اواسط دهه هفتادو همزمان با مرگ علی حاتمی طرحی به قلم #ایدین_اغداشلو روی جلد مجله فیلم چاپ شدکه تصویر حاتمی بود وآغداشلو کنارامضاوسال تولدش سال مرگ خودش روهم پیش بینی کرده بود ۳-۴ سال بعدهمون تاریخ(یک جور شوآف افسردگی از مرگ رفیق مثلا). کاش پیش بینیش درست بودو همون سالها میمرد.
کتاب "گاماسیاب ماهی ندارد" از ۹۳ که خریدم توی کتابخانه خاک میخورد، پریشب قبل از ماموریت گذاشتم توی ساکم که این دوشب بخونم و دیشب تا نیمه هاش رسیدم وامروز شنیدم نویسنده اش کشته شده... بعد از این همه سال چه چیزی من رو سمت این کتاب و اسماعیلیون برد؟ درست یک شب قبل از مرگش؟
طرح فیلمنامه:
پسری با زنی دیگر به لاریجان میرود. آنجا بهشان جا نمیدهند و میگویند عقدنامه بیار. آنها چادر میزنند و شب در چادر میخوابند. گرگ میآید و زن را میبرد. پسر، فردا مستاصل است که چهطور باید به کلانتری خبر بدهد؟ اگر گفتند عقدنامه کو؟!
پسر، خیره به دماوند.
تیتراژ