یکم از عدس پلو ناهار امروز مونده بود دادم دوست دخترم ببره خونه چون خیلی خوشش اومد، الان خواهرش ویس داده که خیلی خوشمزست و همهاش رو دزدیده از دوست دخترم😭 خیلی خوشحالم الان میپوکم
امروز من اولین نفری بودم که خبردار شدم دوست پسر دوستمون بهش خیانت کرده، توی این پروسه که یکی یکی به بقیه بگم بعد همون باهم به خودش بگیم واقعا یجوری بهم فشار روحی و جسمی وارد شد که احساس میکنم الان دیگه یه جنازه مونده فقط ازم
انقدر کلم کیری میشه هی میگن اینا همش هورمونیه نه آقا من سالم و سرحالم ولی هم موهای دست و پام تیره و زیاده هم استرابری اسکین دارم و نمیتونم زیاد شیو کنم
وقتی دوست دخترم بهم زنگ میزنم دوستاش اذیتش میکنن و بهش تیکه میندازه که چرا زنگ میزنی و مسخرست که بعد از پنج روز دلت تنگ شده و فلان. الان داشتیم حرف میزدیم یهو اینطوری بود که ببخشید دارم میرم پیششون باید قطع کنم. راستش یکم قلبم شکست