دنیا بهمون میگه که جدی بشیم
ولی زندگی تو واقعیت یعنی زندگی در درد و ترس
اگه یه مکانیسم دفاعی باعث بشه از لحظات سخت عبور کنیم، چقدر میتونه بد باشه؟
شاید واقعیت اینه که ما نیاز به انکار داریم
-Sex and the city
هر وقت مراسم اسکاره یا مثلا المپیک و جام جهانی و غیره تو دنیا برگزار میشه حسم بیشتر از همیشه اینجوریه که عباس معروفی میگفت:
تمام مردم جهان زندگی میکردند و ما، فقط داشتیم زنده میماندیم.
دوستم یه حرف خیلی قشنگی بهم زد
گفت که تو خیلی از ارتباطاتت رو بخاطر این قطع یا کم میکنی که حس ناامنی میکنی نه اینکه اونا ادمای بدی هستن، تو وقتی کنارشونی حالت خوب نیست و احساس امنیت نمیکنی و واقعا هم همینه :)))
تابستون یک فصل کسشر بی فایدست توی ایران، ساحل ماهل که نمیتونی بری مث آدم، دهن ماشینو که میگاد، عرقم که میکنی، زجه هم که میزنی، درود بر زمستون درود بر برف، درود بر سگ لرز