زمانی که مردم با دست خالی مشغول مبارزه با دشمن تا دندان مسلح بودند و هستند این جماعت آخرین سنگرشان یا سکوت است یا کتاب خواندن یا صبر!!
تعدادشان زیاد باشد جبر جغرافیایی میسازند و اگر کم باشند که واا مصیبتا پس دموکراسی چه؟! دغدغه وطن داشته باشیم که ما را فاشیست خطاب میکنند! از تضعیف حاکم ستمگر خوشحال بشویم برچسب بیوطنی به ما میزنند و هر مسیری که مردم انتخاب کنند را شروع به تمسخر و سنگ اندازی میکنند
کصمادر هر کسی این روزها کوچکترین زاویهای با مردم ایران، شعار مردم ایران، خواست مردم ایران و پرچم ایران دارد
تا ابد جاوید شاه و پاینده ایران
President Trump should invite Reza Pahlavi @PahlaviReza to meet with him in the Oval Office and then he should invite @elonmusk to the same meeting and announce free @Starlink for the people of Iran until @khamenei_ir falls.
Reza Pahlavi just recorded this direct message to the Iranian armed and security forces.
If that meeting happens this week or next week, knowing that Hezbollah and the IRGC will no longer be getting oil from Venezuela following Maduro’s capture thanks to President Trump, @PeteHegseth, @SecRubio, and also to @netanyahu knowing that Israel provided intel to take out Hezbollah targets in Venezuela, it’s game over for the Supreme Leader of Iran and the Mullahs.
The Iranian regime will soon face a funding shortage for their Islamic regime with the sanctioned oil being cut off, and the people of Iran have never had a better opportunity for their internal regime change than now.
Hopefully we see that meeting take place soon! @StephenM@SusieWiles@SecRubio
لعنت به حکومت روسیه
لعنت به حکومت روسیه
لعنت به حکومت روسیه
لعنت به حکومت روسیه
لعنت به حکومت روسیه
لعنت به حکومت روسیه
لعنت به حکومت روسیه
لعنت به حکومت روسیه
لعنت به حکومت روسیه
#جاویدشاه
I had the honor of meeting Crown Prince Reza Pahlavi in Paris to discuss our 2,500-year biblical bond, and work towards a free and democratic Iran.
Beyond supporting the Iranian people's fight for liberty, I announced the launch of the Iran Peace and Prosperity Fund - a global private investment initiative designed to mobilize international business and capital to rebuild Iran’s economy the moment the regime falls.
To mark this turning point, I presented him with two Jerusalem-stone Mezuzahs, inscribed by an Iranian-Israeli scribe. One will hang at the future Israeli Embassy in Tehran, and the other at the Iranian Embassy in Jerusalem.
We stand shoulder to shoulder with the brave people of Iran as we prepare for a future of freedom, peace, and mutual prosperity.
چهل و شش سال از درگذشت پدرم میگذرد، اما او امروز زندهترین چهره سیاسی در پیشگاه تاریخ و دل ایرانیان است.
شعله عشق ملت ایران به او روز به روز بلندتر و فروزانتر میشود. همانطور که جاویدنام مجیدرضا رهنورد به نیابت از میلیونها جوان ایرانی نوشت: «نسلی عاشقت شد، که تو را هرگز ندید».
پدرم با تمام وجود، عاشقِ ایران بود. قلب او با طبیعت این خاک میتپید و باریدن باران بر دشتهای ایران، برایش بهترین و زیباترین خبر بود.
او در ۲۲ سالگی، کشور را در شرایط دشوار اشغال متفقین تحویل گرفت و با تکیه بر میهنپرستی، ایران را به سوی دروازههای تمدن بزرگ هدایت کرد. اگر فاجعه ۵۷، مسیر تاریخ ما را منحرف نمیکرد، ایران امروز یکی از درخشانترین قطبهای رفاه و توسعه در جهان بود.
هممیهنانم، اگر به راه او باور داریم، مسئولیت بزرگی بر دوش ماست. برای وفاداری به نگاه او، ما باید ایران را از این فرقه تبهکار پس بگیریم و آن را دوباره بسازیم.
پاینده ایران
در حالی که جنگافروزان جمهوری اسلامی در تهران و پناهگاههای امن خود پنهان شدهاند، سربازان وظیفه و نیروهای جوان را در پادگانهایی بیدفاع رها کردهاند، بیآنکه حتی توان حفاظت از این نیروها را داشته باشند. این رژیم بار دیگر نشان داده است که میان جان فرزندان ایران و بقای خود، همواره بقای خود را انتخاب میکند.
