اگر بدونید وقتی با هزارتا بدبختی میام کانکت میشم به این توییتر لعنتی و بعد میبینم یه سری از شما برای چهارتا هواپیمایی که ۴۰-۵۰ سال عمر دارن دارید گریه میکنید چقدر حس بدی بهم دست میده. خیلی بی شرفید.
یک روز زندگی در ایران آزادی که خرابه شده باشه بهتر از ۱۰۰ سال زندگی با آخونده.
دروغهایی که با جوهر نوشته میشوند،
هرگز نمیتوانند واقعیتی را که با خون نوشته شده، پنهان کنند…
سلام از تهران!
با دهان پر از خون و رخت سیاه عزای خواهران و برادران مظلومم و
فریاد دادخواهی که خاموش نخواهد شد…
با خودم عهد کرده بودم حتی اگر وصل شدن اینترنت شش ماه هم طول کشید بمحض وصل شدن بنویسم.
منبع اخبار حداقل برای من و اطرافیانم این ده روز اینترنشنال و گاهی ناچارا BBC بود.
قبل از قطعی نوشته بودم بیبیسی شبکه افق شعبه لندن است الان میخوام بگم از اون هم حرومزادهتر و پفیوزتر است.
خانم دکتر مکرمی، پزشک متخصص بیماریهای عفونی، که در جریان اصابت موشک به زندان اوین دچار جراحت شدید شد، در متنی که در اینستاگرام منتشر کرد نوشت که این زندانیان بودند که با وجودی که میتوانستند بروند (فرار کنند)، ماندند و جان او را نجات دادند.
«چه کسانی نجاتم دادند؟ زندانیان؛ همانهایی که روزی درمانشان کرده بودم. مرا به گوشه دیوار کشاندند، نیمه جان بودم. برایم آب آوردند، پتو آوردند، پایم را آتل بستند. خونهای صورتم را پاک کردند، شیون میکردند و مرا در برانکارد گذاشتند، ترسیده بودم، گفتم منو تنها نگذارید. صدایی گفت: تو آبجی ما هستی، معلومه که تنهات نمیذاریم. میتوانستند بروند، ولی نرفتند، کمکم کردند، نجاتم دادند.تشکر ویژه از زندانیانی که نجاتم دادند و نامشان را نمیدانم و تشکر از دکتر موحدی که تنهایم نگذاشت.»
ـ شرافت زندانیان سیاسی که ایستادند و به مجروحان کمک کردند، ستودنی است. اما حکومت روی آنها اسلحه گرفت، دست و پایشان را زنجیر بست و مثل اسرای جنگی آنها را به زندانهای دیگر منتقل کرد.
#زندان_اوین #انسانیت #شرافت #یاری_مدنی_توانا