تحلیل کامل و جامع از جنگ:
بخش اول: مقدمه و حواشی پیش از جنگ!
دیروز قول دادم که تحلیل کامل از جنگ بکنم و بگم که بچه های ایران در دفاع از آب و خاک شون چه فداکاری کردند! از اونجایی که این توییت قراره، تحلیلی، تفسیری و آسیب شناسی، همراه با نقد فنی جنگ باشه، در چندین بخش منتشر خواهد شد. تا هم شما حوصله خوندن داشته باشید و هم من بتونم دقیق و با جزییات براتون توضیح بدم! در مورد جنگ، بعضی از مطالب رو قبلا جسته گریخته، در طول ۱۰۰ روزه گذشته براتون نوشتم، اما این رشته توییت کامل تر، جدیدتر و اختصاصی تر هست. یک فصل جدید و تعریف جدیدی از جنگ رو ارائه میده. پس با حوصله بخونین! منم تا اونجایی که امکان داشته باشه، ساده تر توضیح میدم و زیاد وارد مسائل فنی جنگ نمیشم.
البته بخش تحلیلی و راهبردی هم خواهد داشت تا یک تصویر دقیق و منسجم از جنگ رو براتون نشون بده!
اما فعلا به بخش اطلاعات در دوران قبل از جنگ می پردازم!
جنگ ۳ بخش اصلی داره.
اطلاعات- پدافند- آفند.
اول به بخش اطلاعات می پردازیم. وقتی ارتش های غربی، سربازان آمریکایی، اروپایی، در قالب ائتلاف ناتو به کشورهای منطقه می اومدن تا رزمایش مشترک با کشورهای عربی برگزار کنند، ردپای اطلاعاتی به جا میگذاشتن!
اولا در ارتش های کشورهای عربی، هزاران سرباز شیعه وجود داشت که با این سربازان غربی، رزمایش برگزار می کردن. از بین هزاران سرباز شیعه، آیا واقعا جمهوری اسلامی نمی تونست چند نفر رو جذب کنه!؟ تا براش از نوع سلاح ها، تاکتیک رزمایش ها و نحوه عملیاتشون، اطلاع بده یا از تعداد نیرو، فرماندهان و افسرانشون، اطلاعات بگیره!
این سربازان ناتو، بعد از رزمایش می رفتند به هتل ها و رستوران های لاکچری! با پول کی؟ با پول همون کشورهای عربی که میزبان شون بودن! به نظرتون ماموران اطلاعاتی ایران، نمی تونستن در بین هتل داران، گارسون ها نفوذ کنن یک انعام خوبی بهشون بدند و اطلاعات دقیقی از رفت آمد نیروهای بیگانه رو جمع آوری کنن؟!
حالا میرسیم به جنگ! اگه یادتون باشه، بعد از زدن پایگاه ها توسط موشک، ایرانی ها، هتل ها رو دقیق با پهپاد میزدن!
این اطلاعات دقیق، حاصل سالها همکاری، نفوذ، جاسوسی، جذب نیروهای اطلاعاتی بود. با نفوذ در بین شیعیان منطقه و ایضا سربازهای کشورهای عربی که قبلا با ناتو رزمایش مشترک برگزار کرده بودند!
از رانندگان تاکسی که این سربازان خارجی رو سالها جابجا کرده بودن! تا هتلداران و رستوران دارانی که سالها به این ها سرویس ارائه داده بودن!
وقتی جنگ شروع شد، ایران کور و کر نبود، از سالها قبل، کوهی از اطلاعات رو جمع کرده بود و عوامل میدانی اش، سایه به سایه، رفت آمدها، جابجایی نیروها و اماکن رو شناسایی می کردن، و اطلاعات لحظه ای دقیق به پایگاه های نظامی ایران منتقل می کردن.
فارغ از اینکه، گروه های سایبری هم قبلا فعال بودند و همه عملیات ها با اطلاعات دقیق تیم های سایبری و عوامل میدانی انجام می شد!
جالبه که سازمان های اطلاعاتی غربی، اون زمانها به این چیزهای ساده فکر نکرده بودن! حالا که با این جنگ، این اطلاعات سوخته رو تجربه کردن، حتما بعد از این جنگ، اگه بخان با کشورهای عربی، رزمایش مشترک برگزار کنن، خیلی از مسائل امنیتی رو رعایت خواهند کرد!
ادامه دارد...
@tahlilrahbord حاجی همیشه اولین نفری هستی که به نکاتی اشاره می کنی که بقیه ندیدند. جالبه بعد از شما بقیه تحلیل گرا هم میان این نکات رو به عنوان تحلیل دست اول ارائه می کنند سایه ات مستدام و قلمت مانا🙏
آنچه که گذشت!
خیلی مهم:
پیام اختصاصی از طرف پاکستان به رهبر ایران.
پیام ارسال شد.