جمهوری اسلامی این جنگ را بر ملت ایران تحمیل کرده است و مسئولیت جان همه قربانیان آن، از جمله سربازان در پادگان بمپور، بر عهده همین حکومت است. آرزوی همه ما، صلح، امنیت و آرامش برای تمامی ایرانیان است، اما تا زمانی که این رژیم بر سر کار باشد، نه امنیتی پایدار ممکن است و نه صلحی واقعی.
این رژیم تبهکار بیش از آنکه دلنگران امنیت مردم ایران باشد، نگران حفظ حزبالله لبنان و دیگر نیروهای نیابتی خود در منطقه است. برای این رژیم، بقای بازوهای تروریستیاش از امنیت و جان مردم اهواز، زاهدان، بندرعباس، بوشهر، چابهار و سراسر ایران مهمتر است.
خطاب من به سربازان، افسران و همه نیروهای میهندوست است. جان خود را برای بقای جمهوری اسلامی به خطر نیندازید. سوگند شما به ایران است، نه به رژیمی که در لحظه خطر، سرکردگانش میگریزند و شما را بیپناه رها میکنند.
من با خانوادههای داغدار سربازان وظیفه که در حملات اخیر به مراکز نظامی جمهوری اسلامی جان باختند، عمیقأ همدردی میکنم، و از خانوادههای همه سربازان وظیفه میخواهم تا آنجا که در توان دارند، اجازه ندهند فرزندانشان در این شرایط خطرناک به خدمت سربازی اعزام شوند. هیچ پدر و مادری نباید فرزند خود را به پادگانهایی بفرستد که امروز به جای محل خدمت، به میدان مرگ تبدیل شدهاند.
این جوانان، فرزندان این سرزمین هستند، نه سپر انسانی جمهوری اسلامی. آنها نباید بهای بقای حکومتی درمانده را با جان خود بپردازند.
همچنین از مردم شریف ایرانشهر و زاهدان که برای اهدای خون و یاری رساندن به سربازان مجروح پادگان بمپور شتافتند، صمیمانه سپاسگزارم. این همبستگی ملی یادآور این حقیقت است که مردم ایران، حتی در سختترین روزها، فرزندان خود را تنها نمیگذارند.
ایران به فرزندانش زنده نیاز دارد، برای ساختن آیندهای آزاد، آباد و سربلند
من باور نمیکنم تنها کسی که پشت شاه بود و پرچم شیر و خورشید رو برای مردم ایران بالا برد، به مرگ طبیعی رفته باشه.
چقدر اون روز هممون برای این کارش اشکی شدیم…
I am deeply saddened by the sudden passing of Senator Lindsey Graham, a steadfast friend of the Iranian people and a proud defender of freedom.
At moments when moral clarity was required, Senator Graham stood on the right side. When friends were seldom found, he stood alongside the people of Iran in their struggle against tyranny.
He used his voice to ensure that the voices of those fighting for justice were heard in the halls of power. His support for Iran’s Lion and Sun Revolution earned him the title “Uncle Lindsey” among Iranians. He will be remembered with profound gratitude and deep respect.
We extend our deepest condolences to Senator Graham’s family, loved ones, colleagues, and the people of South Carolina and the United States.
May he rest in peace and may others carry on the fight for freedom.
از درگذشت ناگهانی سناتور لینزی گراهام، دوست ثابتقدم مردم ایران و مدافع سربلند آزادی، بسیار متاثر شدم.
در لحظاتی که به شفافیت و قاطعیت اخلاقی نیاز بود، سناتور گراهام در سمت درست ایستاد. در روزهایی که دوستان و همراهان مردم ایران اندک بودند، او در مبارزه با استبداد، در کنار آنان ایستاد.
او از جایگاه و نفوذ خود بهره گرفت تا صدای مبارزان راه عدالت در مراکز قدرت شنیده شود.
ایرانیان حمایتهای سناتور گراهام را در جریان انقلاب شیروخورشید هرگز فراموش نمیکنند، و یاد او را همواره با سپاس و احترامی عمیق گرامی خواهند داشت.
مراتب تسلیت و همدردی خود را به خانواده، دوستان و همکاران سناتور گراهام، و همچنین به مردم ایالت کارولینای جنوبی و سراسر ایالات متحده آمریکا ابراز میداریم.
