از زنایی که چون پوشش سر ریسکش کم شده و امثال ماها خطرشو به جون خریدیم شال رو انداختن ولی گه پوششهای جسورانهتر رو میخورن متنفرم.یه مشت ترسو و سودجو که کمک نمیکنن هیچ،همیشه سنگ اندازی هم میکنن بعد که خطر رفع شد نفع می برن.
یک کمونیست به سیبری رفت و گفت: «اگر نامهام آبی بود راست میگویم و اگر قرمز بود دروغ.»
نامهاش با جوهر آبی رسید: «اینجا همهچیز عالی است! غذا، مسکن و آزادی فراوان است؛ فقط تنها مشکلی که داریم این است که خودکار قرمز گیر نمیآید!»