محتوا: نمی دانم ولی آن چیزی که مشخص است ظاهرا خواسته های ایران تحقق یافته. به شرطی که سر و صدایش در نیاید! به خاطر انتخابات میان دوره ای مجلس در آمریکا و بستن دهن دموکرات ها و مخالفان ترامپ.
ظاهرا توافق در پشت صحنه.
ایران با بی اعتمادی، گفت: اسراییل رو خواهیم زد تا مطمئن شویم که حرف تان درست است. جون به قول های شما اعتماد نداریم.
ترامپ احتمالا گفت: بزنید ولی محکم نزنید. به پایگاه های ما آسیب نرسانید، بن گورین را نزنید. مراکز انسانی را نزنید، مراکز انرژی و زیرساختی نزنید.
ایران عملیات کرد. دیروز دلایلش را نوشتم که عمده ترین دلیل: تقویت دیپلماسی ذکر کرده بودم و ایضا روحیه بخشی به مردم ایران و حمایت از لبنان.
اسراییل پاسخ داد (بعد من هم دیگر خوابیدم!) بلند شدم دیدم عملیات محدود هست، برای حفظ آبرو و توازن در منطقه.
بعد ایران پاسخ متقابل را داد و ضربه آخر را زد.
نت قطع نشد! سیگنال مهمی بود! که جنگ مدیریت شده است.
اخبار از طریق جریان های اصلی کنترل شده هدایت می شد.
شکل عملیات هر دو تاکتیکی بود.
ترامپ: توییت آتش بس داد.
بحران انرژی از این هفته به قول کارشناسان قرار بود، در سطح زندگی مردم شروع شود، دیگر از مرز بحران عبور کرده بود به خاطر نبود سوخت کافی. فعلا تا این لحظه میلیون ها بشکه از بازار کم شده و تا پایان سال بعد هم جایگزین نخواهد شد.
و به خاطر انتخابات و جام جهانی، پس ترامپ لازم بود توافق کند.
یک هواپیمای اختصاصی وارد ایران شد! احتمالا پول نقد آورده ولی صداش رو در نمیارند!
در خبرها هم گم شد! (حالا قصد تئوری توطئه ندارم).
حالا چه خواهد شد؟
دیپلماسی پینگ پنگ رو قبلا گفته بودم!
جام جهانی نزدیک هست.
احتمالا قبلا هم گفتم: نتانیاهو عفو خواهد گرفت! چون امروز دادگاهش به بهانه جنگ، برگزار نشد.
این احتمالا امتیاز به نتانیاهو بود که ول کند.(حالا ببینیم در آینده چه اتفاقی می افتد!)
ایران با تردید روند را دنبال خواهد کرد و آهسته و پیوسته امتیاز خواهد گرفت و وارد مذاکرات صلح خواهند شد.
جنگ با اسراییل در نسل چهارم جنگ ها باقی خواهد ماند و توافق خواهد شد که اسراییل تا زمانی امن است که در ایران خرابکاری نکند یا به لبنان تجاوز نکند! ( این تحلیل شرایط فعلی است بی شک در آینده باز تشدید تنش خواهیم داشت.)
ایران پیروز جنگ و ترامپ قهرمان صلح معرفی خواهد شد. و هر کس روایت خود را خواهد ساخت.
تا این دوره تمام شود اما همچنان درگیری و تنش، اختلاف و تضاد و حتی جنگ باقی است!
احتمالا آمریکا، اسراییل را کنترل خواهد کرد و روسها به نمایندگی از ایران، به اسراییل تضمین امنیتی خواهند داد که ایران کاری به اسراییل ندارد.
چین از طریق اقتصادی، وزن طرفین را در توازن نگه داشته است.
ایران حزب الله را مدیریت خواهد کرد تا به دوران بعد از جنگ ۳۳ روزه بازگردیم!
فعلا ممکن است دو سه روز آنجا درگیری باشد!
سید علی حسینی خامنه ای هم در ماه محرم دفن خواهد شد.
آیا داستان تمام شد؟ خیر. ادامه خواهد داشت.
این تحلیل تا این لحظه بود.
همه چیز از نامه به مجتبی خامنه ای شروع شد و با فرود آمدن بک هواپیمای اختصاصی به پایان رسید!
ظواهر این را نشان می دهد، اهل تئوری توطئه نیستم!
ریتوییت هم کنید و منشن هم بزارید که اکانت ما فعلا حفظ بشه. تا بریم به پیام رسان های داخلی.
سپاس.
چگونه موساد، جامعه مدنی، اپوزیسیون و رسانههای ایرانی را تسخیر کرد و فضای مجازی را به کنترل خود درآورد و اپوزیسیونسازی کرد؟
قسمت دوم:
این رشته توییت خیلی مهمه پس وقت بگذارید با حوصله بخونین.
در این بخش بیشتر به جنبه عملیاتی و شبکهسازی میپردازم.