روحش در آرامش باد. امید که دیگران راه او را در مبارزه برای آزادی ادامه دهند.
خواهر سعید زینالی، جوانی که در اعتراضات کوی دانشگاه در ۱۸ تیر ۱۳۷۸ به دست جمهوری اسلامی بازداشت و ناپدید شد، میگوید: آن موقع حتی خیلی از خانوادههای نزدیکمان هم ما را تنها گذاشتند. الآن خوشحالم که بچهها فراموش نمیشوند، این صداها شنیده میشود و همه با هم هستیم.
مردم عادی ایران همیشه از چپها باهوشتر و سیاستمدارتر بودهاند. دیدید چپها و فمینیستها در جنگ اخیر، به بهانهٔ «مبارزه با امپریالیسم»، چگونه از جمهوری اسلامی دفاع کردند؟
در سال ۵۸ هم دقیقاً همین جریانها، با همان بهانهٔ مبارزه با امپریالیسم، حجاب اجباری را بر سر زنان ایران تحمیل کردند.
هممیهنان عزیز،
جمهوری اسلامی میکوشد صدای واقعی مردم ایران را در میان هیاهوی مراسم حکومتی برای یک جنایتکار بالفطره و یکی از منفورترین حاکمان تاریخ ایران پنهان کند. رژیمی فرسوده، پوسیده و رو به زوال، با نمایشهای ساختگی، تبلیغات دروغین و هزینههای هنگفتی که از جیب مردم ایران غارت میشود، تلاش دارد تصویری جعلی از مشروعیت برای خود بسازد.
اما حقیقت ایران جای دیگری ایستاده است؛ در کنار نام و یاد فرزندان دلاوری که با آگاهی، رشادت و فداکاری، در یکی از حساسترین لحظات تاریخ این سرزمین، جان خود را در راه آزادی ایران فدا کردند.
بیش از ۴۰ هزار جاویدنام دیماه، با آگاهی از خطرهای پیش رو، قدم در این مسیر گذاشتند. آنان میدانستند شاید دیگر هرگز به خانه بازنگردند، اما در لحظهای که ایران به آنان نیاز داشت، ایستادند. آنان بر خلاف مزدوران ضحاک، برای وعدههای ناچیز و منافع شخصی به میدان نیامده بودند. آنها، شکوهمند، برای بازپسگیری ایران و هویت ملیمان برخاستند. آنان که از جنس زندگی، باور و نور بودند، در برابر تاریکی ایستادند تا نام ایران زنده بماند؛ و نامشان برای همیشه در تاریخ سرزمین ما ماندگار شد. آنان نشان دادند که عشق به میهن، از ترس مرگ نیرومندتر است.
امروز شش ماه از آن روزها گذشته است، اما برای خانوادههای شریف جاویدنامان، زمان همچنان در همان شبهای دشوار متوقف مانده است؛ خانوادههایی که عزیز و گاه تنها نانآور خود را از دست دادهاند؛ پدران و مادرانی که هر صبح با جای خالی فرزندشان چشم میگشایند؛ همسران، خواهران و برادرانی که در کنار رنج سوگ، فشار تهدید و سرکوب را نیز تحمل میکنند.
این خانوادهها تنها صاحبان یک داغ نیستند؛ آنها نگهبان و امانتدار یاد و فداکاری دلیرترین فرزندان ایران هستند. مسئولیت همه ماست که اجازه ندهیم این بار سنگین را به تنهایی بر دوش بکشند. وظیفه ملی و میهنی ماست که بیش از پیش پشتیبانشان باشیم؛ به دیدارشان برویم، صدای آنان را بازتاب دهیم، یاد عزیزانشان را زنده نگه داریم و در حد توان خود، نگذاریم فشارهای روحی، تهدیدها و دشواریهای مالی، آنان را به سکوت و فراموشی وادار کند.
تاریخ بارها نشان داده است که هیچ قدرتی نمیتواند اراده ملتی متحد را که برای رهایی و ساختن آیندهای بهتر برخاسته است، برای همیشه خاموش کند. راهی که با فداکاری فرزندان جاویدنام ایران روشن شده است، ادامه خواهد یافت؛ تا روزی که ایران به آزادی، دولت ملی و آیندهای شایسته ملت بزرگ ما دست یابد.
پاینده ایران