Writer. Particularly, interested in learning, thinking & writing about intellectual and philosophical issues. Advocate of free, independent & democratic Iran.
توییت قبلی که پین شده بود برداشته شد چون آمازون دیگر کتاب فارسی در وبسایت خود ارائه نمیدهد.
کتاب "یادداشتهای کمی فلسفی برای اندیشیدن" شامل ۴۴ یادداشت و در ۳۰۶ صفحه اکنون در دسترس عموم است. لینک دریافت کتاب بطور رایگان بر روی گوگل داکز:
https://t.co/ts5Pf5Qoni
دریافت کتاب "در ماهیت دموکراسی" بطور رایگان گوگل داکز:
https://t.co/u3a4BXOwLY
🚨 #BREAKING Wednesday, 15 July 2026
A newly released video from Unit 2 of #GhezelHesar Prison in Karaj shows prisoners continuing their sit-in and hunger strike for a third consecutive day in protest against executions.
The footage shows one prisoner in serious physical distress after days without food. The prisoners have refused prison meals and remain on hunger strike, demanding an immediate halt to executions.
#StopExecutionsInIran #Iran #HumanRights
For decades the Iranian Resistance has warned the world about the IRGC, and after sixteen years of my own campaigning in Parliament, Britain has finally proscribed it as a terrorist organisation. A victory for every person who has suffered under this brutal regime. #FreeIran
استاد اولیاء هم رفت! او مجسمه ساز و هنرمندی بزرگ بود و آثاری بیادماندی را بیادگار گذاشت.
مهمترین اثر او اما تعهد خلل ناپدیرش به مردم ایران و آزادی آنها بود.
او با مقاومت ایستاد و با مقاومت جاودانه شد!
فقدان دریغانگیز استاد برجسته مبارز و هنر، رضا اولیا که امروز پنجشنبه ۱۸تیر در ایتالیا بدرود حیات گفت را به مسئول شورا و اعضای شورای ملی مقاومت ایران و جامعه هنرمندان آزادیخواه و متعهد ایران تسلیت میگویم.
او نمونهیی والا و کمنظیر از هنرمندان مبارزی بود که نام آنها در تاریخ هنر ایران زنده و ماندگار میماند.
ایستادگی رضا اولیا بر سر اصول و پایبندی به مرزبندیهای انقلاب دموکراتیک مردم ایران علیه شاه و شیخ، زبانزد اعضا و یاران و هواداران مقاومت و موجب مباهات بود. از این بابت او بهواقع استاد و آموزگاری برای نسل هنرمندان جوان است.
با باورها و سنتهای فرهنگی باقیمانده از گذشته چه باید کرد؟
برخیها با پیچاندن هاله ای از ترقیخواهی بدور خود، چنان به برگزاری مراسم محرم توسط #سازمان_مجاهدین_خلق_ایران میتازند، که گویی آنها گناهی نابخشودنی مرتکب شده اند!
آیا دوری گزیدن و تحقیر فرهنگ و سنتهای ملی و مذهبی یک جامعه نشانه ترقیخواهی و روشنفکری است، یا نه در خوشبینانه ترین حالت نشانه کج فهمی و قشری اندیشیدن است؟
هر ملتی یک تاریخ دارد. تاریخی که به او هویت و تشخص میدهد. در دل این تاریخ، فرهنگی خاص با مجموعه ای از باورها و سنتهای خوب و بد بتدریج شکل گرفته و نهادینه شده است، و آن ملت هویت خود را با آنها تعریف میکند.
با این مجموعه چه باید کرد؟
آیا باید آن را دور ریخت؟
یا نه باید آن را به عنوان سرمایه ملی دید و به پالایش و بهینه سازی آن پرداخت؟
آیا آن باورها و سنتهایی که دیکتاتورها با تفسیرها و روایت سازیهای دلخواه خود، از آنها سوءاستفاده کرده و با انتساب خود به آنها تلاش دارند آنها را تصاحب کرده و برای حاکمیت خود مقبولیت بسازند، را باید به بهانه مبارزه با دیکتاتوری رها کرد و بدست آنها سپرد؟
در چنین صورتی، در ایران که دیکتاتوریهای شاه و شیخ هر کدام با روایت سازیهاهای مخدوش تلاش کرده اند بخشهای اصلی فرهنگ ما را تصاحب کنند، از آن چه باقی میماند؟
آیا بدلیل سوء استفاده آخوندها از باورها و سنتهای نهادینه شده شیعی در ایران و سوء استفاده خاندان پهلوی از باورها و سنتهای ایرانی باقی مانده از پیش از اسلام، باید همه آن باورها و سنتها را رها کنیم؟
در چنین صورتی از فرهنگ ما چه چیزی باقی میماند؟
به نظر نگارنده، رها کردن سرمایه های فرهنگی یک کشور و سپردن آن بدست حکومتهای استبدادی، علامت روشنفکری و ترقیخواهی نیست، علامت بی هویتی، تاریک فکری و قشریگری فکری است!
