راهنمایی عادت داشتم عکس خمینی رو از همه کتابام پاره میکردم
مدیر فهمید و خبرش رسید قراره بیاد سرکلاس کتابارو چک کنه و هر کی کتابش عکس نداره اخراج کنه
خودمو زدم مریضی زنگ تفریح موندم کلاس و عکس و از کتابای همه بچه ها پاره کردم
اومد چک کرد دید کتاب هیچکس عکس نداره سکوت کرد رفت بیرون
بعد اون دیگه هر سال همه پاره میکردن و ترسشون ریخته بود
گربهها واقعا شگفتانگیزن، یه موجودی ترکیب از پلنگ و ببره که کوچولوعه جای جیششو از ادمیزاد بهتر بلده، محبت میکنه، میرینه تو کلهت و دمم داره. عاشق تمام گربههای جهانم.
دختر نوجوون اومده با علائم گاستریت (درد معده) مامان خرش اومده جلو من با چشم و ابرو میگه خانوووم دکترررر از این که همش سرش تو گوشیه نیست؟ جواب شو ندادم دوباره تکرار کرد گفتم نه خانوم نیست. از استرسیه که تو خونه بهش وارد میشه. خفه شد. دختره لبخند زد و تشکر کرد.