چیزهایی که از شیفت اولم یاد گرفتم:
۱-نوت شب رو باید زود بذارم که مریض نخوابیده باشه بتونم معاینهاش کنم
۲-بهتره روز قبل کشیک نرم جنگل و زانو و ساعت خوابم رو به چالش نکشم
۳-بهترین بخش کشیک خواب فرداشه
>>>>
امروز سیفونمون خراب شد و گریه کردم، به سارا گفتم بهم زنگ بزنه، غر زدم و برام بارون درختنشین خوند و قرار شد جمعه قدم بزنیم و حرف بزنیم و دوباره توی نور بنفش زیر ستارههای سبز برقصیم.
استاد میگفت این مشکل در بارداری = مرگ مادر.
اون مشکل در بارداری = مرگ مادر. مرگ مادر، مرگ مادر، مرگ مادر. بعد اصغر از دوقوز آباد معتقده حق مادر و پدر بر سقط جنین ۵۰-۵۰ ئه چهبسا حتی مرد هم بیشتر.
همسایمون آیفونو زد گفت «ببخشید میشه بیایید با ما بازی کنید؟» و من بهش گفتم «من بزرگم بازی نمیکنم»
بزرگم و الان مهر اینترنتیم رو با قسط اسنپ پی سفارش دادم که توی کارتم انقدری پول بمونه که شیر بخرم و باید بشینم ترومای گردن و ضایعات نخاعی رو بخونم
چرا برم کتابخونه؟🤡
میمونم خونه🤡 هم به کارهای خونه میرسم🤡 هم پول ناهار و رفتآمد نمیدم🤡 هم در زمانم صرفهجویی میشه🤡 هم ظهر میتونم برم «یه نیمساعت»🤡 درست تو تختم بخوابم و با «انرژی بیشتر»🤡 برگردم سر کار.🤡🤡🤡