستفاده جمهوری اسلامی از افشاگریهای خود گفت: حکومتها و گروههای سیاسی میآیند و میروند اما ایستادن پای حقیقت زمان و مکان ندارد.
صدها زن در هرات افغانستان به دلیل نداشتن روبنده و به دلیل بدحجابی بازداشت شدهاند و طالبان اعلام کردهاند این زنان این هفته بعد نماز جمعه در ملاعام شلاق خواهند زده شد. زنان همواره اولین قربانیان خشونت سیستماتیک و خشونت ساختاری هستند. سرکوب و کنترل بدن زنان در حکومتهای دیکتاتوری از مهمترین ابزارهای سرکوب جامعه است.
“آزادی از مسیر قربانی کردن مردم نمیگذرد”
چندین ماه با ایده ماکیاولیستی در سیاست روبهرو بودیم؛ گفتمانی که «هدف، وسیله را توجیه میکند» در قالب جملههایی مثل «همه راهها را رفتهایم»، «بزنند و نابود کنند، بهترش را میسازیم»، «فقط جنگ راه نجات است» و «اینها فقط با خون و جنگ میروند» تکرار میکرد.
نتیجه اما چه شد؟ مشروعیتبخشی به جنگ و کشتار؛ و حاصلش چیزی جز قربانی شدن مردم، آسیب به زیرساختها، تورم، فقر، بیکاری و تضعیف ایران در منطقه نبود.
اما
آگاهی بخشی به جامعه بدون شک نتایج بهتری میتونه داشته باشه.
در کشوری که حکومت سالهاست تلاش میکند همه صداها را شبیه خود کند، هنرمندان مستقل فقط خالق اثر نیستند؛ آنها حافظان حق متفاوت بودناند.
نسلی از ما با موسیقی، شعر و روایت کسانی بزرگ شد که حاضر نشدند به زبان رسمی قدرت حرف بزنند. کسانی که بیرون از نهادهای حکومتی ایستادند، هزینه دادند و از حق گفتن آنچه میدیدند و میاندیشیدند عقب ننشستند.
حسین افراسیاب یکی از همین صداهاست؛ هنرمندی که انتخاب کرد مستقل بماند و به جای تکرار روایتهای تحمیلی، روایت خود و نسلش را بیان کند.
حسین افراسیاب باید فوراً و بدون قید و شرط آزاد شود
#حسین_افراسیاب
🚩 پادکست خبری
دوشنبه ۱۸ خرداد ۱۴۰۵
پشت دیوار زندانها چه میگذرد؟
کوتاه و اختصاصی صدای بازداشتشدگان از وضعیت #زندانیان_سیاسی و نقض #حقوق_بشر در ایران:
• نازنین سالاری، محمود طراوتروی و مسعود احمدیان، وکلای دادگستری در استان فارس، هر کدام به ۳ سال حبس و ۲ سال ممنوعیت خروج از کشور محکوم شدند.
• سخنگوی قوه قضاییه از تعقیب قضایی ۳۱۲۱ نفر با اتهامات امنیتی خبر داد. از این تعداد ۲۴۰۶ نفر بازداشت شدهاند.
• پرونده زندانی سیاسی منصور عبداللهزاده، شهروند اهل نقده، با صدور کیفرخواست به دادگستری ارجاع شد.
• رضا ببرنژاد، برادر مهدی ببرنژاد از جانباختگان خیزش سراسری ۱۴۰۱ در قوچان، به ۶ سال حبس محکوم شد.
• حکم ۲ سال و یک روز حبس آرمان سلیمانی، زندانی محبوس در زندان شیبان اهواز و از بازداشتشدگان اعتراضات سراسری دیماه ۱۴۰۴ ، در دادگاه تجدیدنظر تأیید شد.
• با گذشت ۲۸ روز از بازداشت محمد ریگی در ایرانشهر، همچنان اطلاعی از محل نگهداری و وضعیت او در دست نیست.
• تینا دلجو، فعال حقوق زنان و فعال مدنی، برای گذران دوران محکومیت یکساله خود در زندان لاکان رشت بازداشت شد.
• عبدالهادی شاهوزهی، زندانی سیاسی بلوچ در زندان زاهدان، با وجود نیاز فوری به درمان تخصصی از اعزام به مراکز درمانی محروم مانده است.
• رسول یادیار، شهروند کُرد اهل بوکان، از سوی دادگاه انقلاب به ۹ سال حبس تعزیری محکوم شد.
#IranHumanRights
#IranRevolution
۱۲۶ روز از قتل فجیع #مسعود_مسجودی گذشته و ۴۰ روز تا دادگاه بعدی باقی مونده.
از همون روزهای اول عدهای تلاش کردن این جنایت رو به یک «اختلاف شخصی» تقلیل بدن و همین روایت رو به افکار عمومی القا کنن. اما هرچه بیشتر به جزئیات این پرونده نگاه میکنیم، این روایت کمتر و کمتر قابل باور میشه.