در بخش اول دیدیم که موساد چطور از رادیو به ماهواره، بعد به شبکههای اجتماعی رفت و با شناسایی دقیق آسیبهای جامعه، گروههای هدف رو تقسیمبندی کرد. حالا بریم سراغ اینکه این نفوذ چطور به شبکهسازی واقعی و کنترل رفتار تبدیل شد.
در دو دهه اخیر، یکی از هوشمندانهترین کارهایی که موساد کرد، استفاده از پناهندگان بود. ایرانیهایی که به خاطر مشکلات اقتصادی، سیاسی یا حتی شخصی از کشور خارج شدن، تبدیل به مخزن عظیمی از اطلاعات و نیروی بالقوه شدن. بسیاری از این افراد ناراحت و خشمگین بودن و موساد با دادن تریبون، ویزا، کمک مالی یا حتی وعده دیدهشدن در رسانههای بزرگ، اونا رو به سمت خودش کشید.
این اتفاق از سال ۸۸ به بعد پر رنگ تر شد و ایستگاه های موساد، بخصوص در کردستان عراق و ترکیه و کشورهای اطراف ایران، به جذب پناهجویان پرداخت. بعضی از کسانی که امروز با شعار جاوید شاه، در خیابان های لندن، برلین و لوس آنجلس و تورنتو و ... آرامش و آسایش عمومی را به هم ریختن، محصولات این دوره از مهاجرت ها هستن.
بجز پناهجویان، صاحبان شرکت های مهم هم که گاه برای گرفتن ویزا به دبی می رفتند، توسط موساد شکار شده و با آن همکاری کردند. وزارت اطلاعات گاها مستندهایی از عملیات ضد جاسوسی خود را پخش می کرد که خیلی ها باور نمی کردند، اما گذشت زمان ثابت کرد که ادعاهایی که دستگاه امنیتی مطرح می کرده، دروغ نبوده و این فقط بخشی از یخ روی قله ای بود که از زیر آب بیرون زده بود!
تا یادم نرفته در مورد پناهجویان این نکته هم اضافه شود که جذب جاسوس از مناطق مرزی : مثلاً اکانتهای تجزیهطلب (کرد، بلوچ، عرب، آذری) که گاهی واقعاً دغدغه قومی داشتن، اما گاهی هم با رانت رسانهای و پول، تبدیل به ابزار دوقطبیسازی شدن. هر اعتراضی در یک استان مرزی، فوری به سطح ملی و بینالمللی کشیده میشد. این کار دو فایده داشت: هم اطلاعات دقیق از داخل کشور جمع میکردن، هم جامعه داخل رو نسبت به هم بیاعتماد میکردن. این هم بخشی از پروژه موساد بود.
ادامه در منشن بعدی.
چگونه موساد، جامعه مدنی، اپوزیسیون و رسانه های ایرانی را تسخیر کرد و فضای مجازی را به کنترل خود درآورد و اپوزیسیون سازی کرد؟
قسمت اول:
این رشته توییت خیلی مهمه پس وقت بگذارید با حوصله بخونین. منم سعی می کنم کوتاه و در قالب رشته توییت بنویسم، در چند بخش که حوصله خوندن داشته باشید و راحت بتونین به اشتراک بگذارید.
در این توییت وقتی به افراد یا سلبریتی ها می پردازم، یا به برخی جریان ها اشاره میکنم، مثلا: زن زندگی آزادی، قصد برخورد شخصی و تخریب رو ندارم. پس بدون تعصب و سوگیری بخونین.
در ضمن به مسئله نفوذ و اوایل انقلاب و نقش ساواک در شکل گیری دستگاه های امنیتی ایران، اشاره نمی کنم فقط به این دو دهه ای می پردازم که شبکه های اجتماعی ظاهر شدند و ارتباطات وسیع تر و گسترده تر شدن.
اخیرا موساد یک گزارش از عملیاتی که در ایران انجام داده رو منتشر کرده تا قدرت اطلاعاتی و نفوذ خودش رو نشون بده. این متن در زمانی منتشر میشه که رییس موساد باید عوض بشه و یک فرد جدیدی این مسئولیت رو بر عهده بگیره. من به این مقاله کاری ندارم چون اکثرتون این متن رو خوندین و در موردش رسانه ها کار کردن. اون چیزی که من میخام بهش اشاره کنم فراتر از این داستان هست.
ادامه در منشن بعدی
@tahlilrahbord عالی بود مثل همیشه بدون حب و بغض واقعیت محض رو نوشته بودید خیلی برام جالبه که وقتی برای یه گوساله ای مثل علی حسین کامنت می گذارید از جون ودل مایه می گذاری و مثل یلدوزر ازروش رد میشید اما وقتی تحلیل هاتون رو می خونم متوجه میشم کاملاسعی می کنید که گرایشهای سیاسی اتون توش اعمال نشه