بدون #سنت_فكرى نميشه مستقل بود، سنت فكرى سنت زيستنه، نه حرف فقط زدن؛
مستقل بودن يعنى قدرت نه گفتن، يعنى توان ايستادن بر باور و تحليل.
بيرون از سيستم وجود نداره ولى، ميشه در حاشيه نشست، ميشه خارج از شابلن هاى موجود قدم برداشت.
شايد بايد براى اين موقعيت تلاش كرد و بدنبالش بود.
حضور ما در آیین نماز بر پیکر شهیدت که به دست اشقی الشقیا به شهادت رسید و ترور شده است، برای کسب فیض و توفیق برای دل مضطر خودمان بود و بیعت با تو ای اولیاء الله، بیعتی با حسرت از دیروزی که غافل بودیم و معطوف بر بیعت با آقاسیدمجتبی؛
بیعتی مصداق «و رزقنی البرَاءة منْ أعدائكُم»
اولین اقدام و کار «رسانه» برای جلوگیری ازین خوانشهای غلط - که باعث گمراهی اذان در همه سطوح و به خصوص «نخبگانی»ست، تعریف دقیق و عینی معانیست.
پروژه «شکدم» در بهترین حالت جاسوسی است ولی نفوذی؟ مصداقش میشود «کشمیری» و امثالهم؛ تفاوت این دو باهم بسیار است و یکی کردنشان غلط.
تقلیل مسئله «نفوذ» به پروژه «کاترین شکدم» و مصادیق لوث «رسانهای» که اینروزها ضریب گرفته، آدرسی غلط برای فهم خودِ «نفوذ» و نفوذی است در یکی کردن جایگاه جاسوسی کردن و نفوذی بودن.
نفوذ در طول زمان و گاه چندین دهه در لایه قدرت جا باز میکند و جاسوسی در یک زمان و مکان مشخص است.
نفوذی را باید در نقاط به ظاهر موجه و غیرقابل ردیابی و غیرمشکوک جستجو کرد و در تصمیمسازیهایی که ریلگذاری مسیر حکمرانی را مخدوش میکند یا باعث خطای شناختی میشود و یا راه را به بیراهه میبرد اما جاسوسی را باید در نقاط حساسی که دارای اطلاعات حیاتی است جویا شد.
از کدیور و میلانی تا حسن عباسی و جلیلی، دوسر طیفی که چند روز از آتشبس نگذشته و هر آن امکان هجوم مجدد وجود داره، شروع کردن به مصادره «امر ملی» و خطکشی انسجامی که مردم با مفهوم وطن پیدا کردن؛
اگر «نخبه»پندارها دست از سر مردم بردارن، خودآگاهی جمعی خودش میدونه چطور متحد بمونه.
بزرگترین پیروزی این جنگ، همبستگی عظیم مردم در راه وطن بود. همبستگیای که نه با "نمایش" که با "سکونت" و "صبر" تحقق پیدا کرد. نه با شعار که با جدینگرفتن شعارها. نه با دوربین و رسانه، که در قطعی نت. کاش این همبستگی واقعی و انضمامی را با نسخهی بزککردهی رسانهای اشتباه نگیرند.
توییت عراقچی، بستری مهیا کرد که دشمن گمان کند ایران قصد پاسخ به حمله آخرش را ندارد و گاردش را پایین آورد تا ایران به وقت گرینویچ حمله طوفانی آخر را انجام دهد.
جای تشکر و لذت بردن از این هماهنگی میان دیپلماسی و میدان در میان جنگ، بدنبال چه میگردید؟ جامعه از رفتارها دیگر خسته شده.
عراقچی در موعد مقرر در خط آخر توییتش با تشکر از نیروی نظامی که تا «آخرین دقیقه به حمله دشمن پاسخ دادند» تشکر کرد. چند ساعت بعد هم معنای تا دقیقه آخر را با ۵موج حمله فهمیدیم.