مسعود آدمی نبود که بیاحتیاط زندگی کنه. بارها تهدید شده بود و کسانی که از نزدیک میشناختنش میدونن که نسبت به امنیت خودش هوشیار و مراقب بود. حالا سؤال اینجاست که چطور قاتلها تونستن از در پشتی ساختمان وارد بشن، خودشون رو به آپارتمان مسعود در طبقه بیست و پنجم برسونن، اون رو با وضعیتی هولناک شکنجه و به قتل برسونن، بعد بدون اینکه حتی آثار خون رو از بین ببرن، پیکر بیجانش رو از ساختمان خارج کنن و کیلومترها دورتر در جنگل رها کنن، به این امید که چیزی از جسد باقی نمونه و حقیقت برای همیشه دفن بشه.
خوشبختانه پیکر مسعود پیدا شد و با بازداشت متهمان قتل درجه یک، این پرونده به یک گره کور و حلنشده تبدیل نشد. اما همین روند بهتنهایی نشون میده که با یک درگیری شخصی یا یک تصمیم لحظهای طرف نیستیم. این قتل نشونههای آشکار برنامهریزی، هماهنگی و طراحی قبلی رو با خودش داره. جنایتی با این ابعاد، سؤالاتی رو مطرح میکنه که هنوز پاسخی براشون داده نشده. سؤال این نیست که چه کسانی دست به قتل زدن، سؤال اینه که چه کسانی زمینه، امکان و جسارت انجام چنین جنایتی رو فراهم کردن.
سالهاست جمهوری اسلامی انساننماهایی رو تربیت کرده که بیرحم، سنگدل و عادتکرده به حذف مخالفان باشن. افرادی که حتی بیرون از مرزهای ایران هم از خشونت و جنایت دست نمیکشن. در این پرونده، دو متهم به قتل درجه یک از برگزارکنندگان تظاهرات پادشاهیخواهی بودن، موضوعی که باعث شده پرسشهای جدی درباره نقش افراد، ارتباطات و عوامل پشتپرده این جنایت مطرح بشه. با این حال، به جای پاسخگویی و شفافسازی، از همون روزهای اول تلاش شد پرونده به یک «اختلاف شخصی» تقلیل پیدا کنه و هرگونه پرسش درباره ابعاد سیاسی و سازمانیافته این قتل نادیده گرفته بشه.
سکوت رسانههای نزدیک به اون جریان، سکوت بعضی خبرنگارها، سکوت برخی وکلا و فعالان سیاسی، سکوت بسیاری از طرفداران سلطنت و از همه عجیبتر سکوت خود رضا پهلوی درباره قتل فردی که سالها علیه همین افراد و جریانها فعالیت حقوقی و رسانهای کرده بود، برای خیلیها سؤالبرانگیز و منزجرکننده است. عجلهای برای قضاوت نداریم، اما انکار هرگونه احتمال فراتر از روایت «اختلاف شخصی» و تلاش برای خاموش کردن پرسشها هم پذیرفتنی نیست.
دیر یا زود حقیقت روشن میشه. حتی اگر پشت این پرونده پول، نفوذ و بهترین وکیلها قرار گرفته باشن، آفتاب پشت ابر نمیمونه. ما ایرانیهایی که هنوز شرف و وجدان رو فراموش نکردیم سکوت نمیکنیم و کنار خانواده داغدار مسعود به دادخواهی ادامه میدیم تا روشن بشه چه کسانی به شکل مستقیم و غیرمستقیم در این جنایت نقش داشتن، چه کسانی از اون حمایت کردن و چه کسانی هنوز هم تلاش میکنن این پرونده به جایی نرسه. صدای مسعود خاموش نشده، عدالت شاید دیر برسه، اما مطالبه عدالت متوقف نخواهد شد.
#دادخواهی_مسعود_مسجودی
با گذشت چند ماه از کشتار معترضان در دی ماه ۱۴۰۴ هنوز ویدئوهای جدیدی از این جنایت منتشر میشود. در این ویدئو مردی بر بالای یک پیکر داخل کاور میگوید: بر باعث و بانیاش لعنت و در پاسخ به دعوت به احتیاط و محافظهکاری میگوید: آب از سر ما گذشته!
یقین دارم که حتی ۱٪ از بینندگان ایران اینترنشنال براشون سوال پیش نمیاد که چرا شاه عربستان و قصاب روزنامه نگاران، باید یک میلیارد $ پول خرج پروموت کردن پسر دیکتاتور سابق ایران بکنه.
بهرام زاهدی ۴۲ سال داشت، پدر دو فرزند بود. مجتبی قربانی نیز ۳۳ سال. بر سر کوچهایی در دروازه لاکان رشت ایستاده بودند و تنها تماشا میکردند. نه سلاحی داشتند، نه مسجدی را آتش زدند. برای حکومت جنایت و خون تفاوتی نمیکرد. کشتن آدمها خیلی وقت است برایشان از آب خوردن آسانتر است.