به نظر میرسد در این مورد سه نوع برخورد میتواند وجود داشته باشد.
یک- برخورد واکنشی و عکس العملی: حاصل آن ضدیت کور و نفی
دو- برخورد کنشی و جانبدارانه: حاصل آن پذیرش بدون چون و چرا
سه- برخورد علمی و نقادانه: حاصل آن حفظ آن همراه با بازنگری، ارزیابی مجدد، و در صورت نیاز پالایش، به قصد استخراج جوهره مبارزاتی و اخلاقی آن
برای ارزیابی برخورد اول باید به چند سوال پاسخ دارد:
آیا حرکات و برخوردهای واکنشی مبتنی بر خرد و شناخت هستند یا خصلتی احساسی و خودبخودی دارند؟
آیا واکنشهای احساسی میتوانند منشاء تغییر پایه ای و جهت دار باشند؟
آیا قانون عمل و عکس العمل در جامعه و تاریخ هم صادق است؟
به نظر نگارنده برخوردها و حرکات واکنشی، از آنجا که تابع احساسات میباشند و بنابراین خصلتی طبیعی و خودبخودی دارند، نمی توانند تابع منطق و خرد بوده و خصلتی آگاهانه و مبتنی بر شناخت و اختیار داشته باشند. بنابراین برخورد علمی محسوب نمیشوند. چنین برخوردهایی بیشتر تابع قانون عمل و عکس العمل هستند و خصلتی جبری، خودبخودی و بیرون از دایره شناخت علمی دارند.
بنابراین میتوان گفت که چنین برخوردهایی، هر چقدر هم که در زرورق مدرنیسم، ترقیخواهی، انقلابیگری و روشنفکری پیچانده شوند، در ذات خود یک واکنش طبیعی محسوب شده و خصلتی خودبخودی و جبری دارند. درست به همین دلیل، چنین برخورهایی، هر چند هم که تند و تیز و ظاهرا رادیکال باشند، خصلتی منفعلانه دارند و ارتجاعی محسوب می شوند. باورمندان به چنین برخوردهایی نمیتوانند بعنوان یک عامل مختار، فعال، کنش گر و تغییر دهنده وضعیت موجود، وارد معادلات تغییر جامعه شود، چرا که کنش آنها خود تابع و زاییده کارکرد قوانین خودبخودی و جبری حاکم بر روابط انسانی میباشد. پس کنشگری آنها منشاء تغییرات نیستند بلکه حاصل آن می باشند و حتی ممکن است در خدمت حفظ وضعیت موجود قرار بگیرند.
به نظر نگارنده برخورد اول و دوم، هرچند در ظاهر متضاد به نظر میرسند، در ماهیت خصلتی یکسان دارند. چرا که هر دو آنها در یک چارچوب طبیعی و خودبخودی دست به کنش و واکنش میزنند. میتوان گفت که برخورد هر دو آنها بیش از آنکه بر اساس شناخت باشد، مبتنی بر احساس، یعنی حب و بغض و عشق یا نفرت، میباشد با این تفاوت که یکی آن را می پذیرد و به آن عشق میورزد و دیگری آن را نفی کرده و به آن نفرت میورزد. بنابراین هر چند ایندو ظاهرا برخوردی متضاد با یک پدیده دارند اما تا آنجا که مربوط به نحوه تنظیم رابطه با آن پدیده میشود، آنها طرز برخورد و تلقی یکسانی را تعقیب میکنند. آنها همان روایتهای غالب و ساخته شده توسط حاکمیت دیکتاتور را می پذیرند ولی یکی آن را نفی میکند و دیگری آن را می پذیرد.
برخورد سوم برخوردی ملی، اصولی، علمی و مسئولانه است. تا آنجا که نگارنده میفهمد سازمان مجاهدین خلق ایران نشان داده که برخورد سوم را مبنای کار خود قرار داده است.