حالا برخی با حمله به او چند ساعت نگذشته، بر تبل تفرقه میکوبند تا اتحاد مبارک ملی ایجاد شده را بهم بزنند
بعید است این جماعت ندانند که در جنگ و دفاع، فرمانده کل قوا تصمیمگیر ابتدایی و نهاییست؛ چه در صحنه نبرد چه در عرصه دیپلماسی.
عراقچی بدون نظر فرمانده در زمان جنگ هیچ اقدامی نکرده و حمله به او، زیرسوال بردن فرمانده کل قواست و همچنین، بازی در زمین دشمن و شروع مجدد تفرقه در جامعه.
جنگ را اسراییل آغاز کرد و چک آخر را پیش از آتشبس ایران زد؛
تحقیر و شکست رژیم صهیونیستی در غلط اضافه و تجاوزش به خاک ایران، درسی برای تمام کشورهای دنیاست تا بدانند که ملت ایران با همه اختلافات وقتی پای وطن وسط باشد، با هیچکس حتی همزبانان خائن تعارف ندارد.
این روزا همه «ایراندوستان» دلشون میخواد نقشی در دفاع از خاکشون داشته باشن؛
در شرایط حال حاضر مهمترین نقش تک تک ما اینه که به اطرافیانمون «بدیهیات» رو توضیح بدیم:
بگیم «دشمن» کیه؟
«خاک و وطن» چیه؟
و سعی کنیم با رجوع به ریشه معانی «پدافند ذهنی» برای خودمون و اطرافمون ایجاد کنیم.
از زمان حمله روسیه به اوکراین کانال «جنگ پژوهی» بدلیل روایت تخصصیش از جنگ برام جالب شد و سر سقوط سوریه این کانال رو پیگیری میکردم؛
اما در هفته گذشته تغییر لحن و چهرهای عجیب از «رضا خسروی» و کانالش دیدم که بیشتر شبیه اینترنشناله و بشدت سمپات اسراییل شده.
منم توصیه به آنفالو دارم
میگیم حمله رژیم به ایران با هدف تجزیهطلبیه، دلیلش؟
این مصاحبه رو که این حرامی ایرانیکُش کرده بخونید تا متوجه شید که اگر حقوقبشریا با بیانیهشون از حمله اسراییل حمایت کردن قرار جماعتِ جانی کومله با همدستی منافقین جنگ داخلی با نیت تجزیه ایران راه بندازن.
ترجمه فارسی گفتگویم با خانم «گرتا پریویترا» از روزنامه «کوریره دلا سرا»، پرتیراژترین روزنامه ایتالیا
عبدالله مهتدی، حزب کومهله را رهبری میکند؛ حزبی با گرایش سوسیالدموکرات که در سال ۱۹۶۹، زمانی که فقط بیست سال داشت، تأسیس کرد و از همان ابتدا یکی از دشمنان سرسخت جمهوری اسلامی بوده است. او میگوید: «مردم کرد و زنان، اولین قربانیان این دیکتاتوری هستند.»
دبیرکل حزب کومهله کردستان ایران دو روز پیش از حملهی اسرائیل به ایران، به واشنگتن سفر کرده است و میگوید:
«در حال انجام مذاکرات مهمی در سطح بالا با دولت ترامپ، برخی اعضای کنگره و رسانههای آمریکایی هستم.»
برای بیان چه چیزی؟
«برای اینکه بگویم ما، مانند بسیاری از مردم ایران، با غنیسازی اورانیوم مخالفیم و از یک ایران غیرهستهای حمایت میکنیم. همچنین برای آغاز گفتوگویی میان اپوزیسیون ایرانی.»
از بیرون، به نظر میرسد که در ایران هیچ جبهه اپوزیسیونی وجود ندارد که بتواند جایگزین رژیم شود. چنین است؟
«برعکس، جایگزینهایی وجود دارند، فقط دیده نمیشوند، بنابراین کسانی که این کشور را خوب نمیشناسند، آنها را نمیبینند. مشکل اصلی این است که اپوزیسیونها متحد نیستند و ما در تلاشیم تا آنها را به هم نزدیک کنیم. با افراد، احزاب و جنبشهایی در داخل و خارج از ایران در تماس هستم.»