این برخورد نه مبتنی بر نفی است و نه مبتنی بر اثبات، بلکه مبتنی بر شناخت و فهمیدن است. شناختی که کمک میکند تا مفاهیم و معانی مبارزاتی و انسانی نهفته در باورها، سنتها و فرهنگ ملی را کشف و استخراج کرده و در تغییر شرایط موجود جامعه بکار زده شوند.
رضا شمس
هیجده تیر هزار و چهارصد و پنج
برای گفتن از جنایات خامنهای ۱ دقیقه اصلا زمان محسوب نمیشود! و رنج شخصی من در مقابل رنج میلیونها انسان در ایران که هر یک بگونهای جنایات خامنهای را تجربه کردهاند، چیزی نیست. دادخواهی برای من قبل از هرچیزی برای صدها صدها زنی است که در زندان دیدمشان!
برای مادرانی است که حتی قبری برای گریستن برای فرزندانشان ندارند!
خلاصه ما برای یک ایران دادخواهیم!
@VOAfarsi@Fahimehkhezr
👉On Dutch TV, Reza Pahlavi called his father "one of the best leaders Iran ever had," and when asked to condemn SAVAK, torture, or executions, he dodged!!
Millions of Iranians didn't overthrow "one of the best leaders." Unless torture, SAVAK is what he calls great leadership.🤥
#No2ShahNo2Mullahs
@Nieuwsuur@MTweebeeke@nieuwsuurbot@wol@eelcobvr
استفاده ابزاری از تحلیل برای جا انداختن خطوط سیاسی معین و از پیش تعیین شده،
با تحلیل به قصد فهم شرایط سیاسی یکی نیست.
آنچه بیشتر در رسانه های فارسی، و بطور ویژه در اینترنشنال، رواج دارد اولی است.
They banned our rally today, the French government chose appeasement over freedom. But history doesn’t belong to the comfortable, it belongs to people like us, the generation that will destroy the mullahs’ regime and every dictatorship standing in our way. NOTHING CAN STOP US 🔥✌🏼
#100KFreeIranRally
🚨 Paris Free Iran 2026 Rally Update
• More than 50 participants were arrested after being beaten by police. However, amid widespread public outrage over the crackdown, all detainees were released by Saturday evening.
• At least 12 protesters were injured, while dozens more sustained injuries during clashes with police.
• One demonstrator suffered a broken arm after being struck by police and was hospitalized.
• Thousands of participants spontaneously moved to different locations across Paris and continued their protests and chants. Gatherings were reported at Place de la Bastille, Place de la République, and Trocadéro.
واقعا خواندنی است:
*از کتاب تاریخ بیستسالۀ ایران، ج۸، مکی، به نقل از کسروی:
-کسروی مینویسد؛ «در این ۴ سال که دورۀ آزادی و دموکراسی نامیده میشود، ایران بهطور محسوس و آشکار دچار ارتجاع گردیدهاست.
سینهزنی و قمهزنی و این قبیل اعمال هولناک ماه محرم دوباره آزاد گردید. گرمابههای نمره را بسته، خزینههای عمومیِ سراپا کثافت را که بستهبود، باز کردند.
شاه (محمدرضا پهلوی) بار دیگر در درگذشت بزرگان دین مراسم سوگواری برگزار میکند و بهمسجد میرود و ختم آیتالله اصفهانی را میچیند...
چادر و چاقچور و دعانویسان و رمالان و شفایافتگان امامزادهها و بهاییکشی و یهودیآزاری دوباره بهجامعه باز میگردد، آنهم در برابر چشمان دولتیان و با کمک و همدستی آنان.
واقعۀ شاهرود مرداد ۱۳۲۳ خورشیدی در تاریخ ایران نقطه ننگی است؛ آمدند و کشتند و بردند و غارت کردند. بهدستور على سهیلی (نخستوزیر وقت)، تدریس شرعیات و عمل بهآداب دینی، برنامههای آموزشی با نظر یکنفر مجتهد جامعالشرایط اجرا میشود و مکان پسران از دختران در مدارس تفکیک میگردد...!»
و عقربههای زمان را دوباره بهعقب باز گرداندند.
این سیاست؛ آزادی و تجددگرایی نبود، تنها هدفش بازگرداندن قدرت بهروحانیت و میداندادن و دخالت آنان در سیاست و حکومت بود. نمونهای از رفتار آنان را در نامهای که ساعد مراغهای، نخستوزیر وقت به سیدِ گدایی داده را بخوانید؛
کسروی در بارۀ این نامه میگوید؛
«مردی با تنی توانا و گردنی ستبر به گدایی و مفتخوری پرداخته، شال سبز به سر میپیچد، سوار اسب میگردد، به شهرها میرود، ادارهها را میگردد و بهنام آنکه شفایافتۀ حضرت عباس است، پولها از مردم میگیرد... ساعد نخستوزیر بهجای آنکه این مرد را بهدادسرا فرستد و بهنام ولگردی کیفر برایش خواهد، فرمان گدایی به دست او میدهد و به کارکنان دولت میسپارد که در سفرهای گدایی او، در هنگام عبور، هر نوع مساعدت و کمک را به او بنمایند!
شما نیک اندیشید که آیا ساعد به حضرت عباس و شفادادن او باور دارد؟!
شما بیگمان باشید که ساعد و همدستان او نقشۀ بسیار بزرگی دربارۀ این کشور دارند و این یکی از خواستهای ایشان است که این کشور پُر از گدا و روضهخوان و درویش و مفتخورهای پَست باشد که تودۀ ایران در دیدۀ بیگانگان خوار باشد که آن را شایستۀ آزادی ندانند و همیشه اختیارش را بهدست ساعدها و هژیرها بگذارند.
#نه_شاه_نه_شیخ
نتیجه سیاست مماشات غرب با رژیم جنایتکار آخوندی، اعدامهای گسترده بویژه زندانیان سیاسی مجاهد در داخل و ضرب و شتم ایرانیان آزادیخواه در خارج کشور که برای محکوم کردن اعدام به تظاهرات آمدهاند.
#نه_شاه_نه_شیخ#Endappeasement#OurChoiceMaryamRajavi
مقامات فرانسوی مدعی اند که بدلیل تهدیدات تروریستی و بمب گذاری از سوی رژیم ایران و #ساواک رضا پهلوی #تظاهرات سی خرداد شورای ملی مقاومت ایران در پاریس را یک روز پیش از برگزاری آن ممنوع کرده اند.
آیا وظیفه پلیس و مقامات امنیتی این نبود که بجای ممنوع کردن تظاهرات و زیر پا گذاشتن حق دمکراتیک مقاومت ایران، تمهیداتی می اندیشیدند تا امنیت تظاهرات را تامین کنند؟
آ یا بدلیل تهدیدات دیکتاتور ها که همواره وجود خواهد داشت، میتوان دمکراسی را تعطیل کرد؟
یک نکته جالب در مورد تظاهرات دیروز که این سطل طلبان و ساواکشان و ماله کشان نظام نمیفهند این است که پلیس فرانسه در بیانیه رسمی خودش دلیل لغو تظاهرات یاران مقاومت را تهدیدهایی که از طرف رژیم ایران، سلطنت طلبان و ساواکیها در مورد گذاشتن بمب و حمله تروریستی به تظاهرکنندگان اعلام کرده.
یعنی هر دو جناح #شاه_شیخ تروریست هستند.
و حتما بخاطر شواهدی که دارند به دنبال افرادی که مظنون هستند ودر این دو جناح بسر میبرند خواهند رفت.
این تویتها وپستهای تهدید امیز مورد بررسی قرار خواهد گرفت و اون صاحبان اکانتها منتظر باشند که دیر یا زود به سراغشان خواهند رفت. پس به نفعشون هست که به جای تهدید ما جلوی کارهاشون را بگیرند.
متن اطلاعیه شورا را بخوانید
🔴خروش ایرانیان آزاده و یاران شورشگر در پاریس با شعار:
شورشی، جنگاور حاضر، حاضر تا آخر
که بار دیگر عزم و ارادهٔ خود را برای ادامه راه یعنی آزادی و رهایی مردم ایران نشان دادند و اثبات کردند که در هیچ شرایطی از هدف خود که همانا سرنگونی رژیم آخوندی است کوتاه نخواهند آمد و دست رد بر سینه مماشاتگران و دیکتاتورها اعم از شاه و شیخ خواهند زد و بر سر آرمان آزادی مردم ایران با کسی شوخی ندارند و کوتاه نخواهند آمد!
و اینرا از یاران شورشگرشان در زندان آموختهاند.
#نه_شاه_نه_شیخ
#OurChoiceMaryamRajavi