چه کسانی هستند؟
«نمیتوانم اسمی ببرم تا کسی را در خطر نیندازم، اما بعد از رویدادهای اخیر، بسیار امیدوار شدهام. ایران دارای یک جامعه مدنی قوی است که به هیچ وجه از این رژیم جنایتکار حمایت نمیکند. ما همگی آمادهی پایان جمهوری اسلامی هستیم.»
آیا حزب کومهله میتواند جبهه اپوزیسیون را رهبری کند؟
«حزب ما بسیار سازمانیافته است (ما حتی یک شاخه نظامی داریم). ایرانیها میتوانند روی ما حساب کنند، همانطور که در جنبش “زن، زندگی، آزادی” که از کردستان آغاز شد، دیدند. اما من به رهبری یک حزب واحد فکر نمیکنم؛ ما به دنبال یک ائتلاف حزبی هستیم که مردم را در فرآیند گذار به سوی ایرانی آزاد، دموکراتیک و سکولار همراهی کند.»
آیا فکر میکنید جنگ بنیامین نتانیاهو میتواند باعث سقوط رژیم شود؟
«جنگها هیچگاه مفید نیستند؛ فقط قربانی میگیرند. پایان رژیم آخوندی تنها در دستان ایرانیانی است که ۴۶ سال است با آن مبارزه میکنند. با این حال ممکن است از این بحران برای بازگشت به خیابانها استفاده شود.»
و پس از آن چه خواهد شد؟
«گزینههای زیادی وجود دارد. بهترین گزینه، گذار مسالمتآمیز قدرت است. رهبران اسلامگرا باید بفهمند که پایان کارشان فرا رسیده؛ باید استعفا دهند و بروند.»
آیا با شاهزاده رضا پهلوی صحبت میکنید؟
«خیر.»
شما در آمریکا در حال مذاکره هستید. با اروپا چطور؟
«از اینکه اروپاییها در چنین لحظه حساسی اینقدر منفعل هستند، تعجب میکنم. متعجبم که هنوز با ما تماس نگرفتهاند. ایرانیها به حمایت آنها نیز نیاز دارند.»
این خاصیت و روحیه مردم ماست که در وضعیتهای سخت، طنز و کمدی و سوژهسازی رو بشدت جلو میبرن. همین روحیه وسط این شرایط جنگی خیلی کمک کننده فضاست. دم همه این ذهنای طناز گرم که وسط خوندن اخبار خنده به لبمون میارن.
این ادای سانتیمانتال «نه به جنگ» وقتی که به کشورت حمله کردن و دشمن داره هموطنات رو میکشه و کشور در حال دفاع مقابل دشمن خارجیه، معنایی نداره.
خطابم به اون بخش کوچک از جامعهست که هنوز درگیر این شعارای توخالی حقوقبشرین؛ جنگه، یا طرف کشورتی یا طرف دشمن. نه به جنگ یعنی بله به دشمن
تشخیص شرافت و «هموطن»ی واضحه؛ هرکی با هر عقیده و باوری کنار ایران و علیه دشمن متجاوز خارجیه، هموطنه و هرکی که «بههربهانه» حتی بیتفاوته، «دشمن» ایران وکنار متجاوزه حتی اگر به فارسی حرف بزنه.
این بدیهیترین موضوع این زمانهست. یه زمان یسری با همین بهانهها کنار صدام ایستادن.
جنگی وجودی به ایران تحمیل شده که هدفش نابودی و تجزیه ایران است، آنهم توسط کثیفترین و جنایتکارترین نیروهایی که تاریخ معاصر به خودش دیده.
صلحطلبی رمانتیک را بریزید دور. جنگ برای دفاع از وطن در برابر وحوش صهیونیستی و متحدان غربیاش از عادلانهترین جنگهایی است که میتوان جنگید.